تبليغاتX
سپیده

سلام به وبلاگ سپیده خوش آمدید                                                                                                                                                          در انتظار نظرات سبز شما هستم

تاملی پيرامون ماهواره و تقابل ما با آن
مسأله ماهواره راهبردي اصولي مي‌خواهد!

مهدي عجم
بيش از نيم قرن از پرتاب نخستين ماهواره دنيا در دهه پنجاه قرن بيستم ميلادي در جهان مي‌گذرد و حال بيش از چندين هزار ماهواره ريز و درشت ارتباطي، راديو و تلويزيوني، جغرافيايي، نظامي، جاسوسي، فضايي و… دور كره زمين را اشغال كرده‌اند و براي بشر امروزي تصور لحظه‌اي زندگي بدون وجود اين ماهواره‌ها تقريباً محال شده است. اگر امروزه در شهر و ديارتان كه متأسفانه ديگر لازم نيست حتي تهران! هم باشد سري به پشت بام منزل يا آپارتمانتان بزنيد با پديده‌اي كه تقريباً عادي هم شده مواجه خواهيد شد و آنهم ظهور قارچ‌گونه بشقاب‌هاي كوچك و بزرگ و سياه و سفيد بر فراز بسياري از بامهاست كه شما را متوجه حقيقتي مي‌كند كه نمي‌توان از آن گريخت و آن را كتمان كرد. در استفاده از ماهواره نيز جوانان هميشه پيش قدم هستند. طبق مطالعه‌اي كه سازمان ملي جوانان انجام داده جوانان تهراني رتبه اول استفاده از ماهواره را دارند و پس از آن جوانان استانهاي چهارمحال و بختياري و آذربايجان غربي، قم، سيستان و بلوچستان، خوزستان، يزد، خراسان و اردبيل در رتبه‌هاي بعدي قرار مي‌گيرند. اين جوانان در بيان عادات خود در نحوه استفاده از ماهواره اظهار داشته‌اند كه اولويت ديدن برنامه‌هاي ماهواره‌اي آنان به ترتيب مربوط به فيلم‌هاي سينمايي جنگ‌ها، اخبار و موسيقي است. خواه ناخواه استفاده از ماهواره در جريان است.
راهبرد اول؛ محدوديت
اوايل دهه هفتاد در كشورمان با بالا گرفتن زمزمه‌هاي ورود ديش‌ها و رسيورهاي ماهواره‌اي مجلس چهارم شوراي اسلامي طرحي را مبتني بر ممنوعيت استفاده از تجهيزات دريافت تصاوير ماهواره‌اي ارائه كرد كه در سال 73 به تصويب نهايي رسيد.  در آن زمان استراتژي محدوديت براي مقابله با اين پديده نوين ارتباطي برگزيده شد و نيروي انتظامي و دستگاه قضايي مأمور مبارزه با عوامل تهيه و توزيع و استفاده از آن شدند. شايد 10 سال پيش كسي در انتخاب اين راهبرد شك نكرد اما امروز وضع كاملاً فرق كرده است. مهندس عزت‌ا... ضرغامي معتقد است مصوبه مجلس چهارم در ممنوعيت استفاده از تجهيزات ماهواره‌اي نقش بسيار مهم و تعيين‌كننده‌اي در جلوگيري از رواج قارچ گونه پديده‌اي داشت كه مي‌رفت تا در زماني اندك مانند ميهمان ناخوانده و نامبارك كانون گرم و پر عاطفه خانواده‌هاي اصيل ايراني را مورد تهديد جدي قرار دهد و اين چيزي بود كه در قانون اساسي در اصلي كه مي‌گويد دولت موظف است با ايجاد محيط مساعد براي رشد فضايل اخلاقي بر اساس ايمان و تقوا و مبارزه با كليه مظاهر فساد و تباهي اقدام كند، صريحاً به آن اشاره رفته است.
اما حال بايد پرسيد كه بيش از ده سال است كه قانون ممنوعيت مطلق تصويب شده است، هنوز نصاب‌هاي ماهواره كارشان را مي‌كنند، مسئولان فرهنگي تذكرشان را مي‌دهند و هر از چندي تعدادي ديش كشف مي‌شود و هنوز خيلي‌ها شبكه‌هاي ماهواره‌اي را در هم و بر هم اخلاقي و غير اخلاقي تماشا مي‌كنند و كك كسي هم نمي‌گزد.

راهبرد دوم؛ آزادي رسانه‌اي!
در كنار نگاه اول كه بيان شد برخي نيز معتقدند كه ماهواره يك جريان است و نمي‌توان جلوي آن را گرفت. دكتر وحيد عقيلي كارشناس ارتباطات اجتماعي در اين مورد عقيده دارد با توجه به گسترش تكنولوژي‌هاي ارتباطي در سال‌هاي آينده تجهيزات ماهواره‌اي كوچكتر مي‌شود به نحوي كه نظارت فيزيكي بر آن غير ممكن مي‌شود. بنابراين ضابطين قضايي نمي‌توانند در اين مورد كاري انجام دهند و اين قانون نقض خواهد شد. كارشناسان طرفدار اين نگرش معتقدند بافت اخلاقي و مذهبي جامعه ما خود بزرگترين مانع براي استفاده منفي از اين پديده خواهد بود. البته تجربه اين ده ساله نشان داده است كه تنها دلخوش كردن به بافت مذهبي جامعه دليلي براي عدم اثرات سوء ماهواره بر جوانان حتي در خانواده‌هاي مذهبي و متدين نيست، چه بسا انحرافات شديد اخلاقي و جرايم سنگين كه پس از تماشاي تصاوير و برنامه‌هاي غير اخلاقي در همين خانواده‌هاي متدين روي داده است كه گاهي اوقات در صفحه حوادث روزنامه‌ها به آنها اشاره مي‌شود.
نگاهي به ديگران
نگاهي به تجربه برخي كشورهاي شرقي و آسيايي در برخورد با اين دست پخت غربي‌ها نيز خالي از فايده نيست. در سنگاپور استفاده از گيرنده‌هاي ماهواره‌اي مانند كشورمان به كلي ممنوع است و جريمه سنگيني براي متخلفين در نظر گرفته‌اند. و دليل سنگاپوري‌ها در توجه اين قانون لزوم بيان حفظ و صيانت فرهنگ و هويت ملي عنوان مي‌شود.
در تايلند استفاده از گيرنده‌هاي ماهواره‌اي آزاد است اما بروي ماهواره ASIA SAT كه در اين كشور بهتر دريافت مي‌شود شبكه‌هاي مستقيم مستهجن وجود ندارد و فيلم‌هاي سينمايي اكثراً سانسور مي‌شوند. با اين وجود مسئولان مختلف فرهنگي و رسانه‌اي تايلند به طور جدي بر ضرورت كنترل كالاهاي فرهنگي و كانال‌هاي ماهواره‌اي تأكيد دارند و مدعي هستند با سرمايه‌گذاري انجام شده بر روي سيستم تلويزيون كابلي توانسته‌اند علاقه كاربران ماهواره را به سمت استفاده از اين سيستم سوق دهند. در مالزي استفاده از آنتن‌هاي ماهواره‌اي ممنوع بوده و 25 هزار دلار جريمه براي متخلفان در نظر گرفته شده است در اين كشور با بكارگيري دو ماهواره اختصاصي، برنامه‌هاي پالايش شده ماهواره‌اي را به سمت اين ماهواره هدايت كرده و براي مردم خود پخش مي‌كنند. در كشور اندونزي نيز ماهواره آزاد است.
بايد كاري كرد!
مدتي است كه زمزمه تغيير استراتژي برخورد با ماهواره در كشور راه افتاده است و مسئولين فرهنگي نظام به اين فكر افتاده‌اند كه بايد كاري كرد. سعيد ابوطالب نماينده مجلس هفتم و عضو كميسيون فرهنگي مجلس مي‌گويد: به نظر ما ماهواره يك فرصت فرهنگي است اما هنجار و ناهنجار هم در آن است و ما بايد به فكر استفاده درست از آن باشيم. كه البته فقط هم بحث كشور ما نيست. تهاجم فرهنگي در همه كشورهاي غربي و شرقي در مقابل فرهنگ آمريكايي وجود دارد. ابوطالب همچنين مي‌گويد هيچ كس اعتقاد ندارد كه مردم ما اگر تجهيزات ماهواره در خانه دارند مي‌خواهند شبكه‌هاي خلاف اخلاق نگاه كنند اما اين به اين معنا هم نيست كه اگر در خانه‌ها بود آن وقت هيچ كس سراغ اين شبكه‌ها نمي‌رود. يك سري از كانال‌هاي ماهواره فقط سم هستند البته به نظر من 10 درصد برنامه‌هاي ماهواره ناهنجار و 90 درصد آن فرصت فرهنگي براي مردم است.
واكسن ماهواره مي‌خواهيم!
دكتر احمد علي نوربالا متخصص اعصاب و روان با اشاره به دو بعد جهاني و مادي و معنوي و روحاني انسان تأكيد مي‌كند كه رسانه‌ها مانند ماهواره با توجه به فرد استفاده كننده و نحوة استفاده از آن تأثيرات بخصوصي مي‌تواند داشته باشد عده‌اي به برنامه‌هاي خبري آن علاقه‌مندند و عده‌اي به دنبال سرگرم شدن و تفريح هستند كه انواع فيلم‌ها، سريال‌ها، مسابقات و برنامه‌هاي ورزشي از اين گروهند. اما عده بسيار كمي هم از برنامه‌هاي مبتذل و مستهجن ماهواره استفاده مي‌كنند كه تأثيرات بسيار منفي هم دارد. لذا بايد افراد را براي اين مسأله واكسينه كنيم، همانطور كه ما خود را در مقابل بيماري‌ها واكسينه مي‌كنيم در مورد ماهواره نيز بايد اين روند را در پي بگيريم و تمايل افراد به استفاده از اين فن‌آوري را هميشه منفي ارزيابي بكنيم. در اينجا واكسيناسيون به مفهوم پيش‌گيري اوليه است دكتر نوربالا همچنين مي‌گويد: در زمينه سرگرمي و برنامه‌هاي مفرح نيز ما بايد به سمت توليد و تهيه بيشتر برنامه‌هاي مفيد و جذاب حركت كنيم و ذائقه همه مخاطبان را بسنجيم و حساب شده برنامه‌ريزي كنيم.
صدا و سيما و ماهواره!
سعيد ابوطالب همچنين مي‌گويد: ممنوعيت استفاده از تجهيزات ماهواره‌اي درست است و از اين هم بايد سخت‌تر گرفته شود اما بايد راهكاري ايجاد شود كه مردم بتوانند از بخش مفيد آن استفاده كنند ما بايد تلويزيون را موظف كنيم تا يك سري شبكه ماهواره‌اي تأسيس كند شبكه‌هايي كه برنامه‌هاي مناسب ماهواره را دريافت كرده و مستقيم براي مردم پخش كند. يعني اين جزو وظايف صدا و سيما بشود كه براي مخاطبان برنامه‌هاي مناسب را اعم از اخبار، مستند، خانوادگي، ورزشي و ... پخش كند. اين باعث مي‌شود كه عدالت فرهنگي هم رعايت شود و مردم لازم نباشد پولي براي ديدن برنامه‌هاي خوب خرج كنند. اين مسأله يك خوبي هم دارد كه عامه مردم متوجه مي‌شوند كه برنامه‌هاي ماهواره‌ هم خبري نيست چون در بين برخي مردم يك عطش كاذب در اين مورد وجود دارد. به عقيده ابوطالب اگر حاكميت مدلي را ارائه كند كه منافع مردم در آن منظور شده باشد استدلالش براي همه مورد قبول خواهد بود آن وقت ديش‌ها اگر 20 سانتيمتر هم بشود دولت وظيفه دارد با خريد و فروش آنها مقابله كند يعني در مقابل يك مدل درست بايد با انواع تقلبي آن به شدت برخورد شود.
در امان ماندن از آثار مخرب شبكه‌هاي تلويزيوني ماهواره‌اي در همه جاي دنيا مسأله است به ويژه در كشورهاي مسلمان كه پايبندي بيشتري به اصول اخلاقي دارند.
در كشور كوچك امارات متحده عربي شركت‌هاي اينترنتي و شبكه‌هاي ماهواره‌اي همه در انحصار دولت قرار دارند و اين شبكه‌ها موظف به رله يكسري كدهاي مربوط به برنامه‌هاي غير اخلاقي هستند اين كدها برنامه‌هاي ضد اخلاقي و مستهجن را از روي رسيورها پاك مي‌كند و متخلفان اين قانون نيز به شدت مجازات مي‌شوند.
و آخر اينكه …
به هر حال دهكده جهاني مارشال مك لوهان روز بروز كوچكتر مي‌شود و فكر مي‌كنم زماني فرا رسيده است كه ما هم بعد از آنكه جرأت رويارويي با مسأله را پيدا كرديم جرأت فكر كردن به راه حل‌هاي آن را هم پيدا كرده باشيم، و با ماهواره منطقي و اصولي برخورد كنيم و به آشفته‌بازار جامعه فعلي در برخورد با ماهواره پايان دهيم. به قول سيد مرتضي آويني بايد خانه‌هامان را بر دامنه آتشنان بنا كنيم و نهراسيم. آن‌سان كه راهزنان از آسمان وارد مي‌شوند و حصارها ديگر جواب نمي‌دهد، بايد به مواجهه‌اي اصولي دست يازيد.

+ نوشته شده  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 8:40  توسط mahdi  | 
 

حسین و دنیا طلبان همه تاریخ

 

«كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا» جمله اي است كه بارها و بارها كل يوم عاشورا
شنيده ايم اما شايد تكرار بي شمارش ما را  از درك حقايق آن غافل ساخته است. اگر هر روز عاشورا است و هر زمين كرببلا، جا دارد كه از خود بپرسيم در كدامين قافله هستيم، قافله اي كه سالار آن حسين است و سفرش سر انجامي رو به آسمان دارد، يا قافله اي كه همه، سرسپرده شيطانند. «و اين ره كه به سرزمين طف در كرانه فرات مي رسد، راه تاريخ است، ياران شتاب كنيد كه زمين نه جاي ماندن، كه گذرگاه است. مپندار كه تنها عاشوراييان را بدان بلا آزموده اند و لاغير، صحراي بلا به وسعت همه تاريخ است. »
    آري، پس هر روز، روز امتحان است. و چه شد كه عده اي در قافله اصحاب عاشورايي جاي گرفتند و عده اي ديگر در قافله فرصت طلبان بي‌دين؟ مگر نه اين است كه بشر را فطرتي الهي است، پس بازگشتگان به جاهليت، با فطرت خويش چه كردند كه باران رحمت كلام امام بر شوره‌زار وجودشان اثر نكرد! و اين چه ظلمتي است، كه وجود سراسر نور امام را نيز انكار كرده است؟ و آن جز دنيا طلبي و اسير دنيا شدن چه مي تواند باشد؟
       «آري، در يك طرف حسين بود و اصحابش ولي در نقطه مقابل آن كساني بودند كه فريب زندگي، آنها را به خود مشغول كرده بود؛ دنياي مادي، زخارف دنيايي، شهوات و هواي نفس، آنها را از خود بي خود كرده بود. سهمي را كه خداي متعال براي آفرينش هر انساني قرار داده است- كه اين عبارتست از سعادت و خوشبختي دنيا و آخرت – به بهاي پست و ناچيز و غير قابل اعتناي دنيا فروخته بودند. اين خلاصه نهضت حسيني است.»
     دنيا طلبي آن است كه كسي براي خود بخواهد و براي خود حركت كند و با در اختيار گرفتن آنچه كه حق تهيدستان جامعه است براي خود وجهه حق بسازد.
     و هشيار باشيم و مراقب، كه اين تحولات آرام و پنهاني اتفاق مي افتد به مثال حركت مورچه‌اي سياه بر سنگي تيره در شبي تاريك، و چشم كه بازكني جامعه را در دوراهي انتخاب قرار داده اند، در يك امتحان بزرگ، امتحاني مانند قيام ابا عبدالله ...، آن وقت « اگر خواص پايشان در مقابل دنيا بلرزد حسين بن علي (ع) به مسنح كربلا خواهند رفت.» و جامعه در امتحان خويش مردود مي‌شود.
وقتي عدالت در جامعه اي به فراموشي سپرده شود دارايي و ثروت در دست طبقه محدود و خاصي از جامعه بچرخد و عبوديت خداوند و ارزشها در اين طبقه روز به روز پايين تر رود آن وقت است كه معيارها جابجا مي شود همه ارزشها به ظواهر داده مي شود و ارزشهاي واقعي واقعي رنگ مي‌بازد.
     آيا دنيا طلبي اين نيست كه: شاهد اختلاص يك ميليارد و 126 ميليوني ريالي شعبه كوچكي از يك بانك باشيم؟!»
     آيا دنيا طلبي اين نيست كه: «تنها متهم رديف اول پرونده فرودگاه پيام، 33 ميليارد تومان بدهكار باشد؟»
     آيا دنيا طلبي اين نيست كه: «گزارشات حكايت از واگذاري غير قانوني 66 هكتار از اراضي مجاور زاينده رود به همسران تعدادي از مديران استان داشته باشد؟»
     و بالاخره آيا دنيا طلبي اين نيست كه: « رئيس سازمان بازرسي كل كشور خبر از 11 هزار شكايت در طول سال جاري از فساد اداري در واگذاري اراضي و جنگلها خبر دهد؟» و...
     ولي با همه اين حوادث نه چندان رضايت بخش صداي قدمهاي دولت علوي، در چند ماه گذشته نويد مسيري تازه است، پس ا ز 16 سال فراموشي و غفلت از حق و عدالت.
     اقداماتي از قبيل سفر به استانهاي محروم و اختصاص بودجه بيشتري نسبت به گذشته در جهت حل مشكلات و نارساييهاي مردم اين مناطق، دميدن روح تازه در ميان مسلمانان جهان با سخنان شجاعانه و دفاع بي پروا از مظلومان فلسطيني در حكم لبيك به دعوت امام زمان خويش نيست؟!
    و اگر تو نيز مرد ميدان صداقتي كه هيچ، وگرنه به جاي آنكه با زبان «زيارت عاشورا» بخواني در خيل اصحاب آخر الزماني حسين با دل به زيارت عاشورا برو.
يا حق

سمیرا خطیب زاده

+ نوشته شده  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 8:31  توسط mahdi  | 

 تاملی پیرامون تبلیغات بازرگانی در صدا و سیما

رسانه ملی  دم خروس و .....


     خسته نباشيد، اين خسته نباشيد از آن خسته نباشيد هايي است كه زحمت كار از تنتان بيرون رود. چرا كه بر كسي پوشيده نيست كه قسمت بازرگاني صدا و سيما از آن قسمت هاي پر طرفدار قشر مرفه است كه در اين قسمت گوششان بريده و جهت عموم مردم  خلق الله استفاده مي شود كه برادران و خواهران بزرگوار به چه قيمتي!!
    هميشه و در همه جا دم از عدالت مي زنيم و نمي دانيم كه وقتي آن بچه يتيم و يا فرزند آن كارگر و كارمند كه حقوق خانوادگي آنها كفاف خرج كرايه خانه و زندگي را نمي دهد، تبليغات دارا و سارا و لپ لپ و دفترهاي فانتزي، شهر بازي و ... را مي بينند و آهي از نهادشان بر مي آيد كه وجود آدمي را مي سوزاند.
     آيا تا به حال با يتيمي برخورد كرده ايد كه تلويزيون نگاه مي كند و نگاه حشرآميز تبليغات تلويزيوني مي اندازد و ان همه مشكلات عصبي و رواني را در پي خواهد داشت بزرگواران من برخود دانسته ام فرزندي كه گريه مي كرد و مادر از گريه او نيز گريه مي كرد كه ندارم .
     حال از اين مقوله كه بگذريم كه دل همه خون است ولي روي اصلي سخنم اين قسمت است كه مگر خود حضرات صدا و سيما شبكه اول را شبكه ملي نمي خوانند و مگر نه اينكه شبكه اي استاني را به جهت كار كرد فرهنگي و استاني شروع به كار كرد مگر نه اين است كه همه از      مهاجران شهرستاني به تهران گله مي كنند و اين كه اي شهرستاني ها به تهران نياييد ولي اينجا يك سؤال دارم كه دم خروس را باور كنيم يا ...
    از اين طرف شما تبليغات پارك آبي و سرزمين عجائب و رستوران فلان و سينماهاي تهران و فيلم فلان در سينماي تهران و ... را در شبكه هاي ملي پخش مي كنيد و آن وقت افراد از همان كوچكي يك كمبودي در شهرشان نسبت به تهران احساس مي كنند و در مدد رفع آن بر مي آيند وقتي هم كه به سن و سال مهاجرت مي رسند به تهران مهاجرت مي كنند كه البته عوامل ديگري هم در ان دخيل است كه از ان جمله، كار، تحصيل، درمان و... را مي توان عنوان نمود ليكن اثر تبلیغات رسانه ای    را نباید نادیده  ناديده گرفت.

 رضا قرایی
 

+ نوشته شده  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 8:27  توسط mahdi  | 
يك حديث، چند تأمل

آیینه را اگر بشکنی...

نگاهي به حديث «مؤمن آينه مؤمن است» از حضرت علي(ع):
• آينه عيبها را فقط به خود انسان نشان مي دهد نه به كسي ديگر
• آينه عيبها را همانطور كه هست نشان مي دهد نه كمتر و نه بيشتر و نه بزرگ و نه كوچك
• آينه عيبها را در محل خودش نشان مي دهد نه محل ديگر
• آينه همانطور كه عيبها را نشان مي دهد خوبي ها را هم نشان مي دهد
• آينه عيبها را فقط در حضور خود انسان نشان مي دهد نه در غيبت او
• آينه عيبها را فقط به خود شخص نشان مي دهد نه به ديگران
• آينه عيبها را بدون تعارف و به سادگي نشان مي دهد
• آينه عيبها و خوبي ها را طوري كنار هم نشان مي دهد كه شخص ناراحت نمي شود بلكه خوشحال هم مي شود و آن عيب را رفع مي كند
• عيبها در آينه باقي نمي ماند و پاك مي شود
• اگر آينه تار و كثيف شود و شخص را هم تيره نشان مي دهد و اگر آينه را تميز و صاف كني خود را روشن مي بيني
• آينه ظاهر شخص و اعمال او را نشان مي دهد و نيت و افكار شخص را نشان نمي دهد
• اگر آينه را بشكني تصوير خودت شكسته و نامفهوم مي‌شود ولي آينه به تعداد شكسته‌هايش تبديل به آينه جديد مي شود

محمد بیگدلی

+ نوشته شده  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 8:3  توسط mahdi  | 

از عصر عاشورا تا صبح فجر

سالها دور، در صحرايي گمنام در ميان اهل زمين و مشهور بين آسمانيان،‌قافله اي كوچك به ظاهر وعده و عُده اما بزرگ در فضيلت و شجاعت رحيل اقامت گزيد تا تاريخ بشريت ورقي ديگر خورد. آن قافله عشق بهمراه برترين انسانهاي آن روزگاران حماسه اي را رقم زدند كه بنابر شهادت دشمنان، خوني تازه بر پيكر بي رمق و دشنه ديده اسلا‌م نبوي ترزيق كرد. و چه بسا كه دين پيامبر را پس از سالياني تحريف و تحقير و توهين، نجاتي تازه بخشيد و اين مهم ممكن نبود مگر به خون فرزندان رسول و برترين افراد خاندان او.
سالياني نزديك نيز پيري از سلا‌له حسين دگر باره برپاخاست و فرياد برآورد كه دين پيامبر و خاندان او مهجور مانده و باقيمانده مدرن آل اميه و عباس در قالب خلعت منحوس پادشاهي پهلوي حق حكومت بر ملت علوي ايران را ندارند. خميني كبير آن مرد خدا دقيقا به تاسي  از جدش حسين بن علي (ع) پايه گذار نهضتي در ايران گشت كه در امتداد قيام عاشورايي جدش به شمار مي رفت و خود او بارها اذعان كرد كه محرم و صفر است كه اسلا‌م را زنده نگه داشته است قيام حسيني الگوي مادر حركت و نهضت است و نهضت پير خمين كه در بهمن 57 گل نمود وبه بارنشت همراه با خيل عاشورائيان فجرآفرين اين پيام را به جهانيان پژواك نمود كه اسلا‌م تمامي سنگرهاي كليدي جهان را فتح خواهد كرد.
و در عصر آخر الزمان همگان خواهند ديد كه نهضت حسين اين سر سلسله عشاق عالمگير خواهد گشت و تشيع علوي كه همان جوهره اسلا‌م ناب است يگانه مذهب عالميان خواهد شد.
و حال تقارن پر معناي روزهاي شور و عزاي حسيني با طليعه ايام به بار نشستن نهضت خميني كبير ديگر نشانه اي است از اصل ثابت شجره طيبه ولا‌يت، چه انقلا‌ب اسلا‌مي ايران، خود جلوه اي از اراده عاشورايي اباعبدا... الحسين است كه فرمود اريد ان امر بالمعروف و انهي عن المنكر و به اميد آنكه هيئات سوگواري و دسته هاي عزاداري محمل مقدسي براي عاشورائيان و علمداران حقيقي آرمان هاي كربلا‌ئي باشد تا گامهاي استوارتري در راستاي انقلا‌ب جهاني و عدالت گستر مهدوي برداشته شود.
ان شاءا...
مهدی عجم

+ نوشته شده  دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 13:38  توسط mahdi  | 

ذبح عظیم

رضا اميرخاني 1 و بارها مادرانِ مدينه ناگاه دستِ كودكان‌شان را فشرده‌اند كه: - نگاه! پيام‌برِ خدا اين‌گونه راه مي‌رفت... و پدران در مسجد به انگشتِ اشاره فرزندان را متوجه كرده‌اند: - ببين! پيام‌برِ خدا همين‌گونه نماز مي‌خواند... و پابه‌سن‌گذاشته‌هاي لشگر نيز همين كه ورا ديدند، سربرگرداندند كه: - واي بر تو عمر سعد! ما را به جنگِ پيام‌برِ خدا آورده‌اي؟! 2 به سمتِ ميدان كه راه مي‌افتد، هيچ‌كدام از زنانِ اهلِ حرم، نگرانِ زخم نيستند، جمله‌گي نگرانِ چشم‌زخم‌اند. پس صدقه كنار مي‌گذارند و تعويذ مي‌خوانند كه مبادا ورا چشمِ شومي بيازارد. اما راوي بايستي ظاهربين باشد. پس از چشم‌زخم نمي‌نويسد و مي‌نويسد كه زخم‌ها از شماره بيرون بود. حتا از نگاشتنِ ظواهر نيز عاجز است! و حالا همه پرده‌گيان كناره‌ي درگاهِ خيمه ايستاده‌اند و از او مهلتي مي‌خواهند تا سير ببينندش. راه‌ رفتنِ موزونِ علي را نشانه مي‌گيرند و موزون مي‌گويند: “مهلاً مهلا“ بي‌توجه به سجع موزون و مقفايي كه ساعتي بعد راوي خواهد نوشت: “و او را قطعه‌قطعه كردند؛ ارباً اربا“ 3 نزديك است ميانِ چهار قبيله‌ي بزرگِ عرب، جدالي عظيم دربگيرد. روساي چند قبيله ظرفي از خون فراهم مي‌كنند و دست‌هاي خود را در آن فرو مي‌برند تا پيمان ببندند كه مبادا دستِ ديگري افتخارِ نصبِ حجر را از ايشان بربايد. لاشه‌خواران جدالي عظيم را به انتظار نشسته‌اند. عاقبت حكميت جواني تازه‌وارد را مي‌پذيرند. پس حجر‌الاسود را ميانِ عباي جواني مي‌گذارند، كه به نقلِ پيش‌گويان، مهرِ پيام‌بري بر شانه دارد. مردمان هلهله مي‌كنند براي آن كه پس از اين پيام‌بر خواهد شد چرا كه جدالي ختم به خير شده است. و عبا از ميراثِ پيام‌بر است. همان پيام‌بري كه پروردگار در كتابش -نه به طعنه- فرموده بود: “هل جزاء الاحسان الا الاحسان؟ (رحمان-60)“ و حالا چهل قبيله‌ي بزرگِ عرب به جدالي عظيم فرا خوانده شده‌اند. و اين بار نه در ظرفِ خون كه در دشتِ خون دست آلوده‌اند و پيمان بسته‌اند مبادا كه فتحي چنين شكوه‌مند نصيبِ ديگران شود. و همان عبا اين‌بار از دوشِ پسرِ همان پيام‌بر برداشته مي‌شود و روي زمين پهن مي‌شود. تا به جاي سنگي سياه، گوهري سرخ بر آن نهاده شود. شبيه‌ترين مردمان به همان پيام‌بر را در عباي همان پيام‌بر مي‌گذارد. چرا كه پاره‌هاي جسمِ او را نمي‌تواند به بر بگيرد. پس اين‌بار اطرافِ عبا را جوانانِ بني‌هاشم مي‌گيرند و نه حجر را به كعبه، كه گوهر را به خيمه مي‌برند... مردمان براي آن كه پسرِ پيام‌بر است، هلهله مي‌كنند چرا كه جدالي ختم به خير شده است. 4 و فديناه بذبح عظيم! (صافات-107)

رضا امیرخانی

+ نوشته شده  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 10:59  توسط mahdi  | 

دهه شصت دهه امام خمینی

دهه شصت دهه امام خميني(ره) بود و از اين پس دهه ها هر چه بيابيد به جز او انتساب نخواهند داشت . اين او بود که هر آنچه که در تقدير تاريخ انسان اين عصر بود ظاهر کرد . حيات انسان هايي چون او نفخه اي از نفخات روح الهي است که در تن انسان مي دمد ، در تن زمين مرده ، و آن را حيات مي بخشد . امام خميني انساني چونان ديگران نبود ؛ از قبيله انبيا و اصحا ب انان بود و مصداقي از مصاديق معدود ( نبا عظيم ).... که هر هزار سال يکي ميرسد ، و مراد از اين (هزار) عدد هزار نيست ؛ مراد آن است که او خيل ياد آوران است و مورد خطاب «انما انت مذکر» . و مخاطب اين سخن آنانند که نه نامي از انان در تاريخ هاي تمدن هست و نه در تاريخ هاي رسمي ، اما زمين هر چه دارد مديون آنهاست . اينان چون ديگر ابناي بشر از خاک روييده اند ، اما چون ديگران در خاک نمانده اند و سر بر آسمان برآورده اند. و فقط هم اينانند که از حقيقت با خبرند و ديگران را نيز اينان خبر کرده اند . تاريخ حيات باطني بشر تاريخ انبياست و اين تواريخ ديگر که نوشته اند ظنون نگارندگان آنهاست و راهي به حقيقت ندارد . آنها همواره ظاهر را بي نسبت با باطن ديده اند و هر که انچنين بنگرد همه چيز را وارون خواهد ديد. چرا در تاريخ هاي تمد ن به انبيا و اصيايشان اشاره اي نرفته است و اگر هم کساني چون ويل دو رانت به پرداخته اند،وجودشان را درهاله اي از ابهام نگاه داشته اند و درباره تعاليم انبيا سکوت کرده اند؟انبيا براي بهبود زندگي اقتصادي مردمان _ به زعم امروزي ها _ که نيامده اند ! آنها قبل از هر چيز خود را «فرستاده خدا» مي گفته اند و تعاليم خويش را (وحي) مي نا ميده اند . مدعي بوده اند که از جانب خدا آمده اند و خبر ازآسمان دارند ..... و مردمان نيز مي پذيرفته اند ؛ و اگر نه دين و دينداري تا کنون در کره نابود گشته بود . بعد از چند قرن که از رنساس و هبوط بشر در مصداق کلي خويش گذشته است هنوز هم آنچه در ميان مردمان اعتبار دارد تاريخ ميلادي است که از زمان تولد مسيح محاسبه شده است ،و تاريخ هجري است که در زمان هجرت پيامبر اسلام.... و مگر نه اينکه اگر وقايع ديگري براي بشر از وقايع اهميت بيش تري داشت ، آنها را مبدآ تاريخ مي گرفتند؟ اما در کتاب هاي تاريخ تمدن اعصار زندگي بشر را بر مبناي ابزار توليد آنها عصر سنگ و آهن و مفرغ و مس و.... حالا هم عصر تکنولوژي و عصر ارتباطات و عصر فضا و فلان و بهمان ناميده اند . امام خميني پيامبر تازه اي نبود، اما از يادآوران بود ، از مخاطبان ،انما انت مذکر ، که عهد فطري مردمان با خداوند را به آنان ياداوري کرد وبعد از چند قرن که از هبوط بشر در مصداق جمعي کلي مي گذشت ،چونان اسلاف خويش _از ابراهيم و اسماعيل تا محمد (ص)_دوره اي از جاهليت را شکست و عصر ديگري را آغاز کرد. اين عصر تازه را بايد (عصر امام خميني) نام نهاد ، چنان که حق آن بود که اعصار پيشين را نيز به انبيا و اوصيا و يادياران ديگر انتساب مي کنند .و مردمان همواره چنين کرده اند ، اما تاريخ نويسان نه . زيرک ترين آنها همچون آرنورد توين بي در يکي از مفاهيمي که براي (هبوط) قايل مي شود آن را (هبوط نياکان بشر از زيستگاه هايشان در بالاي درختان براي زندگي در خشکي)(!)معنا ميکند. حتي «توين بي» که خودش يک متفکر ظاهراً مذهبي است ، نسبت بين دين و تمدن و باطن و ظاهر وجود انسان را درنميايد، چه برسد به آنان که اصلا براساس ماترياليسم ديالکتيک تاريخ را معنا کرده اند . او اصلا نمي تواند خود را از سيطره اي که داروين به طور نابخود بر تفکر او دارد رها کند و براي هبوط در همان آغاز کتاب سه معنا ذکر مي کند که در چشم ما حقيقتا ابلهانه و بسيار خنده آور است . يکي از معاني همان بود که نوشتم و بعد هبوط را از لحاظ معنوي معنا مي کند. به ديگر سخن آنها زمانيکه صاحب شعور و آگاهي شدند بطور معنوي هبوط نموده اند . سومين معناي هبوط ، که خودش هم آن را غيرقابل توجيه توصيف مي کند ، در ادامه همان معناي دوم است: واقعيت اينست که يک موجود آگاه و ذيشعور مي تواند شرير باشد ولي يک موجود بيشعور نمي تواند ... و بالاخره حتي به ذهنش هم خطور نمي کند که شايد آنچه در کتاب هاي آسماني در معناي هبوط آمده است داراي حقيقت باشد . وجود امام خميني و برکات آن را تنها کساني مي توانند حقيقتا درک کنند که در جست و جوي تاريخ تحول باطني انسان بر کره زمين – که خاستگاه تحولات ظاهري اجتماعي و اقتصادي و سياسي حيات او نيز هست – به تاريخ انبيا رجوع مي کنند . هم آنانند که در صف امام خميني مي گويند که او بت شکني ديگر از تبار ابراهيم بود. . و يا براي وصل مي شود. تبيّن حقيقت مبارزه او با طاغوت به داستان موسي و فرعون در قران رجوع مي کنند ، ويا براي بيان شيوه مبارزه او دربرابر دشمنان انقلاب اسلامي به واقعه کربلا باز مي گردند . خود او حتي يک بار هم نشد که براي تبيين افعال و سياست هاي خو يش مردم را به تاريخ هاي مصطلح رجوع دهد . حتي براي يک بار نگفت که (من آمده ام تا ايران را به توسعه اقتصادي برسانم.) او خود را در برابر (احياي حيات باطني بشر) مکلف مي دانست و مي فرمود که چو تن باطن انسان حيات يابد ، امور مربوط به دنياي او هم اصلاح خواهد شد و اين لفظ (اصلاح) نيز با غايت تاريخ هاي تمدن از (اصلاح) فقط مشترکي لفظي است . مسلمانان به قدرت اقتصادي تسليحاتي نيز دست خواهند يافت، اما اين امر مسلما موکول و مسبوق به يک «تحول نفسي» است که امام خميني براي آن قيام کرده و به آن هم رسيد . و بي رو دربايستي ، همه تحولات تاريخي دهه شصت هجري و دهه هشتاد ميلادي و دهه اول قرن پانزدهم هجري قمري معلول همين علت يگانه است:قيام امام خميني و پيروزي انقلاب اسلامي .... چه ديگران اين حقيقت را بفهمند و چه نفهمند . و از اين پس نيز همه تحولات تاريخي درکره زمين در جهت تشکيل امت واحده اسلامي و قدرت گرفتن او در مبارزه اي بزرگ و بسيار جدي است که خواه ناخواه روي خواهد نمود .

سید مرتضی آوینی

+ نوشته شده  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 10:57  توسط mahdi  | 

فراموشی اهداف انقلاب

 

نويسنده: استاد شهيد مرتضى مطهرى آينده انقلاب ما در صورتى تضمين خواهد شد كه عدالت و آزادى را حفظ كنيم.استقلال سياسى،استقلال اقتصادى،استقلال فرهنگى، استقلال فكرى و استقلال مكتبى را محفوظ نگه داريم.من در اينجا روى مسئله استقلال سياسى و استقلال اقتصادى بحثى نمى‏كنم براى اينكه اين مسائل را خود شما بهتر از من مى‏دانيد.ولى روى مسئله استقلال فكرى و استقلال فرهنگى و به تعبير خودم استقلال مكتبى مايلم كه تكيه بيشترى داشته باشم و توضيح بيشترى بدهم. انقلاب ما آنوقت پيروز خواهد شد كه ما مكتب و ايدئولوژى خودمان را كه همان اسلام خالص و بدون شائبه است،بدنيا معرفى كنيم.يعنى اگر ما استقلال مكتبى داشته باشيم و مكتبمان را بدون خجلت و شرمندگى آنچنان كه واقعا هست‏به جهانيان عرضه كنيم،مى‏توانيم اميد پيروزى داشته باشيم،اما اگر قرار شود به اسم اسلام يك مكتب التقاطى درست‏شود و روشمان اين باشد كه از هر جائى چيزى اخذ كنيم،يك چيزى از ماركسيسم بگيريم،يك چيز از اگزيستانسياليسم بگيريم و چيز ديگرى از سوسياليسم بگيريم و از اسلام هم چيزهائى داخل كنيم و از مجموع اينها معجونى درست كنيم و بگوئيم اينست اسلام،ممكن است مردم در ابتدا اين امر را بپذيرند، زيرا كه در كوتاه مدت شايد بشود حقيقت را پنهان كرد،ولى اين امر براى هميشه مكتوم نميماند افرادى پيدا مى‏شوند اهل فكر و تحقيق كه حقيقت را ميفهمند و بعد شروع ميكنند به خرده گيرى كه آقا فلان حرفى كه شما بنام اسلام ميزنيد مشخص است كه مال اسلام نيست.منابع اسلامى معلومند،قرآن و سنت پيامبر و فقه اسلام و اصول معتبر اسلامى همه و همه مشخص‏اند، از آن طرف آن حرفهائى را كه شما بنام اسلام مى‏زنيد مشخص است،با مقايسه روشن ميشود كه اين حرفها را شما مثلا از ماركسيسم گرفته‏ايد و بعد يك روكش اسلامى روى آن كشيده‏ايد. نتيجه اين ميشود كه همين اشخاص كه با شوق به اسلام روى آورده بودند و همان افكار التقاتى را بنام اسلام پزيرفته بودند بعد از معلوم شدن حقيقت،با شدت و سرعت از اسلام گريزان ميشوند.اين است كه به عقيده من اين مكتبهاى التقاطى ضررشان براى اسلام از مكتبهائى كه صريحا ضد اسلام هستند اگر بيشتر نباشد كمتر نيست.و انقلاب ما اگر ميخواهد پيروزمندانه راه خودش را ادامه دهد،بايد خود را از همه اين پيرايه‏ها پاك كند و در راه احياى ارزشهاى اسلام راستين-اسلام قرآن و اهل بيت-حركت كند.

+ نوشته شده  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 10:56  توسط mahdi  | 

بعد سیاسی عاشورا به روایت استاد رحیم پور

عاشورا ابعاد كلامي، تاريخي، قرآني، عرفاني و معنوي دارد: اما بعد مهم آن بعد سياسي آن است. اگر امام حسين (ع) كاري به سياست نداشت و تنها در صدد مطرح كردن يك مبناي كلامي و فقهي بود عاشورا رخ نمي‌داد. امام حسين (ع) مي‌فرمودند كه نبايد ولايت سياسي را از ولايت علمي تفكيك كرد. حسن رحيم‌پور ازغدي در يكي از نشست‌هاي سلسله همايش‌هاي علمي ـ كاربردي تبليغ، بعد سياسي قيام عاشورا را مهم‌ترين بعد آن برشمرد و گفت: اگر امام حسين (ع) به سياست‌، كاري نداشت عاشورا رخ نمي‌داد. به گزارش خبرگزاري رسا رحيم‌پور ازغدي عصر روز دوشنبه سوم بهمن‌ماه در همايش علمي ـ كاربردي تبليغ كه در سالن اجتماعات مدرسه عالي دارالشفاي قم برگزار شد، مبلغان را جلودار مردم در تگناهاي مختلف عنوان كرد و گفت: مبلغ اسلام نبايد عقب حركت كند و به مردم بگويد، برويد، بلكه بايد جلوي قافله حركت كند و به مردم بگويد دنبال من بياييد و به مثابه سيره ائمه اطهار (ع) در وقت جمع كردن غنايم و فوايد مادي عقب بنشيند. عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي مبلغان را به حضرت مسلم بن عقيل (ع) تشبيه كرد و اظهار داشت: همان‌‌گونه كه مسلم بن عقيل (ره) قبل از قافله عاشورا حركت كرد و خبر از آمدن قافله داد. مبلغان نيز بعد از قافله حركت مي‌كنند و خبر از حركت و حماسه‌آفريني قافله مي‌دهند و نمي‌گذارند پيام اين قافله در كوچه پس كوچه‌هاي تاريخ گم شود. اين استاد دانشگاه به تلاش دشمن در حذف واقعه عاشورا از تاريخ اشاره كرد و افزود: كساني كه در برابر اين تحريف تاريخي ايستادند شهيدان و مبلغان بودند كه در اين مبارزه با وجود دست خالي پيروز شدند. وي در ادامه به مبلغان پيشنهاد كرد تا گزارشي مكتوب از تجربه‌هاي تبليغي خويش شامل موفقيت‌ها و ناكامي‌هاي دوره تبليغي داشته باشند و با ارايه آن به دفتر تبليغات اسلامي تجربيات فردي را كه با از دنيا رفتن مبلغ از بين مي‌رود به تجربيات جمعي و انباشته تبديل كنند تا آيندگان اشتباه گذشتگان را مرتكب نشوند و موفقيت‌هاي آنان را تقويت كنند. حسن رحيم پور ازغدي احترام به شعور و توقع‌هاي مخاطب را از عوامل موفقيت در عرصه تبليغ عنوان و تصريح كرد: مبلغ، مدرس، محقق يا مؤلف اگر مطلبي كه مي‌گويد يا مي‌نويسد خودش را اقناع نكرده باشد،‌ مخاطب را نيز قانع نخواهد كرد. مبلغ بايد براي سخنراني ساعت‌ها مطالعه و تدقيق كند تا بتواند مطلب را به مخاطب برساند. عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي بر تأثير عمل در كنار سخن تأكيد كرد و گفت: مردم اعمال و رفتار ما را دقيقاً مطالعه مي‌كنند و اگر سخن خوب ما با عمل، يكي نباشد به آن اهميتي نخواهند داد. اين استاد دانشگاه در ادامه به بررسي رابطه حقيقت و قدرت و نمود آن در واقعه عاشورا پرداخت و بيان داشت: سؤال مهمي كه در تاريخ مطرح بود و ويژگي مهم عاشورا است، رابطه حق و قدرت است. با اين بيان كه آيا بايد قدرت را به حق داد يا حق را به قدرت؟ يك پاسخ عاشورايي به اين پرسش است و يك پاسخ يزيدي. عاشورا نشان داد، حق قوي‌تر از قدرت است. وي خاطرنشان ساخت: هزاران آيه و روايت براي تبيين رابطه حق و قدرت آمده است. موضوع فلسفه و كلام و عرفان حقيقت است، ولي در عين حال فيلسوفان، متكلمين و عرفا هر جا از حق گفته‌اند از قدرت نيز حرف زده‌اند. رحيم پور ازغدي ويژگي اساسي قيام عاشورا را بُعد سياسي آن برشمرد و افزود: عاشورا ابعاد كلامي، تاريخي، قرآني، عرفاني و معنوي دارد: اما بعد مهم آن بعد سياسي آن است. اگر امام حسين (ع) كاري به سياست نداشت و تنها در صدد مطرح كردن يك مبناي كلامي و فقهي بود عاشورا رخ نمي‌داد. امام حسين (ع) مي‌فرمودند كه نبايد ولايت سياسي را از ولايت علمي تفكيك كرد. عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي نسبت به ترويج خرافات و انحرافات معنويت هشدار داد و تصريح كرد: يكي از وظايف مبلغ مبارزه با بدعت و خرافه است. نمي‌توان براي ترويج معنويت در مردم از خرافات استفاده كرد كه اگر به معنويات انحرافي مجال داديم نه تنها به دنبال معنويت واقعي نخواهد آمد، بلكه به دنبال ايجاد چهره جديدي از خود خواهند رفت. اين استاد دانشگاه يكي از وظايف مهم ائمه اطهار (ع) را مبارزه با انديشه‌هاي خرافي مطرح كرد و افزود: امامان همان‌طور كه با انديشه‌هاي الحادي و كفر، ستيز مي‌كردند با معنويت منحرف از قبيل شرك و بت‌پرستي نيز مبارزه مي‌كردند. وي همچنين نسبت به خطر جدايي عشق و عقلانيت در واقعه كربلا هشدار داد و اظهار داشت: در تفسير مادي اگر در كاري، نسبت صدمات بر منافع بيشتر باشد انجام آن عقلاني نيست در حالي‌كه همه چيز در ماده خلاصه نمي‌شود و امور معنوي نيز بايد در برآورد فكري لحاظ شود. جريانات روز عاشورا با نفسانيت منافات داشت نه با عقلانيت. حسن رحيم پور ازغدي با اشاره به قيام‌ها و مكاتب مختلف جهان علت ناكامي آنها را نداشتن علماي راست‌گو و مجاهداني كه در راه عقيده خون بدهند عنوان كرد و گفت: كار علما از شهدا بالاتر است. در قرآن و روايات در مدح عالمان نيك والاترين تعبيرات به كار رفته و از آن طرف تندترين عبارات درباره عالم فاسد و عقوبت سخت او به ميان آمده است. عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تعداد زياد كشته‌شدگان در انقلاب‌هاي مختلف اشاره كرد و خاطرنشان ساخت: كميت كشته‌ها در به ثمر رسيدن انقلاب دخيل نيست و شاهد آن ميليون‌ها كشته در نهضت‌هاي افغانستان و عراق ديگر كشورهاست. آن چه مهم است فكر و منطقي است كه در پشت اين خون‌ها قرار دارد. وي در پايان تبيين مثلث معنويت، عقلانيت و عدالت را از اصول ضروري تبليغ يادآور شد و تأكيد كرد: اگر هر كدام از سه ضلع اين مثلث بدون ديگري باشد انحراف رخ مي‌دهد. معنويت بدون عقلانيت منجر به سوء استفاده از عقايد مردم و شكل‌ گرفتن مريد و مرادبازي مي‌شود. عقلانيت منهاي معنويت موجب مي‌شود به اسم عقلانيت با معنويت مبارزه شود. اگر معنويت باشد و عدالت نباشد همان معنويت منفي از نوع تصوف است كه ضد اجتماع‌ايت و رهبانيت را ترويج مي‌دهد. خاطرنشان مي‌شود همايش علمي ـ كاربردي تبليغ به همت دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم با حضور شخصيت‌هاي برجسته كشوري و حوزوي تا روز پنج‌شنبه ششم بهمن‌ماه در سالن اجتماعات مدرسه عالي دارالشفاء قم ادامه مي‌يابد.

+ نوشته شده  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 10:52  توسط mahdi  | 

 

 

 

 


فتاواي رهبر انقلاب درباره مراسم عزاداري  
  


پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشرآثار آيت الله خامنه اي استفتائات ايشان درباره مراسم عزاداري را منتشر كرده است .در زير متن پرسش و پاسخ را مطالعه مي كنيد. 

#: در حسينيه‏ها و مساجد بيشتر مناطق بخصوص روستاها مراسم شبيه‏خوانى به‏( شبيه خوانى: نمايش وقايع حادثه كربلا است كه بصورت سنتى در يك مكان ثابت و يا در حال حركت در مسيرهاى عزادارى حسينى انجام مى شود. ) اعتبار اينكه از سنتهاى قديمى است برگزار مى‏شود كه گاهى اثر مثبتى در نفوس مردم دارد، اين مراسم چه حكمى دارند؟
اگر مراسم شبيه‏خوانى مشتمل بر امور دروغ و باطل نباشند و مستلزم مفسده هم نباشند و با توجه به مقتضيات زمان باعث وهن مذهب حق هم نشوند، اشكال ندارند، ولى در عين حال بهتر است كه به جاى آنها، مجالس وعظ و ارشاد و ذكر مصائب حسينى و مرثيه خوانى بر پا شود. 

#: استفاده از طبل و سنج و شيپور و همچنين زنجيرهايى كه داراى تيغ هستند در مجالس و دسته‏هاى عزادارى چه حكمى دارد؟
اگر استفاده از زنجيرهاى مزبور موجب وهن مذهب در برابر مردم شود و يا باعث ضرر بدنى قابل توجهى گردد، جايز نيست ولى استفاده از شيپور و طبل و سنج به نحو متعارف اشكال ندارد. 

#: در بعضى از مساجد در ايام عزادارى از عَلَم‏هاى متعددى استفاده مى‏شود كه‏(چوب يا آهن بزرگى است كه به صورت افقى بر روى كتف انسان در جلوى هيئت‏ها و دسته‏هاى عزادارى حسينى به عنوان نوعى شعار حمل مى‏شود و بالاى آن صفحه‏هاى فنرى قابل انعطافى وجود دارد كه مزيّن به پَر و جواهرات و مجسمه و غيرآنهاست.)داراى تزئينات زياد و گرانبهايى است و گاهى موجب سؤال متدينين از اصل فلسفه آنها مى‏گردد و در برنامه‏هاى تبليغى خلل ايجاد مى‏كند و حتّى با اهداف مقدس مسجد تعارض دارد، حكم شرعى در اين رابطه چيست؟
اگر قرار دادن آنها در مسجد با شئونات عرفى مسجد منافات داشته باشد و يا براى نمازگزاران مزاحمت ايجاد كند، اشكال دارد. 

#: اگر شخصى عَلَمى را براى عزادارى سيدالشهدا «عليه‏السلام» نذر كرده‏باشد، آيا جايز است مسئولين حسينيه از قبول آن خوددارى كنند؟
اين نذر، متولّى حسينيه و هيئت امناء آن را ملزم به قبول عَلَم نمى‏كند. 

#: استفاده از عَلَم در مراسم عزادارى سيدالشهدا «عليه‏السلام» با قرار دادن آن در مجلس عزا يا حمل آن در دسته عزادارى چه حكمى دارد؟
فى نفسه اشكال ندارد ولى نبايد اين امور جزء دين شمرده شوند. 

#: اگر بعضى از واجبات از مكلّف به سبب شركت در مجالس عزادارى فوت شود مثلا نماز صبح قضا شود، آيا بهتر است بعد از اين در اين مجالس شركت نكند يا اينكه عدم شركت او باعث دورى از اهل بيت «عليه السلام » مى‏شود؟
بديهى است كه نمازِ واجب، مقدم بر فضيلت شركت در مجالس عزادارى اهل‏بيت «عليهم السلام » است و ترك نماز و فوت شدن آن به بهانه شركت در عزادارى امام حسين «عليه السلام» جايز نيست، ولى شركت در عزادارى بگونه‏اى كه مزاحم نماز نباشد ممكن و از مستحبات مؤكّد است. 

#: در بعضى از هيئت‏هاى مذهبى مصيبت‏هايى خوانده مى‏شود كه مستند به مقتل معتبرى نيست و از هيچ عالم يا مرجعى هم شنيده نشده است و هنگامى كه از خواننده مصيبت از منبع آن سؤال مى‏شود، پاسخ مى‏دهند كه اهل بيت(ع) اينگونه به ما فهمانده‏اند و يا ما را راهنمايى كرده‏اند و واقعه كربلا فقط در مقاتل نيست و منبع آن هم فقط گفته‏هاى علما نمى‏باشد بلكه گاهى بعضى از امور براى مدّاح يا خطيب حسينى از راه الهام و مكاشفه مكشوف مى‏شود، سؤال من اين است كه آيا نقل وقايع از اين طريق صحيح است يا خير؟ و در صورتى كه صحيح نباشد، تكليف شنوندگان چيست؟
نقل مطالب به صورت مزبور بدون اينكه مستند به روايتى باشد و يا در تاريخ ثابت شده باشد، وجه شرعى ندارد مگر آنكه نقل آن به عنوان بيان حال به حسب برداشت متكلّم بوده و علم به خلاف بودن آن، نداشته باشد و تكليف شنوندگان نهى از منكر است بشرطى كه موضوع و شرايط آن نزد آنان ثابت شده باشد. 

#: از ساختمان حسينيه صداى قرائت قرآن و مجالس حسينى بسيار بلند پخش مى‏شود بطورى كه صداى آن از بيرون شهر هم شنيده مى‏شود واين امر منجر به سلب آسايش همسايگان شده است و مسئولين و سخنرانان حسينيه اصرار به ادامه آن دارند، اين عمل چه حكمى دارد؟
اگر چه اقامه مراسم و شعائر دينى در زمانهاى مناسب در حسينيه از بهترين كارها و جزو مستحبات مؤكّد مى‏باشد، ولى واجب است برگزاركنندگان مراسم و عزاداران تا حد امكان از اذيّت و ايجاد مزاحمت براى همسايگان بپرهيزند هر چند با كم‏كردن صداى بلندگو و تغيير جهت آن به طرف داخل حسينيه باشد. 

#: نظر شريف حضرتعالى نسبت به ادامه حركت دسته‏هاى عزادارى در شبهاى محرم تا نصف شب همراه با استفاده از طبل و نى چيست؟
به راه انداختن دسته‏هاى عزادارى براى سيدالشهدا و اصحاب او «عليهم السلام» و شركت در امثال اين مراسم امر بسيار پسنديده ومطلوبى است و از بزرگترين اعمالى است كه انسان را به خداوند نزديك مى‏كند، ولى بايد از هر عملى كه باعث اذيّت ديگران مى‏شود و يا فى‏نفسه از نظر شرعى حرام است، پرهيز كرد. 

#: استفاده از آلات موسيقى مانند اُرگ (از آلات موسيقى و شبيه پيانو است) و سنج و غير آنها در مراسم عزادارى چه حكمى دارد؟
استفاده از آلات موسيقى، مناسب با عزادارى سالار شهيدان نيست و شايسته است مراسم عزادارى به همان صورت متعارفى كه از قديم متداول بوده برگزار شود. 

#: آيا آنچه متداول شده كه به عنوان عزادارى براى امام حسين «عليه السلام» گوشت بدن را سوراخ كرده و قفل و سنگ كيلو به آن آويزان مى‏كنند، جايز است؟
اين گونه اعمال كه موجب وهن مذهب مى‏شوند جايز نيست. 

#: اگر انسان در زيارتگاههاى ائمه «عليهم‏السلام» خود را به زمين بيندازد و همانند بعضى از مردم كه صورت و سينه خود را برزمين مى‏مالند تا از آن خون جارى شود و به همان حالت وارد حرم مى‏شوند، عمل كند چه حكمى دارد؟
اين اعمال كه به عنوان اظهار حزن و عزادارى سنّتى و محبت ائمه «عليهم‏السلام» محسوب نمى‏شوند از نظر شرعى اعتبارى ندارند، بلكه اگرمنجر به ضرر بدنى قابل توجه و يا وهن مذهب شوند، جايز نيست. 

#: در بعضى از مناطق زنان مراسمى را به اسم سفره حضرت ابوالفضل «عليه‏السلام»براى اجراى برنامه‏هايى به عنوان جشن عروسى حضرت فاطمه «عليهاالسلام» برگزار مى‏كنند و در آن شعرهاى عروسى خوانده و كف مى‏زنند و سپس شروع به رقص مى‏كنند، انجام اين امور چه حكمى دارد؟ 

برگزارى اين جشنها و مراسم اگر همراه با ذكر اكاذيب و مطالب باطل نبوده و موجب وهن مذهب نشود، فى‏نفسه اشكال ندارد و امّا رقص، اگر به گونه‏اى شهوت برانگيز يا مستلزم فعل حرام باشد، جايز نيست. 

#: باقيمانده اموالى كه به عنوان هزينه‏هاى مراسم عاشوراى امام حسين «عليه‏السلام» جمع‏آورى مى‏شود، در چه موردى بايد خرج شود؟
مى‏توان اموال باقيمانده را با كسب اجازه اهداء كنندگان آنها در امور خيريه مصرف كرد و يا آنها را براى مصرف در مجالس عزادارى آينده نگه داشت. 

#: آيا جايز است در ايام محرم از افراد خيّر اموالى را جمع آورى كرد و با تقسيم آنها به سهم‏هاى مختلف، قسمتى را به قارى قرآن و مرثيه خوان و سخنران داد و باقيمانده را براى برگزارى مجالس مصرف كرد؟
اگر با رضايت و موافقت صاحبان اموال باشد، اشكال ندارد. 

#: آيا جايز است زنان با حفظ حجاب و پوشيدن لباس خاصى كه بدن آنان را بپوشاند، در دسته‏هاى سينه زنى و زنجير زنى شركت كنند؟
شركت زنان در دسته‏هاى سينه زنى و زنجير زنى شايسته نيست. 

#: اگر قمه زدن در عزادارى ائمه «عليهم السلام» موجب مرگ شخص شود، آيا اين عمل خودكشى محسوب مى‏شود؟
اگر اين عمل عادتا منجر به فوت نمى‏شود حكم خودكشى را ندارد ولى اگر از همان ابتدا خوف خطر جانى براى او وجود داشته و در عين حال اين كار را انجام داده و منجر به فوت وى شده است، حكم خود كشى را دارد. 

#: آيا شركت در مجالس فاتحه‏اى كه براى مسلمانى كه با خودكشى از دنيا رفته، برگزار مى‏شود جايز است؟ قرائت فاتحه براى آنان بر سر قبرشان چه حكمى دارد؟
اين كار فى نفسه اشكال ندارد. 

#: آيا خواندن زن در مجالس عزادارى با علم او به اينكه مردان نامحرم صداى او را مى‏شوند جايز است؟
اگر خوف مفسده باشد بايد از آن اجتناب شود. 

#: در روز عاشورا مراسمى مانند قمه زنى و پابرهنه وارد آتش و ذغال روشن شدن برگزار مى‏شود كه علاوه بر اينكه باعث بدنام شدن مذهب شيعه اثنى عشرى در انظار علما و پيروان مذاهب اسلامى و مردم جهان مى‏شود، ضررهاى جسمى و روحى هم به اين اشخاص وارد مى‏كند و همچنين موجب توهين به مذهب مى‏گردد، نظر شريف حضرتعالى در اين باره چيست؟
هر كارى كه براى انسان ضرر داشته و يا باعث وهن دين و مذهب گردد حرام است و مؤمنين بايد از آن اجتناب كنند و مخفى نيست كه بيشتر اين امور باعث بدنامى و وهن مذهب اهل بيت «عليهم السلام» مى‏شود و اين از بزرگترين ضررها و خسارتهاست. 

#: آيا قمه زدن بطور مخفى حلال است يا اينكه فتواى شريف حضرت عالى عموميت دارد؟
قمه زنى علاوه بر اينكه از نظر عرفى از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمى‏شود و سابقه‏اى در عصر ائمه «عليهم السلام» و زمانهاى بعد از آن ندارد و تأييدى هم به شكل خاص يا عام از معصوم «عليه السلام» در مورد آن نرسيده است، در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب مى‏شود بنابراين در هيچ حالتى جايز نيست. 

#: معيار شرعى ضرر اعم از جسمى يا روحى چيست؟
معيار، ضررى است كه در نظر عرف، قابل توّجه و معتنابه باشد. 

#: زنجيرزدن‏به‏بدن همانگونه كه بعضى از مسلمانان انجام مى‏دهند، چه حكمى دارد؟
اگر به نحو متعارف و بگونه‏اى باشد كه از نظر عرفى از مظاهر حزن و اندوه در عزادارى محسوب شود اشكال ندارد. 
   
       

 
 

 

 

 

 

 
 
+ نوشته شده  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 9:50  توسط mahdi  | 
هاليوود و تئوري نگاه مردانه
حاكمان يهودي هاليوود با ترويج و تبليغ MALE GAZE THEORY خيانتي بزرگ در حق زنان و مردان روا داشته اند . زنان را موجوداتي پست ، و مردان را برده هايي ناچيز ، و هر دو را چون دام هايي خطرناك بر سر راه دختران و پسران جوان ما قرار داده اند . فراواني فيلم هاي هاليوودي كه هر نوع سليقه اي را با خود همراه ميسازد ، در كنار بي حفاظي جوان ايراني ، معجوني از انواع عصبيتهاي روحي و رواني را به خانواده ها ارزاني داشته است .
آيا نگاه خيره ي مردان ، باعث شخصيت و اعتبار زنان شده است ؟ آيا نگاه مردانه ، نميخواهد جنسي بودن زنان را بنمايد ؟ نگاهي كه در فرهنگ شفاهي غرب POP CULTURE از زن تعريفي اينچنين بيشرمانه داده است .
آنچه نگاه مردانه قصد بيان آن دارد اين است كه شخصيت زن براي من اهميتي ندارد ، اعتقادات او براي من مهم نيست ، آنچه شايسته ي توجه است ، تن اوست ، زيبايي اوست . همانطور كه ليندزي كان در مقاله ي مردان مي نگرند و زنان نگريسته مي شوند ، مي گويد :

MALE GAZE THEORY اين اصل را بيان مي كند كه تصور مردان است كه اهميت دارد نه واقعيت وجودي زنان . وقتي اصل نگاه مردانه كه مبتني بر برهنگي زنانه است ، حاكم بر روابط انسانها ، و تبديل به ارزش شد ، شناخت زن به خاطر استعداد ، آگاهي ، ايمان ، شرف و حجب و حياء معنا و مفهومي نخواهد داشت ، ديگر ارزش زن در فكر و انديشه ي او نيست . اصرار هاليوود بر اصل نگاه مردانه و اينكه هر چه جاذبه ي جنسي زن افزونتر ، ارزش شخصيتي زن بيشتر است ، امروزه زنان را به مثابه ي عروسكي ارزان و سخيف در اختيار زراندوزان و گرگان بازار قرار داده است . آنان در همه جا حاضرند ، از تبليغ سنگ مستراح تا تبليغ سس گوجه فرنگي . آيا زنان از اينكه عاملي شده اند كه روزمره تصوير سازان و صدا پردازان از آنان براي پايمال كردن حق ، منطق و پاكي سوء استفاده ميكنند ، توجيه اي دارند ؟ آيا از بين رفتن قداست پيوند زناشويي ، فراواني فرزندان طلاق و فرزندان نامشروع كه حاصل پديده ي ضد پوشش است ، توجيه اي منطقي دارد ؟
روند دستكاري ذهن بشر از ديگر پديده هاي نگاه مردانه است . وقتي مرد پذيرفت كه بنگرد و زن پذيرفت كه نگريسته شود ، همانطور كه جان برگر در WAY OF SEEING ميگويد : مردان به زنان مينگرند و زنان به خود نگاه ميكنند كه مورد تماشا قرار گرفته اند ، آيا ديگر چيزي براي دفاع باقي ميماند ؟ چرا مرد به خانه و خانواده وفادار باشد ؟ اصلا چرا خانه و خانواده شكل بگيرد ؟ استحكام خانواده مفهومي نخواهد داشت .

دوست جوان من ، دختر خوب و پسر عزيز : بدان كه برهنگي و نگاه ضد پوشش ، پيآمدهاي ناگواري با خود دارد . آرايش ، خودآرايي و عشوه گري از جمله بيماري هاي فرهنگ برهنگي است . تحريك دائمي عصبهاي جنسي و هيجانات دروغين و زودگذر از جمله مصيبتهاي برهنگي و نگاه مردانه است . اينكه در آئين حق ، ستر و پوشش عامل امنيت و آرامش معرفي شده است به اين خاطر است كه زن در معاشرت با مردان با انديشه و تفكر وارد شود . نه مرد زن را جنسي ببيند و نه زن با تن خود جلوه گري كند .

دوست جوان من : آيا فكر كرده ايد كه در گذشته ي نه چندان دور ، ما ايرانيان چقدر به زنانمان احترام ميگذاشتيم ؟ ميدانيد چه اندازه مادرانمان و خواهرانمان را دوست ميداشتيم ؟ به مادر بزرگانمان عشق مي ورزيديم ؟

از زماني كه يهود با تلويزيون ، سينما ، ماهواره ، اينترنت ، مجله ، روزنامه و ... وارد خصوصي ترين محلهاي زندگي ما شد ، احترام و بزرگداشت اين عزيزان رفته رفته كم شد . محبت و عشق جاي خود را به تنفر داد . ما سنگدل شده ايم و ...

آيا زمان آن فرا نرسيده كه بدور از هجمه ي تبليغاتي هاليوود كمي بيانديشيم ؟؟؟؟؟؟
منبع : انجمن تفکر مباني
atm.parsiblog.com
علي خليل اسماعيل (برادران)

 

+ نوشته شده  چهارشنبه پنجم بهمن 1384ساعت 10:58  توسط mahdi  |