تبليغاتX
سپیده

سلام به وبلاگ سپیده خوش آمدید                                                                                                                                                          در انتظار نظرات سبز شما هستم

چرا نمي شود بهار؟

 

 

 

بهار دارد مي آيد به همين سادگي ! يعني راحت  و ملا‌يم و خرامان خرامان در حال آمدن است. راستي عطرش را حس نمي كنيد؟ حضور لحظه لحظه اش را در طبيعت نمي بينيد؟ بهار با يك دنيا طراوت وسرسبزي نشاط و زيبايي ودر همين نزديكي است و دوباره مي آيد تا فصلي ديگر از حيات طبيعت را رقم زند.

بهار طبيعت محقق مي شود چه بخواهيم چه نخواهيم اما بهار جان ما چه؟ طراوت درونمان چه؟ آيا سزاوار وزيبنده است كه در كنار تحول عظيم طبيعت و  روزگار انسان اين اشرف مخلوقات خداوند تنها به نظاره بنشيند؟ آيا انسان را بهاري نيست جاودانه؟

شكوفه هاي سپيده بهاري را با گلهاي انتظار آن ياري پيوند بزنيم كه اگر بيايد ربيع الا‌نام است و نضره الا‌يام (بهار مردمان و طراوت روزگاران)، اگر بيايد ديگر همه روزمان بهار خواهد بود. و فصول ديگرمان رخت برخواهد بست،‌اگر بيايد همه روزه عيد خواهيم داشت و به سرور خواهيم نشست، اگر بيايد واژه انتظار را از لغت نامه ها پاك خواهيم  كرد، اگر بيايد آن خواهد كرد كه قرنهاست جانهاي مظلوم بشر مشتاق آنند واگر بيايد امام عدالت به عينه رويت خواهد شد.

دركنار سفره هاي كوچك هفت سين امسال كه بياد اربعين سرور آزادگان و سالا‌ر شهيدان امام عشق حسين بن علي (ع) معطر است و در هنگامه زمزمه يا مقلب القلوب از تحويل كننده سال خاضعانه طلب كنيم حال درونمان را به زيبا ترين وجه ممكن متحول كند و بهار جان را در درونمان به بار بنشاند شايد در زمره پسند آن حقيقي يار حاضر موعود عصر (عج) قرار بگيريم و در عدد عاشقان حقيقي و ياران اصليش پذيرفته شويم.

من از ديار ظلمتم ولي تو روشني تبار

مرا ببر به خانه ات به انتهاي روزگار

هميشه فكر مي كنم چقدر بي سعادتم

چرا نمي رسم  به توچرا نمي شود بهار؟

 

مهدی عجم

+ نوشته شده  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 12:11  توسط mahdi  | 

 

آمد بهار و باز سبزه دميد

 

 

 

چرا بهار را باور نمي كنيم؟

لحظه هايي تو زندگي ما آدمها هست تكرار اونها هيچ وقت باعث كهنگي شان نمي شود و هر بار  معناي تازه تري برايمان پيدا مي كنند و حتي احساسمان هم در هر بار با دفعه پيش فرق مي كند.

يكي از اين لحظه هاي تكراري توي زندگي من، لحظه تحويل سال است. همان لحظه اي كه در هر بار تكرار، از مدتها قبل براي آمدنش همه چيز را مهيا مي كنيم. خانه تكاني مي كنيم، پاك و طاهر مي شويم، لباس نو مي پوشيم، سفره هفت سين پهن مي كنيم و در انتظار ورودش به انتظار مي نشينيم:

تيك تاك، تيك تاك؛ دلهره اي عجيب وجودمان را فرا مي گيرد. شايد تو هم مثل من، دست دراز كني و از توي سفره قرآن را بر مي داري تا براي آرامش خودت هم كه شده چند آيه اي بخواني.

تيك تاك، تيك تاك .... بومب‌

آغاز سال 1385 هجري خورشيدي به شما هموطنان عزيز مباركباد.

و سال جديد آغاز مي شود، سالي نو با بهاري نو، با تبريك و عيدي و ....

چند روزي نگذشته كه دوباره مشغول مي شويم، مشغول همه آنچه كه مشغولمان ساخته است و دوباره براي فرا رسيدن سالي نو وبهاري ديگر به انتظار مي نشينيم. تا دوباره خانه تكاني،‌تا دوباره لباس نو، دوباره هفت سين، دوباره ...

نمي دانم چرا اينقدر زود همه چيز تكراري مي شود، انگار كه هيچ اتفاقي در زندگي مان نيفتاده است. انگار كه اصلا‌ منتظر نبوده ايم،‌ولي دوباره به انتظار مي نشينيم. هر وقت در طي سال مشكلي پيش مي آيد يا عرصه برايمان تنگ مي شود، آنقدر كه دلمان يك تغيير بزرگ مي خواهد، آرزوي آمدن بهار را مي كنيم،‌يك بهار ديگر به انتظارش مي نشينيم. اما وقتي بهار مي آيد و به آرزويمان مي رسيم، نيامده فراموشش مي كنيم و دوباره مشغول هماني مي شويم كه يادمان داده اند، زندگي بناميمش. دوباره به اصطلا‌ح زندگي، دوباره مشكلا‌ت دوباره آرزو،‌دوباره انتظار و دوباره و دوباره.

گاهي از خودم مي پرسم چرا از تكرار ها خسته نمي شوم، چرا بهار را باور نمي كنيم، چرا فقط در لحظه ها آرزويش مي كنم وگاهي هم مي ترسم. مي ترسم كه نكند بهار موعود را هم اينگونه به انتظار نشسته باشم.

علي قناد زاده‌

 

آنروز كه بيايي..

اي ماه آسماني‌

آنروز كه بيايي‌

آنروز كه بيايي تمامي لحظه لحظه هاي سبز را

با تو قسمت خواهم كرد

آنروز كه بيايي رودخانه هاي خروشان‌

قلبهاي خسته را

به خط سپيد جاده ها ي روشنايي‌

اميد ي دگر و رنگي دگر خواهيم زد

و تو آنروز كه بيايي تمامي سر شانه هاي مهرباني را به ارمغانت خواهيم فرستاد.

و آنوقت كه بيايي تمامي جاده هاي‌

مرطوب را با چشمان بارانيم مي شويم‌

باغ طلايي تمامي گندم زارها و تمامي پرندگان عاشق را پروانه وار

به دور شمع وجودت پر خواهيم داد

و  بنام عشقي كه برايت مي سوزد

تمامي پروانه ها را به شوق ديدارت‌

و تو آنروز كه بيايي‌

تمامي عشق ها و محبت ها را

در كف دستانپينه بسته ام‌

قدمهاي روشنت هديه مي فرستم‌

و بالاخره آنروز كه بيايي‌

تمامي باد بادك هاي‌

خسته را به عشق ديدارت پرواز خواهيم داد.

فاطمه فرهاد

 

 

 

بايد خودمان را آماده كنيم‌

بتدريج بايد خودمان را براي آمدن آن آماده كنيم و اين به نظر من يك

 اصل عمومي و تكراري است كه با آمدن فصلي جديد، آنهم بهار با  همه اوصافي كه براي آن ذكر كرده اند كه نوشدن سال را نيز به همراه خود دارد به استقبال آن مي رويم و معمولا‌ و به رسم عادت مقدماتي را براي ورود به اين فصل به خاطر ورود به سال جديد آماده مي كنيم و همه اينها بخاطر آمدن يك سال جديد و يك فصل ديگر است.

و اي كاش براي آمدن او نيز مي توانستيم مقدماتي داشته باشيم. يعني منتظر واقعي باشيم نه يك منتظر لفظي و كلا‌مي آيا واقعا با خود انديشيده ايم كه چطور براي آمدن يك سال جديد و يك فصل دل انگيز اين همه مقدمات مي چينيم، خود و خانواده و خانه مان را از هر لحاظ آماده                              مي كنيم- ولي براي آمدن او كه در حقيقت تمام آمدنهاي نيك و زيبا در او خلا‌صه مي شود هيچگونه آمادگي نداريم!

نمي دانم چطور برخي معتقدند كه براي آمدن چنين عزيزي اصلا‌ هيچگونه آمادگي و مقدمه اي نمي خواهد و بالعكس بايد همه چيز بهم ريخته، نامتعادل و نامنظم باشد،‌آيا به نظر شما اين صحيح است كه براي آمدن يك سال جديد وفصل جديد اين همه آمادگي پيدا كنيم، حتي براي آمدن يك سفر كرده كه از نزديكان ماست كلي مراسم استقبال ترتيب مي دهيم ولي براي كسي كه در حقيقت منجي واقعي ماست و سالها چشم انتظار او هستيم. هيچ برنامه اي نداريم، بياييد با هم از خداوند متعادل درخواست كنيم كه ما را از منتظران واقعي او قرار دهد تا شايد با شكفتن گل نرگس كه بهار واقعي را بهمراه خود دارد ما هم جزء باغبانان او قرار گيريم.

فرهمند حمزه‌

 

آمد بهاردلبري‌

آمد بهار دلبري دل مي‌كند خيره سري

                                                       وقت گل و ريحان شده بوي بهشت سروري

مستانه شد ابر يمان ، دردانه ريزد بر كمان

                                                       آب حيات مردمان شكر خدا دربندگي

چرخ فلك نو كوك شد مردي ز جان مطرود شد

                                                       شوق الهي ، شهد گل ، آواز بلبل ، واله‌گي

رو در سراي معرفت با مومنان هم منزلت

                                                       جمع ميان عاشقان درياب حال زندگي

مي‌دان به رب عاشق تويي ، عهدي به برگ تازه‌اي

                                                       در فصل عشق و عاشقي ، خوش چهره و زيبند‌گي

سيفي كه با مهر خدا دلداده و شيدا شده

                                                       جانش فداي راز دل با او رها شد از خودي

سيف جمالي‌

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بهار نسيم جانفزاي حضور توست‌

مهدي جان!

مولا‌ي من، از من خواسته اند كه از بهار بگويم و از سال نو، بگذار بنويسم، بگذار به قلم اين جرات را بدهم كه حرف دل را بي پرده بر صفحه كاغذ بنگارد.

آبي آسمان بهار، همان صداقت چشمان توست اگر خوب بنگري، باران آسمان بهار اشكهاي دل گرفته توست از فراق امت جدت و دردها و مصيبت هاي شيعيانت. پس بي تو بهارنه آسمانآبي دارد و نه باران زلا‌ل هستي بخش. نسيم دل انگيز بهار همان عطر جان فزاي حضور توست كه من مي دانم با گذر از هر جاده اي تا مدتها عبور تو را شهادت مي دهند و با عطر حضور توست كه گلهاي نرگس مي شكفند.

پس بهار بي تو نه نسيم دل انگيز دارد و نه نرگس شكفته شده، سبزي و طراوت دشتها و جنگلهاي بهار همان شال سبز سيدي توست كه سبزي تمام دشتها در مقابل آن مجال خودنمائي نمي يابد و سيب سرخ سفره هفت سين مان همان قلب تپنده عاشق توست كه دمي بي عشق به امتش زنده نخواهدماند و نخواهد تپيد. پس بي تو؛ بهار سبزي ندارد و سفره هفت سين سيب سرخ و ....

مقلب القلوب بهار من، دعاي فرج توست و احسن الحال من انتظار فرج تو.

بيا كه بهار بي آسمان آبي، بهار بي باران، بهار بي نسيم دل انگيز، بهار بي سبزه و سفره هفت سين تو بگو چگونه بهار مي شود؟

آيا امسال نيز بدون تو تحويل مي شود؟

سميرا خطيب زاده‌

 

يا لثارات الحسين‌

((مزرعه سبز فلك ديدم و داس مه نو...))

نوشته بودند تقويم 85 رسيد، و من در حيرت كه اين بشارت است يا نذير؟!

و چون آنرا باز كردم آغازين روز اين سال را با رنگ سرخ اربعين نوشته بودند...، شايد در نگاه آنان كه هيچگاه باده نوش ميكده عشق حسين (ع) نبوده اند جمع عيد و عزا قابل درك نباشد اما براي اهل عشق آن پيراهن مشكي كه بوي زنجير مي دهد فاخر ترين تن پوش عالم است و چله نشيني ثارا... عين عيد...

و كسي چه مي داند شايد در يكي از برگهاي اين سالنامه نوشته شود:

((... در چنين روزي مردي از كعبه ندا در داد يا لثارات الحسين ....))

مجيد احمدي‌

 

 

محك بهارانه‌

بهار چيست؟ آيا تا بحال از خود پرسيده اي بهار چيست؟ بهار قشنگ ترين جلوه طبيعت خداست بهار انسان را به وادي عشق مي برد و انسان را از هر چه كهنگي است  بيرون مي كشد و به تازه ها مي برد و انسان با بهار مي آموزد كه اگر سختيهاي زمستان زندگي را تحمل كند و پشت سر بگذارد مي تواند به بهار عشق برسد و پرواز كند و اگر به شور بهار رسيد ديگر مي تواند قشنگ ترين نغمه هاي طرب انگيزش را براي معبودش بسرايد و قشنگ ترين رقص عاشقانه اش را آغاز كند و ديگر خزاني را نخواهد ديد كه خزان و زمستان را گذرانده تا به بهار زيباي عشق برسد و خود را درگرماي اين عشق رها سازد  تا بتواند بر همه جا فرياد كند كه من عشقم به او ... و همه افلاكيان را به وجد و ملائك را به سرور دعوت و رمز يا اباصالح طنين انداز كند.

آيا هر كدام از ما توانسته ايم به اين بهار برسيم؟!

پس بياييم  در اين رسيدن تازه بهاري نو خود را به محك بهارانه بسپاريم .

 نرگس بياضيان‌

 

 

 

 

هرسال عيد مي آيد

هرموقع كه دلم مي گيره هرموقع كه خسته ميشم هرموقع كه غصه هام سنگين تر از تمام سنگيني هاي دنيا مي شه قلمو بر مي دارم و مي افتم به جون كاغذ سفيد اين دفعه مي خواهم يه چيز متفاوت بنويسم يه چيز كه شايد هر كسي تا به حال يادش هم نيافتاده باشه.

سال نو فرش تميز شيريني هاي جور واجورو آجيل خوب راستي ماهي قرمز توي تنگ بلور خبر از عيد

مي دن خبر از فصل بهار

كاش بودن آره كاش بودن .يادش به خير آره واقعا يادش بخير. يه زموني بود موقع تحويل سال توي يه  جائي كه من اسمشو مي زارم آخر دنيا كسي به فكر لباس نو يا كفش نو يا ماشين مدل بالا نبود همه دعاي (يا مقبل القلوب والابصار) رو يا پشت خاكريز يا توي سنگري كه كيسه ها شو با خاك همون خاكريز پر كرده بودن ميخوندن اگر اونا دعائي ام مي كردن هميشه يك جمله بود اونم اين ( خدايا فقط شهادت) .

حالا ما مونديم  و ما

                 ما مونديم و

                        يه دنيا خاطره

راستي حالا كه فكر مي كنم خيلي قشنگ بود مگه نه‌

با اين كه من هم شدم قسمتي از زرق و برق هاي اين دنيا باز موقع تحويل سال سعي مي كنم قسمتي از قصه هاي اون موقع رو واسه پسر كوچكم تعريف كنم تا شايد بتونم خاطرات اون موقع رو زنده نگه دارم‌

بهش مگم بابا جون احسان من اگر الان لباس نو تنته اگر امروز به تو خوش مي گذره

بدون يه كسائي بودن كه از تموم هستي شون گذشتن. و همه دارو، ندار شونو وجود شونو

بابا جون عيدي دادن به من و تو

اونم تا مي بينه كه چشمام پر اشك شده مي شينه جلو مومي گه بابا جبهه چه جوري بود من هم مي گم پسرم جبهه يعني عشق يعني صفا ..............

حالا بابا جون اگر گفتي وظيفمون درقبال اونا چيه...............؟

 علي اصغر ايزد خواه‌

 

 

بهار تويي

بهار فصل روييدن زيبايست‌

فصل نجابت مريم هاست‌

لحظه ديدن يك پروانه است‌

فصل آغاز همه خوبيهاست‌

مي دانم روزي از انتظار پنجره ها نيز تجليل مي شود.

بهار وقتي است كه تو مي آيي روزي از همين جمعه ها شايد باشد طراوت و سرسبزي همه در مقابل تو زانو مي زنند. گامهاي سبزت نه تنها طبيعت بلكه دلهاي همه چيز و همه كس را سبز مي كند.

بهار من آمدن توست.

سيده مريم سجادي‌

 

 

تقديم به تمامي مادر بزرگ هاي دنيا

در هواي قصه مادر بزرگ‌

                                   آشناي قصه مادر بزرگ‌

شب كه مي شد مي نشست از روي شوق‌

                                    باز پاي قصه مادر بزرگ‌

گوشها را تيز مي كرديم ما

                                     ابتداي قصه مادر بزرگ‌

چشممان گرم از حضور خواب بود

                                    انتهاي قصه مادر بزرگ‌

وه چه زيبا بود آن شب ها كه رفت‌

                                    با صفاي قصه مادر بزرگ‌

كودكي ها رفت و اكنون خالي است‌

                                 جاي پاي قصه مادر بزرگ‌

كاش مثل قبل كودك مي شدم‌

                                    صاحب يك قلب كوچك مي شدم‌

محمد مرادي‌

+ نوشته شده  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 13:46  توسط mahdi  | 

پرونده‌اي براي اينترنت ملي 


آيا سلطه غرب بر اينترنت پايان مي‌يابد؟

 

رضا موسوی

مقدمه

چندي قبل حدود 60 سايت ايراني در شبكه جهاني اينترنت غير قابل دسترسي شدند. مطلب فوق خبري بود كه انعكاس چندان مطلوبي در رسانه‌هاي داخلي ما نيافت و به نوعي با بي‌تفاوتي رسانه‌اي مواجه گشت. از ميان اين سايت‌ها مي‌توان به خبرگزاري فارس، ايلنا، ايكنا، روزنامه‌هاي همشهري و اعتماد، بانك‌هاي سپه و پارسيان و… اشاره كرد. هنوز در خاطره‌ها باقي است كه سال گذشته نيز همين ماجرا براي تعدادي از سايت‌هاي ايراني طرف قرارداد با شركت‌هاي آمريكايي و كانادايي مانند سايت ايسنا (خبرگزاري دانشجويان ايران) رخ داد. و بدون شك اگر ما كماكان در فضاي وب به عنوان يك محتاج منفعل بمانيم، ديگران هرچه خواهند مي‌كنند.

آپارتايد اينترنتي آري يا خير؟

بركسي پوشيده نيست كه اينترنت از دل وزارت دفاع آمريكا متولد شده و الان ايالت متحده و برخي كشورهاي غربي مغز اين شاهراه بزرگ بين‌المللي را در اختيار دارند. اما همه ماجرا اين نيست، سلطه غربي‌ها بر اينترنت را مگر نمي‌توان شكست؟ آيا اينجا هم آپارتايد علمي ديگري مانند انرژي هسته‌اي در جريان است يا قصه چيز ديگري است و مي‌توان سلطه ابوالهول را بر فضاي وب شكست؟

اينترنت ملي چه مي‌كند؟

مهندس رياضي معاون فن‌آوري اطلاعات وزارت ارتباطات مي‌گويد: در صورت مساعدت مجلس و تصويب بودجه مورد نياز شبكه اينترنت ملي سه سال ديگر به بهره‌برداري مي‌رسد. وي هزينه ايجاد اين شبكه را 900 ميليارد تومان مي‌داند و مي‌گويد: كارهاي سخت افزاري طرح انجام شده و فيبرهاي نوري بين شهرها كامل شده و ايجاد اين شبكه فقط به تكميل دستگاهها نيازمند است. دبير شوراي عالي فن‌آوري اطلاعات همچنين تأكيد مي‌كند با اجراي اين طرح، امنيت سايت‌هاي داخلي زياد مي‌شود. وي كاهش هزينه‌هاي اينترنت را از ديگر نتايج اين طرح مي‌داند و مي‌گويد: اينترنت ملي سبب مي‌شود خدمات الكترونيكي گسترش و با سرعت بالا در اختيار كاربران قرار بگيرد. رياضي همچنين با اشاره به اين نكته كه با ايجاد اينترنت ملي هيچ‌گونه محدوديت براي دسترسي به شبكه اينترنت جهاني ايجاد نمي‌گردد تصريح مي‌كند در اين طرح فقط سايت‌ها و اطلاعات داخلي بر روي اين شبكه قرار مي‌گيرد و با وسيع شدن پهناي باند دسترسي به شبكه جهاني راحت‌تر مي‌شود.

 

 

 

 

مخالفان چه مي‌گويند؟

طرح اين موضوع در رسانه‌هاي جمعي واكنش‌هاي متفاوتي را به همراه داشته است. دكتر جلالي استاد دانشگاه مي‌گويد با اينترنت ملي آشنايي ندارم و چنين واژگاني را در دنيا مشاهده نكرده‌ام. وي همچنين ابراز مي‌دارد: فناوري اطلاعات و ارتباطات براي برداشتن مرزهاي  جغرافيايي و تسهيل امكانات دسترسي به دانش جهاني براي همگان مي‌باشد و وقتي بحث از اينترنت ملي مي‌كنيم اين موضوع زماني ارزشمند است كه خود را در مجموعه اينترنت جهاني يا قدرت ببينيم و اين موضوع انفعال ما و جدا شدن از جامعه جهاني نشود.

رمضانعلي صادق‌زاده رئيس كميته ارتباطات مجلس با بيان اينكه كلمه اينترنت ملي از نظر واژه‌هايي كه در آن به كار رفته نامأنوس است مي‌گويد اينترنت به مفهوم شبكه بين‌المللي است كه يك كلمه ملي به آن اضافه شده و مي‌شود شبكه بين‌المللي ملي كه اين هم ملموس نيست. مهندس پارسا دبير سابق انجمن خدمات دهندگان اينترنت نيز مي‌گويد: اينترنت ملي يك تركيب مبهم و متناقض است اگر دوستان واقعاً قصد محدود كردن اينترنت را ندارند بهترين نام براي اين شبكه داخلي شبكه ملي انتقال اطلاعات بود كه دقيقاً مصداق همين هدفي است كه اشاره مي‌كنند. پارسا همچنين ابراز مي‌دارد: در حال حاضر نگراني وجود دارد كه ايجاد اين شبكه ملي دسترسي آزاد به اطلاعات و شبكه جهاني را محدود كند و دسترسي به اينترنت و سايت‌هاي خارجي كاناليزه شود. در اين صورت ما شبكه‌اي خواهيم داشت كه در واقع يك شبكه محلي و اينترنت است كه بر پايه قوانين و پروتكل‌هاي اينترنتي بنا شده است. در كل مخالفين معتقدند كه اينترنت يك شبكه جهاني بين‌المللي است و ملي كردن آن بي‌معناست و باقي صحبت‌ها …

و اما موافقين چه مي‌گويند؟

ايجاد شبكه اينترنت ملي از بعد فرهنگي نيز قابل بررسي است ما فارسي زبان هستيم و در صورت راه اندازي چنين شبكه‌اي در كشور به طوري كه اساس كار در آن بر زبان فارسي قرار گرفته باشد علاوه بر توسعه زبان فارسي در تبادل اطلاعات مردم با اين زبان از بعد فرهنگي نيز مؤثر خواهد بود. دكتر محمد سلمياني وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات با بيان اين مطلب در مورد ضرورت‌هاي اين طرح اظهار داشت: ايجاد يك شبكه در داخل كشور از ابعاد فرهنگي، تأمين اطلاعات و ايجاد احساس امنيت براي كاربران در تبادل اطلاعاتي مانند ايميل در مسيري امن داراي اهميت و اثر مثبت خواهد بود. سليماني همچنين مي‌گويد: تبادل حجم بيشتر ارتباطات در داخل يك كشور از نظر هزينه ارزان‌تر تمام خواهد شد. بدين ترتيب نياز به اجاره باند خاص و يا پرداخت هزينه ترانزيت به ساير كشورها نيست. و قاعدتاً هزينه بايد به شدت كاهش پيدا كند. در صورت تحقق ايجاد شبكه اينترنت در داخل كشور به طور حتم نرخ اينترنت و ارسال اطلاعات درون كشور به شدت كاهش يافته و از نظر پرداخت‌ها نيز مقرون به صرفه‌تر خواهد شد. دكتر نيك روش استاد دانشگاه نيز معتقد است براي ايجاد اين شبكه بايد آستين‌ها را بالا زد. او معتقد است در اينكه بايد هاستينگ ملي راه‌اندازي شود نبايد شك كرد و چندين سال است كه كارشناسان عواقب عدم توجه به اين امر را متذكر شده‌اند ولي متأسفانه توجهي به اين هشدار از سوي مسئولان مربوطه نشده است. نيك روش همچنين مي‌گويد ايجاد مراكز ديتاسنتر Datacenter اولين گام است. بعد از آن بايد با استفاده از لينك‌هاي پر قدرت ماهواره‌اي و با تكيه بر شبكه فيبرنوري و توسعه آن بيشترين سطح دسترسي به اينترنت را ايجاد كرد. امروز هيچ پروژه‌اي براي كشور در زمينه IDC از هاستينگ ملي واجب‌تر نيست. وي مي‌گويد: اميدواريم دولت جديد به اين امر مهم و حياتي توجه ويژه و حياتي داشته باشد. با تكيه بر امكانات ملي و دانش متخصصان خود قادر خواهيم بود كه در اين زمينه نيز در دنيا بدرخشيم و جهشي علمي ايجاد كنيم. مهندس ضيايي متخصص الكترونيك نيز در اين زمينه مي‌گويد شركت‌هاي ايراني به دليل ارزان بودن و سرعت بالا اين ريسك را مي‌پذيرند و سرورهاي خود را از آمريكا انتخاب مي‌كنند يك سرور آمريكايي با مشخصات ثابت 280 دلار در سال و همان سرور با همان مشخصات در اروپا 600 دلار در سال اجاره دارد. ضيايي معتقد است تنها راه فرار از سرورهاي آمريكايي هاستينگ ملي در ايران است كه بايد دولت در اين زمينه وارد شود.

 
دیتا سنتر یعنی چه؟
rپس از به وجود آمدن مفهوم وب در اينترنت در سال 1993 و پروتكل http كه به سادگي امكان به اشتراك گذاشتن مستندات در اينترنت را در اختيار كاربران مي‌گذاشت روز به روز به تعداد كاربران افزوده شد و حجم مستندات نيز بالا رفت پس از مدتي شركت‌هاي تجاري وارد ميدان شدند تا با سرورهايي به سادگي و سرعت بتوانند اطلاعات خود را در اختيار مشتريان و كاربران قرار دهند چرا كه اين امكان وجود ندارد كه هر سازمان و سايتي شخصاً به راه‌اندازي و پشتيباني سرور خود اقدام كند چرا كه بسيار هزينه بر مي‌باشد. بدين منظور مراكزي تحت عنوان ديتاسنتر(Data Center)يا مراكز داده‌اي راه‌اندازي شدند. اين مراكز با در اختيار داشتن سرورهاي قوي و متعدد امكان راه‌اندازي سرورهاي وب را براي سايت‌ها فراهم مي‌كنند و سايت‌ها مي‌توانند با اجاره فضاي محدودي در اين سرورها سايت‌هاي وب خود را در معرض ديد عموم قرار دهند. برخي ديتاسنترها از طريق خطوط فيبرنوري، پهناي باندي بيش از 4 Gbps را در اختيار دارند و بيش از يك هزار سرور اجاره‌اي را به متقاضيان واگذار مي‌كنند.
و اما اينترنت ملي از لحاظ فني!

مهندس صفري كارشناس كامپيوتر تحقق اينترنت ملي را امري عملي مي‌داند و معتقد است وجود اين شبكه براي كشور بسيار مورد نياز است اما بايد زير ساخت‌هاي فني آن را از ياد نبرد. صفري معتقد است بحث مالكيت در اينترنت و اختصاص قوي و قدرتمند ملك در اين شبكه به طور داخلي و ملي سه شرط اساسي دارد.

-       اول آنكه بايد ديتاسنترهاي قوي و متعددي را ايجاد كرد كه در واقع پايه و مبناي اينترنت ملي محسوب مي‌شدند و با ايجاد اين مراكز داده‌اي ديگر سايت‌هاي داخلي و ايراني مجبور به اجاره فضا از مراكز آمريكايي و اروپايي نخواهند بود و از لحاظ هزينه و امنيت شبكه بديهي است كه به نفع آنان است و ISP‌هاي ايراني با سرورهاي ايراني در شبكه قرار خواهند گرفت.

-       دوم وجود موتورهاي جستجوگر ايراني در اين شبكه است. يقيناً حجم اطلاعات و داده‌هاي بسيار بالايي در سايت‌هاي ايراني وجود دارد كه ما از آنها غافليم و تنها با موتورهاي ايراني مي‌توانيم دسترسي كاربران داخلي خود را به آنها بيشتر كنيم.

-        و آخر تأمين امنيتي سايت‌ها در سرورهاي داخلي است و مي‌توان با حملات اينترنتي به سايت‌ها بهتر و قوي‌تر مقابله كرد و امكانات نفوذ و خرابكاري‌ها اينترنتي را با دفاع متقابل به ميزان قابل توجهي پايين آورد.

و آخر كلام

حال در ميان گفتگوهاي موافق و مخالفت اينترنت ملي مجلس شوراي اسلامي كه اين روزها درگير لايحه بودجه پيشنهادي دولت در كميسيون تلفيق و صحن علني است بودجه‌اي را براي اين منظور به تصويب رساند. صادق‌زاده رئيس كميته ارتباطات مجلس مي‌گويد: براي تحقق بخشيدن اين پروژه طرح توجيهي از سوي وزارت ارتباطات ارائه شد و يك طرح زماني را به مدت 3 سال پيش‌بيني كرد كه ما فعلاً 100 ميليارد ريال را براي سال 85 در كميسيون تصويب كرديم تا در اين سال فاز اول و مطالعات آن شروع شود و بتوانيم براي سال‌هاي آتي نيز بودجه‌هاي ديگري را اختصاص دهيم تا اين شبكه ملي در داخل ايجاد شود.

به هر حال بايد منتظر نشست و ديد متوليان اين پروژه مهم تا چه حد در دستيابي اهداف اين پروژه موفق خواهند شد و گامي به سمت رها شدن از استيلاي غرب بر اينترنت برخواهند داشت.

 

+ نوشته شده  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 10:10  توسط mahdi  | 
 

در انتظار تاریخی دیگر

 

 

مهدی عجم

هجمه جديدي كه اين روزها  غرب با صحنه گرداني اروپا و كارگرداني صهيونيسم بين الملل عليه جهان اسلا‌م راه انداخته اندمساله قابل تامل و انديشه اي براي متفكران جهان اسلا‌م است‌
اينكه به چه واسطه و دليل كاريكاتورهايي آنهم بر عليه مقدس ترين چهره جهان اسلا‌م يعني وجود نازنين حضرت محمد بن عبدا... پيامبررحمت(9 ) ابتدا در يك كشور نه چندان مطرح اروپايي(دانمارك)منتشر ميشود و به سرعت به بيش از ده كشور اروپايي بسط مييابد و حمايت صريح و آشكار و علني ايالا‌ت متحده و رژيم صهيونيستي را بدنبال خويش ارمغان مي آورد از چند منظر قابل تامل است‌
1-سالهاست كه ازآخرين اهانت بزرگ و زشت رشدي ملعون و توطئه آيات شيطاني به پيامبر گرامي اسلا‌م مي گذرد و غرب ضرب شصتي را كه در آن جريان از امام راحل و عموم مسلمين جهان ديد را هنوز از ياد نبرده است و حال بايستي دوباره پس از سالها قداره بندي غرب از لحاظ  فرهنگي و نظامي در كشورهاي مسلمان حساسيت تست زده شود و باشيوه اي نوين در لباس زيباي هنر و آزادي بيان و.. بايد شاخك هاي حسي ابولهول دربيابد كه قداست دين از منظر مسلمين تا چه حد است بايستي استراتژيست هاي پشت سر اين قصه و تحليل گران موسسات افكار سنجي غرب به درجه غيرت ديني مسلمين در تقابل با توهين دست يابند چرا كه اين داده خام براي برنامه ريزي هاي آينده بسيار مهم و راهبردي خواهد بود
2-پس از آخرين تحولا‌ت جهانو وقايعي نظير 11 سپتامبر حملا‌ت نظامي به افغانستان و عراق پيروزي حزب ا...وحماس در برابر رژيم صهيونيستي از يك سوو ناكامي هاي دول به ظاهر مدرن و پيشرفته اروپايي در تامين حداقل نيازهاي حيات بشري مانند امنيت اقصاد سالم اشتغال عدالت و ....كه منجر به باز شدن اين دمل هاي چركين در فرانسه اسپانيا آلمان وساير دول اروپايي گرديد موج اسلا‌م خواهي خاصي در غرب مدرن براه افتاده  و لرزه بر پيكره پوشالي ابولهول انداخته است ابولهول نيك مي داند پيامدهاي اقتصادي و سياسي تسخير اروپا توسط اسلا‌م چيست و اين عقرب خوش خط و خال به محاصره در خواهد آمد و اين همه آن چيزي است كه صهيونيسم بين الملل از آن در هراس است‌
3- حال در اين فضاي جديد موج خيزش امت واحده اسلا‌مي و فرياد عليه دول بيادب و بي فرهنگ اروپايي همچنان بايد تا پشيماني كاملآنان ادامه يابد و در ادامه بر سران كشورهاي مسلمان و سازمان كنفرانس اسلا‌مي با‌يستي اقدامات تنبيهي دول اهانت گر را در دستور جدي كار خويش قرار دهند و امت اسلا‌م نيز ضمن حفظ وحدت كلمه اين حلقه مفقوده جهان اسلا‌م هوشياري و آمادگي همه جانبه خويش را حفظ نمايند در ضمن اقدامات رسانه اي و تبليغي روشنگرانه در اين اوضاع بسيار موثر خواهد بود
4- و مخلص كلا‌م اينكه تحولا‌ت دهه اخير نويد فردايي ديگر را ميدهد كه با اراده حق و كوشش مومنان راه او ديگر از آن غرب نخواهد بود و ابولهول از اريكه قدرت به زير كشيده خواهد شد چنانكه نمرود فرعون چنگيز هيتلرو....به زير كشيده شدند و اين وحشت خواب را از چشم جهانخواران ربوده است دلها در انتظار مقدس موعودي است كه تاريخي جديد را  براي بشريت رقم خواهد زد تاريخ اعتلا‌ي بشريت.

+ نوشته شده  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 10:45  توسط mahdi  |