|
حجاب و فقدان يك نگاه
مهدی عجم
حجاب اين مسئله مهم در حوزه مسايل اجتماعي چندي است به سوژه اي بحث برانگيز و داغ در فضاي جامعه،رسانه ها و نخبگان مبدل شده است. با آغاز طرح افزايش امنيت اجتماعي از سوي ناجا و آغاز فعاليت گشت هاي ارشاد ناجا در برخورد با پديده بد حجابي اين مساله به نقطه عطف خود رسيد و كماكان نيز در جريان است. در اهميت حجاب و پوشش زنان و حفظ آن طبق دستورات شرع كه بي ترديد سلامت اخلاقي و بالتبع رواني كل جامعه و صيانت از كيان خانواده را به همراه دارد، كارشناسان و نخبگان شكي روا نمي دارند. نگارنده معتقد است تا كنون نگاه جامع و راهبردي نسبت به مساله حجاب و به خصوص ترويج صحيح آن در دستور كار دستگاههاي فرهنگي نظام نبوده است. و اين مساله از فقدان يك نگاه استراتژيك و مهندسي مناسب رنج برده است. تازماني كه در صدا و سيماي ما حجاب برتر (چادر) و حجاب كامل (غير چادر) به درستي اشاعه نمي يابد و هنرپيشگان شبكه هاي رنگارنگ سيما بعضا با البسه و آرايش غير متعارف شبانه روز در مقابل ديدگان مخاطبين رژه مي روند و بر پرده سينماها نيز صريح تر و بي پرده تر هنرپيشه هاي زن سينما مدلهاي عجيب و غريبي از بدحجابي و بعضا از بي حجابي را عرضه مي كنندو بازار مطبوعات و مجله هاي زرد و غير زرد ما نيز تا آنجا شور است كه ويژه نامه هاليوود و باليوود و كلوزآپ هاي رنگي و مهوع از زنان را بر جلد مي نشانند و از سوي ديگر روز به روز دسترسي جوانان و خانواده ها به ماهواره و اينترنت رها، بيشتر مي شود، و از ديگر سو بازار واردات و توليدات داخلي البسه رنگ و وارنگ و كوتاه و ... نيز داغ داغ است آيا هيچ عاقلي مي پذيرد كه با گرفتن انگشت اتهام به سوي دختر و يا زن جوان مفلوكي كه آن ظاهر غير متعارف را براي خود برگزيده كار به سامان مي رسد؟
نگارنده اهميت و لزوم نهي از منكر در لسان زيبا توسط ماموران زن ناجارا رد نمي كند كه هيچ بلكه از اين ابتكار زيبا بسيار هم خرسند است. اما از اين نكته نيز غافل نيست كه بايستي به سراغ سر چشمه ها رفت و جامع به اين مهم پرداخت. شوراي عالي انقلاب فرهنگي و مجلس محترم بايستي نگاه راهبردي خود را در خصوص ترويج فرهنگ عفاف هر چه سريعتر عملياتي نمايند و بديهي است كه همراهي تمامي دستگاههاي فرهنگي از صدا وسيما گرفته تا وزارت ارشاد و وزارت هاي بسيار مهم و تاثير گذار آموزش و پرورش ، آموزش عالي و بازرگاني را به طور جدي و نه فرمايشي طلب مي كند. نكته بسيار مهم اينكه خوشبختانه هنوز در عصر انفجار اطلاعات و ارتباطات در جامعه ايراني خانواده اثر تربيتي خويش را كاملا از دست نداده است و تربيت صحيح و پرورش نسلها را مي توان با خانواده سالم تضمين كرد. خانواده مي تواند با ارائه الگوهاي صحيح و مناسب به فرزندان با زبان روز جوانان آنان را در عرصه حجاب و پوشش همراه كند و از رها شدگي جوانان به حال خويشتن و تنها و در انديشه رشد جسم آنها بودن پرهيز كند. به شرط آنكه والدين در اين روزگار پر فريب ابتدا خويش را از تمامي آسيبها مصون داشته و سپس از غرق شدن در مشغله هاي كاري و اجتماعي حفظ كنند. مخلص كلام اينكه حضور تنها ناجا در اين عرصه بر مظلوميت اين نيروي زحمت كش مي افزايد. وبار سنگين كم كاري دستگاههاي ديگر را بر دوش او مي گذارد.
+ نوشته شده چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 13:30  توسط mahdi
|
روبروي باد
مجيد احمدي
روبروي باد مي نشينيم؛ در انتظار طوفاني كه از شرق خواهد آمد و چه كسي گفت: باد ما را با خود خواهد برد .... هر چند بسياري سجده گاه خود را به قبيله اي كج مي كنند كه <بادنماها> نشان مي دهند؛ روبروي باد مي نشينيم، در ارتفاع نامت و شنيده ام كه در كوفه و كربلا صليبيان به دنبال هم نام تو مي گردند با يك قطار فشنگ و كوله اي از بمب ؛واز كَرَم تو دور نيست، اگر با كاسه اي آب گرماي نفرتشان را در پس كوچه اي كه بوي بني هاشم دارد بنشاني تا ؛ تا آنها نيز درآن روز طوفاني ... روز موعود ... مثل همه مسلمانان شناسنامه اي اقرار كنند كه: تو را روزي ديده اند؛ روزي كه در آن كارت هاي شناسايي نشانه هويت نيست، و هيچ نانوايي به نِرخ روز نان نمي فروشد، و در چهار راه وليعصر (عج) ديگر هيچ چراغي قرمز نيست؛ روزي كه بادنماها حيران مي مانند تا نمازگزارانش در حيرت قبله، تو را كافر بنامند ... و دامنه اين حيرت نه چپ مي شناسد و نه راست؛ در آن روز ديگر مجالي براي جنگ زرگري سنت و مدرنيته و تجديد و تجدد نيست و نواي جهاني: <يالثارات الحسين> است كه از شيشه رفلكس پستوخانه روشنفكر نماها مي گذرد و باد را از غبغَب آنها مي گيرد و تئوري هايشان را به مسلخي مي برد كه هميشه از آن در هراس بودند ... ميدان عمل ...؛ و در آن روز ديگر صراط هاي مستقيمي نيست كه بتوان با سفسطه در هزار توي آن هم يزيد ر ا جاي داد و هم حسين (ع) ... چرا كه فقط يك صراط است و آن راهي است كه تو در آن گام مي زني، و دمكراسي فقط راي توست و حق ديگر نسبي نيست، حق مصداق كلام توست: و الحق ما رضيتموه` والباطل ما اسخَطُمواهُ ... والسلام
+ نوشته شده چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 13:18  توسط mahdi
|
آنچه درباره شبكه جهاني بد نيست بدانيد! اينترنت، نزاع شيطان و فرشته مهدي عجم اشاره صفحه مانيتورت روشن است گزينهconnect to را فعال مي كني پنجره اي باز مي شود، رمز وسپسpassword را وارد مي كني، شماره تلفن شبكه ات را همچنين وكليك مي كني! منتظرمي ماني و ناگهان مجوز ورود شما به بزرگترين شاهراه اطلاعاتي و ارتباطاتي قرن بيست و يكم صادر مي شود و شما connect مي شويد! انگار يكهو داخل يك اقيانوس بزرگ مثل آرام! پرتتان كرده باشند و شما به عينه مرگ فاصله ها و مسافت ها را خواهيد ديد مرزها و مكانها بدون معنا مي شوند و شما تنها با تايپ چندين كلمه به هر كجاي اين بزرگراه بي سر و ته مي توانيد سرك بكشيد،بله اينترنت سحرآميز ترين پديده عصر ارتباطات است كه آن را قلمرو اتصال مغزها و رايانه ها مي نامند و به سرعتي باور نكردني جاي خويش را در زندگي ما دارد مي يابد و مسري تر از آنفولانزاي پرندگان به تمامي جهان نفوذ كرده است. اينترنت مولود سلطه گران شايد بدانيد كه اينترنت فرزند پنتاگون (وزارت دفاع آمريكا) با نام اوليه آرپانت به سال 1969 است. آرپانت با هدف اتصال رايانه هاي وزارت دفاع و محققان و كارشناسان صنايع نظامي اين كشور با تعدادي كمتر از پانصد رايانه آغاز بكار كردو از اولين خدمات پر مصرف آن پست الكترونيك(e-mail) بود كه بين محققين رد وبدل مي شد هم اكنون صدها ميليون رايانه در سراسر دنيا به اين شاهراه بزرگ متصل اند و برآوردها حاكي از آن است كه تا سال 2010 تعداد مشتركين اين شبكه به يك ميليارد نفر خواهد رسيد ،در كشور خودمان در سال 71 تعداد كمي از دانشگاههاي ايران توسط مركز تحقيقات فيزيك نظري و رياضيات(IPM) و از طريق پروتكلUUCP به اينترنت وصل شدند تا بتوانند با دنياي ايميل رد و بدل كنند و آرام آرام با تاسيس شركت ارتباطات ديتا وISP هاي ايراني ارائه دهنده خدمات اينترنتي فراهم شد. بر اساس آخرين گزارش ها در ايران از هر صد نفر 10 نفر واجد رايانه شخصي و 7 نفر نيز كاربر اينترنت هستند و در دنيا كشورما از ميان 206 كشور رتبه 103 را داراست و بد نيست بدانيد كه نيوزيلند با 81 كاربر از 100 نفر رتبه اول جهان را داراست. بهر حال ميزان بهره از اين شبكه ثابت نيست و روز بروز در حال گسترش وافزايش است و همين مساله است كه نمي گذارد انسان از كنار آن به راحتي گذر كند و آسوده باشد! اندر محاسن اينتر!
برخي اينترنت را در ابتداي امر لولوي وحشتناك و هراسناكي فرض مي كردند كه آمده تا اخلاق مردم را ببلعد و اصلا اينترنت يعني تهاجم فرهنگي و به نوعي فرهنگ تهاجمي بايد از اين لولو دوري كرد و خصوصا آن را از دسترس خانواده ها دور نگه داشت غافل از اينكه محدوديت كامل روش غلطي است كه به راحتي در مقابل اين رسانه طغيانگر زانو مي زند! با اينترنت بايد واقع بينانه برخورد كرد از سرويس هايي كه در حاضر اينترنت به همگان ارائه مي دهد مي توان به پست الكترونيك(E-mail) برا ي مبادله نامه و پيام بسرعتي باور نكردني در سراسر جهان،كنترل رايانه از راه دور(Tel net) خدمتي براي اتصال و راهبردي يك رايانه از راه دور بويژه براي سرپرستان و روساي شركت ها و سازمان ها،انتقال پرونده(FTP) با اين پروتكل اطلاعات و فايل هاي گوناگون قابل دسترسي و بهره برداري مي شوند، كنفرانس از راه دور(Tel conference) براي گفتگوي چند كاربر در آن واحد و از راه دور بدون حضور فيزيكي افراد در يك مكان بويژه در جلسات علمي و پژوهشي، شبكه خبري(Usenet) سرويس خاصي براي روزنامه ها و مجلاتي كه بصورت الكترونيك در شبكه قابل دسترسي مي باشند. قرار گرفتن راديو و تلويزيون در اينترنت نيز موضوع قابل توجهي است كه اخيرا اكثر رسانه هاي دنيا به آن توجه خاص كرده اند. كتابخانه هاي ديجيتال نيز مدتي است كه در اينترنت مطرح شده است و بسياري بر اين باورند كه با گسترش كتابخانه هاي ديجيتال در آينده صنعت چاپ كاغذي با شكست روبرو خواهد شد چرا كه دردسرهاي حروفچيني،چاپ، توزيع و فروش سنتي همگي به پايان خواهد رسيد. اينترنت نيز منبعي قابل توجه براي محققان،دانشجويان و اساتيد رشته هاي متنوع و مختلف،علوم پايه، علوم انساني، پزشكي،فني و مهندسي و ... است كه قابليت دسترسي به آخرين مطالب و دستاوردهاي علمي را آسان كرده است. بد نيست بدانيد طبق آخرين آمار معتبر بين المللي در سال گذشته ميلادي در دنيا 17 ميليون نفر براي يافتن مدرسه فرزندشان،16 ميليون نفر براي خريد خودرو،10 ميليون نفر براي خريد خانه،8 ميليون نفر براي تغيير شغل،16 ميليون نفر براي تصميمات مهم مالي،21 ميليون نفر براي يافتن دوره هاي آموزشي تكميلي، 17 ميليون براي كمك به درمان بيماريها و .... استفاده كرده اند.
روي ديگر آن سكه پس واضح است بايد بر تفكر آناني كه مي انديشند اينترنت وسيله اي است براي وبگردي چت و وقت گذراني بيهوده بايد خط بطلاني كشيد. البته مطالبي كه در بالا ذكر شد يك روي سكه اينترنت اين شبكه وحشي است،اين بزرگراه عريض و طويل و بي در و پيكر يك روي ديگر هم دارد كه بلاي جان خيلي ها شده و بايد براي آن فكري كرد. اعتياد مدرن اگر فكر مي كنيد كه اعتياد به ترياك،هروئين و كوكائين و اخيرا اكس و شيشه است و معتاد هم فقط فردي كه اين مواد افيوني را مصرف مي كند سخت در اشتباهيد،اعتياد به اينترنت آخرين ورژن اعتياد در دوران مدرن است كه به سختي همگي كاربران اينترنت را تهديد مي كند. امير سليمي روانشناس و محقق در زمينهIT مي گويد: در غرب كلينيك هاي خاص درمان معتادان اينترنت داير شده است و طبق آمار در آمريكا 5 ميليون معتاد درجه يك اينترنت شناخته شده اند و با گسترش روز افزون استفاده از اينترنت در كشورها و جوامع ممكن است در آينده تعداد مبتلايان به اين عارضه از مواد مخدر هم پيشي گيرد. سليمي همچنين معتقد است از معمول ترين معيارهاي تشخيص اعتياد به اينترنت مي توان به مواردي نظير افت تحصيلي شديد كاهش وزن بخاطر از بين رفتن نظام تغذيه بدن،بالا رفتن دامنه تنش هاي عصبي،كاهش فعاليت هاي اجتماعي، قانون گريزي، عدم مسووليت پذيري در خانواده،خشونت بيش از حد، پرخاشگري تغيير عادت هاي رفتاري،ابتلا به سردردهاي عصبي و ... نام برد براي مثال هنگامي كه شما نوجواني را براي صرف شام صدا مي زنيد و ساعت هاي طولاني را صرف بازيهاي رايانه اي يا چت مي كنند از جمله مبتلايان هستند درمان اعتياد به اينترنت از آنجايي حايز اهميت است كه وابستگي فرد به اينترنت و بي تفاوتي او نسبت به ديگران باعث عدم مسووليت پذيري نسبت به خانواده،ازدواج، شغل و ... مي شود و آينده نگران كننده اي رابراي فرد رقم خواهد زد. دكتر عباس محمدي اصل استاد جامعه شناسي دانشگاه نيز مي گويد: در زمينه استفاده از اينترنت كار فرهنگي صورت نگرفته كه در صورت ادامه اين روند بايد شاهد عوارض آسيب جديدي باشيم كه جامعه را تهديد مي كند اين آسيب اين است كه نظم جهان انسان را به سوي فرديت هدايت مي كند اما سنت مي خواهد كه جوانان را به سمت اجتماع يكدست متمايل نگه دارد . اين موضوع باعث بوجود آمدن مشكلات آشكار و نهان زيادي براي جوانان مي شود براي مثال جوان به علت تضادي كه بين سنت و مدرنيته وجود دارد نمي تواند ارتباطات خود را با ديگران سازمان دهي كند و به گفته اريك فروم دو مشكل پيدا مي كند يا خودش را آزار مي دهد يا ديگري را در واقع وقتي اين رفتارها تبديل به يك فرآيند اجتماعي مي شوند جوان مي خواهد تشخص پيدا كند در ارتباطات اجتماعي خودش را نشان بدهد و از طرفي اين راه وجود ندارد. در اين فضاي كشمكش بين دنياي مدرن و دنياي سنتي تنها وسيله اي كه در اختيار جوانان قرار دارد يك رايانه و يك مودم است جوان وارد يك فضاي مجازي مي شود و در اين فضا مي خواهد شروع به مكالمه و تبادل افكار كند در اين صورت نكته اي كه وجود دارد اين است كه شخص از واقعيت دور مي شود و فراموش مي كند كه ارتباطات مجازي و واقعي چقدر تفاوت دارند و دچار رفتار دوگانه مي شود، دچار تخيلاتي مي شود كه اگر به خودش آزار نرساند به ديگران آزار مي رساند. دكتر محمد رضا حسيني جامعه شناس معتقد است معتادان اينترنت ترجيح مي دهند با تشكيل گروهها و برقرار كردن ارتباطات تنگاتنگ با هم به نوعي خلاء هاي روحي خود را بر طرف كنند و دسته اي از جوانان كه اسير اينترنت شده اند دنياي مجازي،چت روم ها و بازيهاي اينترنتي به راحتي جايگزين افراد فاميل، دوستان،تحصيل، اشتغال و خواب مي شود بطوريكه برخي از جوانان از ساعت 10 شب تا 4 صبح وقت خويش را صرف اينترنت مي كنند وبطور هفتگي 40 تا 50 ساعت با اينترنت هستند و از دنياي واقعي كه در آن زندگي مي كنندفاصله مي گيرند همچنين جوانان و نوجوانان معتاد به اينترنت صرفنظر از جنسيت،سن و مقطع تحصيلي بدون هيچ منظور و هدفي تنها براي يافتن چيزهاي جديد و مهيج در اين شبكه پرسه مي زنند كه معضلات اقتصادي، بيكاري و فقدان امنيت شغلي آنها را تهديد مي كند. اعتياد اينترنتي خلاصه عوارض جسمي و ناراحتي هاي بينايي، مفصلي را هم بهمراه مي آورد از طرفي زمينه مناسبي براي ارتكاب جرايم اينترنتي مانند سرقت اطلاعات، هك كردن وب سايت ها و ... را نيز در پي خواهد داشت.
اينترنت و فساد الكترونيك بطور كلي بايد گفت شبكه جهاني اينترنت در اختيار و يا كنترل كسي نيست هر عضو اين شبكه عظيم هر اطلاعاتي را كه بخواهد در اختيار ديگران قرار دهد وارد سيستم مي كند و از اطلاعات موجود هم استفاده مي كند يعني هم توليد كننده اطلاعات است و هم استفاده كننده آن، مديريت در اين شبكه كاملا غير متمركز و توزيع شده است، در اين ميان برخي شركت ها و افراد سودجو مطالب و تصاوير و فيلم هاي غير اخلاقي و پورنو گرافيك را وارد شبكه مي كنند و راه براي استفاده ناسالم عده اي فراهم مي كنند به اين پديده هرزه نگاري اينترنتي مي گويند و اين مساله عملا باعث نگراني خانواده ها در خصوص استفاده فرزندان از اينترنت شده است. جالب است بدانيد كنگره آمريكا در سال1996 قانون مقررات ارتباطات را به تصويب رسانيد كه در اين قانون ذكر شده است كه انتشار يا مبادله مطالب منافي عفت در اينترنت ممنوع است. نكته اينكه اكثر دولتها به مقابله با اين مساله برخاسته اند و به طراحي و نصب نرم افزارهاي فيلتر كننده سايت هاي غير اخلاقي پرداخته اند اما در شبكه اي كه فيلتر هست فيلتر شكن هم موجود است! هرزه نگاري اينترنتي،سوءاستفاده از كودكان و نوجوانان در اينترنت و به نوعي داير كردن خانه هاي فساد الكترونيك از معضلاتي است كه جامعه ديني و مذهبي ما در خصوص استفاده از اينترنت با آن روبروست و اين مهم توجه بيش از بيش خانواده ها را به مساله استفاده از اينترنت توسط فرزندان و جوانان مي طلبد. ابزار توطئه و اينترنت اينترنت براحتي مي تواند ابزار توطئه و جاسوسي عليه كشورها هم باشد و سازمانهاي جاسوسي بدون شك حساب ويژه اي بروي اين مهم باز كرده اند، سرقت اطلاعات هك و نفوذ به سيستم هاي اطلاعاتي و ... از عوارض اين مساله است. به عنوان مثال حمله اينترنتي صهيونيستها به سايت ايران كارتون كه كاريكاتورهاي ضد هولوكاست را در سراسر جهان پخش مي كند در چندي قبل نمونه كوچك اين قضيه است و يا حمله كاربران كشورمان به سايت هاي دانماركي در جريان اهانت به پيامبر اعظم (ص) توسط يك روزنامه دانماركي كه پيامدش هك بسياري از پايگاههاي دانماركي بود نمونه جهادي اين قضيه است! و اما آخر به هر حال اينترنت پديده اي است كه روز بروز دارد بيشتر ازقبل جاي خويش را خصوصا بين خانواده ها مي يابد، تايپ چند كلمه بعد از عبارتwww ما را به دنياي مجازي عظيمي وارد مي كند كه بايد هوشمندانه با آن برخورد كرد و از همه مهمتر رعب اين تكنولوژي غرب را بايد از جان دور كرد و در مقابل آن مرعوب نگشت. براستي اكنون در اين شاهراه بزرگ نزاعي عظيم در گرفته است. نزاع ميان اصالت انسان (امانيست) و اصالت خدا نزاع ميان شيطان و فرشته و در يك كلام اسلام و غرب در ساحت هاي گوناگون تفكر و انديشه و هر چند اين تكنيك مولود خود غربي هاست. و مغز هاي حساس آن نيز در اختيار خود غربي هاست وشايد حجم و تنوع وب سايت هاي آنان با پايگاه هاي اسلامي قابل قياس نباشد اما از اين نكته مهم نبايد غفلت كرد اينترنت و گردش آزاد اطلاعات بهترين فرصت فرهنگي را در اختيار ما قرار داده است تا با هوشمندي و تيز بيني از آن بهره برداري كنيم و از آن به عنوان ابزاري در جهت تحقق اهداف بلند اسلام كه همانا تربيت و تعالي انسان است استفاده كنيم. مي پذيرم سخت است كوشش و تلاش طاقت فرسا مي خواهد اما محال نيست روح اينترنت را بايد به تسخير درآورد.
+ نوشته شده چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:58  توسط mahdi
|
نامه اي سرگشاده به آقاي صدا و سيما؟
علي اصغر جوشقان نژاد آقاي صدا و سيما سلام. من جوان مسلمان نسل سومي هستم و حالا كه سالها صحبتهاي تو را از پس گيرندههاي خانگي شنيدهام، ميخواهم قدري نيز برايت حرف بزنم تا تو نيز نظراتم را بداني. اما پيش از اينكه سخن اصلي را بگويم، بايد به خاطرت بياورم كه من، در ادامه نسلي زندگي ميكنم كه انقلاب و جنگ را درك كرده است و براي ايجاد شرايط مطلوبش از اهداي جان نيز دريغ نكرده است. اما دانستههاي من از آن جنگ و انقلاب تنها چيزهايي است كه امروزه از طريق تو ميبينم و ميشنوم، به علاوه خاطراتي كه ديگران برايم بازگو ميكنند. از روزي كه به خاطر دارم تو در كنار من بودهاي و من با تو زندگي كردهام، بنابراين به خودم حق ميدهم كه در مورد تو اظهار نظر كنم. اين اظهار نظر (كه كاملا از ديدگاه انتقادي بيان شده است) به هيچ وجه خوبيهاي تو را زير سوال نميبرد. از نظر گسترش كمي يا از لحاظ محتواي سياسي رضايتمندي بسياري از تو دارم. به همگاني كه اين نامه را ميخوانند ميگويم كه اين نامه به آقاي صدا و سيما! نوشته شده است، نه به آقاي ضرغامي يا لاريجاني يا غيره و ذلك. يعني حرفهايي كه ميزنم (تنها) خطاب به اين آقايان نيست (اينكه خطاب به چه كسي است و چه كسي بايد پاسخ بگويد، خدا مي داند!). آقاي صدا و سيما! با توجه به بزرگي و پيچيدگي تو، فرض مي كنم اهدافي براي خودت مشخص كرده اي و برنامه مدوني براي رسيدن به آن اهداف ريختهاي (اگر جز اين باشد، بايد روضه ديگري برايت بخوانم و يا فرياد ديگري بر سرت بزنم). علاوه بر اين فرض ميكنم كه اهداف تو در راستاي اهداف انقلاب است و با توجه به سخنان امام و رهبر تنظيم شده است. چرا كه اولا تو بخشي از جمهوري اسلامي هستي و نميتواني با مجموعه بزرگتر خويش هماهنگ نباشي. ثانيا اكثر مخاطبين خويش را مديون انقلاب هستي. يادت نرفته آن روزگاري كه مردم تماشاي تلويزيون را (به خاطر حكومت وقت) مطلوب نميدانستند و حتي بسياري نيز حرام ميدانستند. اعتمادي كه مردم به سيما و صداي تو پيدا كردند همه به بركت انقلاب و امام بود. پس تو مديون انقلاب هستي و بايد دين خويش را ادا كني. حالا كه (بنا بر فرض من) اهداف و برنامههايي در راستاي اهداف انقلاب ريختهاي، پس بايد كودك من را به جواني انقلابي تبديل كني. آيا اين كار را ميكني؟ آقاي صدا و سيما! هيچ دقت كردهاي كه سمت و سوي برنامههاي كودك تو چگونه است؟ مجريهايي كه (زن يا مرد) به بهانه كودكان، لودگي ميكنند چه شخصيتي به بچه كوچك من ميدهند؟ اشتباه نكن! نمي گويم مجري برنامه كودك بايد عصا قورت بدهد و سيخ سيخ بايستد و فقط زمان پخش برنامهها را اعلام كند. اما آيا ميان لودگي و عصا قورتدادگي، حالت ديگري وجود ندارد؟ هيچ از خودت پرسيدهاي كه پيامبر با كودكان چگونه بازي ميكرد؟ آيا خودش را مانند دلقكها به مسخرگي ميكشاند تا كودكان را شاد كند؟ آيا تا كنون شده است سعي كني از احاديث و سيره معصومين و علما و با توجه به شرايط حال حاضر دنيا، اصول برنامههاي كودكان را استخراج كني؟ يا اينكه ضرورتي براي اين كار نميبيني؟ ميگويي دنيا امروزه به اصولي دست يافته است و در حال اجراي آن است، پس ما نيز طبق همين اصول حركت ميكنيم. دو سوال ميپرسم: اول اينكه آيا كاملا طبق همين اصول پذيرفته شده در دنيا حركت ميكني؟ دوم اينكه آيا همه اصول پذيرفته شده در اين عصر بي قواره، كاملا درست است؟ مگر بنا نبوده است انقلاب اسلامي اصول زندگي را از نو و طبق فرامين دين پي ريزي كند؟
آقاي صدا و سيما! سخنراني حضرت امام خميني را در تاريخ 30 تير 58 به خاطر داري؟ اگر به آرشيو خودت رجوع كني و آن را براي مردم پخش كني، مطمئن باش كه در مقابل سوالات بي شماري از طرف مردم قرار مي گيري. همان ابتداي انقلاب امام چه فرماني به تو داد؟ آيا نگفت براي حذف موسيقي برنامه ريزي كني؟ آيا نگفت كودكان را به گونهاي تربيت كني كه به موسيقي عادت نكنند؟ آقاي خامنهاي چه؟ آيا نگفت ترويج موسيقي با اهداف عاليه نظام در تناقض است؟ و آيا اهداف عاليه نظام همان اهداف عاليه تو نيست؟ آيا سخنان امام و رهبر براي تو دستور محسوب نميشود؟ براي اجراي اين فرامين چه كردهاي؟ هيچ ميداني با موسيقيهاي <چرا و چيه> و <عمو پورنگ> كودكان را به كدام سمت ميبري؟ با خوانندگي <زن ها> به جاي <عروسك> دهن كجي به شرع را ياد كودكان ميدهي و اگر كسي بخواهد كودكش را با احكام شرعي موسيقي آشنا كند، چه مصيبتي خواهد داشت. كودكي كه هميشه موسيقيهاي تند <فيتيلهاي> را با رغبت شنيده و رقص مجريان <فيتيله> و عروسكهاي محبوبش با آهنگهاي تند را ديده و به همراه آن موسيقيها صداي آواز زنان را شنيده، چگونه ميتواند بفهمد كه موسيقي حرام يعني چه؟ اگر نميخواهي سخن امام و آقا را در مورد موسيقي رعايت كني، لااقل حدود شرعي را بياموز تا پايت را از آن فراتر نگذاري. مردم با برنامههاي تو خو گرفتند اما آگاهان اندك اندك اعتماد خويش را به تو از دست دادند. هر چند نسبت به قبل از انقلاب بسيار بهتر شدهاي، اما جهتگيري فرهنگي خويش را در راستاي آنچه انقلاب ميخواست تغيير نداده اي. گويي 30 سال بعد از انقلابي كه در همه كشور اتفاق افتاد، انقلاب ديگري بايد در صدا و سيما حاصل شود. و اين بسيار براي تو و هنرمندانت زشت است كه 30 سال از همه كشور عقبتر باشيد. آقاي صدا و سيما! وقتي ما كودكي خود را با تو ميگذرانديم، كارتنهاي زيبايي داشتي. از پسر شجاع بگير تا نيك و نيكو و هاچ، زنبور عسل و ... در اكثر آن برنامهها، آرامش و ادب و همياري به خوبي مشهود بود. اما برنامههايي كه امروز نشان كودكان ميدهي چيست؟ ديجيمون؟ خشونت را چه زيبا به كودكان منتقل ميكني. در برنامههاي كارشناسي خود گله ميكني كه چرا بچهها به بازيهاي خشن كامپيوتري رو ميآورند ولي از آن سو، گرايش به سمت آن بازيها را با كارتنهايي كه نشان آنها ميدهي (ايجاد و) تقويت ميكني. در كنار انتقال خشونت، قبح شكني دوستي دختر و پسر و حتي تشويق به آن را هم به صورتي غير مستقيم انجام ميدهي. در اكثر كارتنها و فيلم هايت (اعم از كودكانه و بزرگانه) رابطه محرم و نامحرم، آنقدر با خواسته دين فاصله دارد كه انسان را به حيرت وا ميدارد. (تقريبا) همه برنامههاي كودكانه خارجي از چند دختر و پسر هم سن و سال كه رفقاي گرمابه و گلستان هم ديگرند تشكيل شده است. كودك من بعد از انس گرفتن با اين برنامهها درك نخواهد كرد <حيا> داشتن هنگام صحبت با نامحرم يعني چه. نگو كه كودك است و نميفهمد. آنچه در كودكي مي بيند، اساس تربيتش در بزرگ سالي است. عذر بدتر از گناهي كه مي تواني بياوري اين است كه بگويي برنامههايي كه از خارج ميخريم اين گونهاند و گناه را به گردن اجنبي بياندازي. اما مگر خود تو توان و امكان ساخت برنامههاي مناسب براي كودكان را نداشتهاي؟ باور نمي كنم زور صدا و سيماي ايران به ساخت برنامههاي فرهنگي كودكانه نرسيده باشد. غنيترين ادبيات، در كنار خوشذوقترين هنرمندان براي انتقال زيباترين مفاهيم. چه چيزي كم است؟ بودجه هم كه الي ما شاء الله وجود دارد. با اين حساب من حق دارم تو را بازخواست كنم و بگويم 10 برنامه برتري كه در يك سال گذشته براي ترويج فرهنگ اسلامي-ايراني ساختهاي نام ببر. (دقت كنيد. گفتم در يك سال گذشته. يعني هر ساله بايد آنقدر توليد برنامه داشته باشيم كه 10 تاي آن را به عنوان برنامه هاي برتر نام ببريم. آقاي صدا و سيما! هيچ ميداني كه پيامهاي بازرگاني و تبليغاتي كه پخش ميكني، چه اثري در جامعه ميگذارند؟ اصلا آيا تا كنون فكر كردهاي كه تبليغات اسلامي چگونه بايد باشد؟ اگر تعجب كني، تعجب نميكنم. شايد هيچ فكر نكرده باشي كه تبليغات هم اسلامي و غير اسلامي دارد. اما من به تو ميگويم كه اين چيزي كه امروزه به اسم تبليغات به خورد ما (از بزرگ و كوچك و پير و جوان) ميدهي، همه را از غرب گرفتهاي و تنها سكس و حواشي آن را حذف كردهاي. اما با بقيه تبعات آن چه كردهاي؟ آيا توانستهاي كاري كني كه مصرف گرايي را نيز كنترل كني؟ آيا تبليغات تو باعث زشتي زدايي از پرخوري و اسراف نشده است؟ به حق كه نميتواني اين كمكاري خويش را انكار كني. تازه در كنار اين مشكل عمده، نگاه كن كه چقدر چيزهاي مضر، كه به وسيله تو به خورد جامعه داده ميشود. هر چه وزارت بهداشت بيانيه و دستورالعمل صادر كند كه پفك براي كودكان ضرر دارد، تو با يك تبليغات 15 ثانيه اي خود همه را بي اثر ميكني. و كذلك كثير. حالا نميخواهم وارد اين بحث بشوم كه اين تبليغاتي كه پخش ميشود با قوانين خودتان چقدر تناقض دارد و يا سهم تبليغات فرهنگي در بين آن چقدر است و يا ... آقاي صدا و سيما! اگر در كودكي، كارتنهايي به ما نشان مي دادي كه در آنها دختر و پسر همانگونه دوست بودند كه دختر و دختر يا پسر و پسر، حالا كه بزرگ شدهايم، در همه (منهاي اندكي از) سريالهايت شاهد دلدادگي دختران و پسران جوان هستيم، كه البته همه هم ختم به امر خير ازدواج ميشوند و همه خانواده هاي تشكيل شده هم خوشبختي فوران ميكند و حاشا و كلا كه محض رضاي خدا بخواهي بفهمي كه نظر اسلام در مورد اين مسئله چيست؟ اگر حوصله نداري پيش يك استاد اخلاق بروي تا بحث همه جانبه را بشنوي، لااقل رساله را باز كني تا حكم شرع را بداني. در سريالهاي گذشتهات ديدهام دختران جواني كه وقتي اضطراب و تشويش بر آنها غلبه ميكند، به سراغ دوستپسرهاي خويش ميروند و با ملاقاتي خياباني تمام غصه ها را فراموش ميكنند. البته تو آن همه زيرك هستي كه اسم اين رابطه را دوستي نگذاري. مثلا آن پسر همكار دختر خانم است يا قرار است به خواستگاري او بيايد (يا آمده است) يا از اين جور توجيههاي ديگر. در برخي سريالها، محرم و نامحرم براي بازيكنان بسيار نامفهوم است. نه اينكه مقتضاي فيلم باشد، بلكه اصولا حضرات هنرمند فكر نمي كنند لازم باشد اين محدوديت را در فيلم خويش ايجاد كنند. اين نقيصه در سريالهاي طنز به اوج خويش مي رسد (به عنوان نمونهي در حال پخش رجوع كنيد به شب هاي برره). آقاي صدا و سيما! به نظر من تو قاتل هستي. قاتل آن جواني كه با موتور از روي اتوبوس ها پريد و به ميان آنها سقوط كرد و جان داد. عجله نكن تا بگويم چرا. اخبار تو دقيقا به سبك اخبار غربي است. اخبار غربيها پر است از خبرهايي مثل اين كه: <بزرگترين پيتزاي جهان پخته شد>، <ركورد پرش با توپ شكسته شد>، <جنگ گوجهها در فلان كشور>، <زيباترين گربه جهان انتخاب شد> و بيشتر و بيشتر. اما چرا؟ آنها پوچي و خلا زندگي خويش را با اين سرگرميها پر ميكنند. اما اينها براي ما چه حكمي دارد؟ وقتي اين اخبار جزء عناوين مهمترين خبرها پخش ميشود، مردم آن را جزء اخبار مهم ميشمارند و هنگامي كه اين اخبار از تلويزيون پخش ميشود، جوانان به انجام كارهاي اينچنيني تشويق ميشوند. نتيجه اينكه ميشنويم <در آذربايجان بزرگترين كوفته پخته شد> و <در سيستان گنده ترين كوفته ساخته شد> و در اين ميان جواني نيز جان خويش را مي گذارد تا ركوردي بشكند و چه رايگان حيات خويش را ميفروشد. اگر او را در كنار شهدا بگذارند و بگويند <اينها براي دين كشته شدند، تو چه؟> او چه پاسخي خواهد داشت؟ آنها كه در اين مسير كشته نشدند نيز وضعيت بهتري ندارند. عمر عدهاي كه ميتواند كشور را گامي به پيش ببرد يا خودشان را قدمي به خدا نزديك كند، در راه پختن كيك 5 طبقه صرف ميشود، چرا كه صدا و سيما به اين مسائل علاقه نشان ميدهد و ذائقه مردم را اين گونه بار ميآورد. آقاي صدا و سيما! يك نكته را هرگز فراموش نكن. تو همان قدر كه صدا و سيماي تهرانيها هستي، صدا و سيماي شهرستانيها و روستاييها و دهاتيها هم هستي. اما چقدر اين نكته را به خودت يادآوري ميكني؟ به خاطر اينكه عدهاي (كه اكثر آن عده تهراني هستند) به سمت ماهواره نروند، آنقدر خودت را به مرزهاي ابتذال نزديك ميكني كه صداي همه در ميآيد و هيچ نميانديشي كه در اين ميان چه بر سر شهرستانيها و روستاييها ميآيد. تازه اصل اين كار هم كار درستي نيست اما به خاطر جواب زيبايي كه آقاي خامنهاي در مراسم توديع آقاي لاريجاني به اين حركت دادند، از اطاله كلام صرف نظر مي كنم. بلايي كه برنامههاي طنز و غير طنز تو بر سر شهرستانها آورد، سالها زحمت خودت را ميطلبد تا جبران شود. آقاي صدا و سيما! هنوز خيلي حرف ديگر دارم كه بگويم. اما بدون اميد به اينكه جوابي بدهي. سخنان بسياري از موضع صحبتهاي من گفته شده است اما پاسخ در خوري از تو شنيده نشده است. پس سخن را كوتاه ميكنم تا جوابي شنيده شود. جوان مسلمان نسل سومي منبع: سايت لوح
+ نوشته شده چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:41  توسط mahdi
|
مردي که خستگي را خسته کرد از بزرگراه تا بزرگ مردی جاودان
وحید کریم نژاد چهره ام از فرط خستگي کار روزانه درهم وگرفته شده بود وفرياد ميزد که اين آقايي که زير اين جلد سفيد وبااين شمايل مخفي شده,خسته ترين آدم روي زمين است.وقتي مي خواستم به ماشين استارت بزنم که سفينه نجاتم شود ومرا به منزل برساند که هرچه خستگي در تن دارم مثال برگ خزان از تن رنجورم بريزم,دستانم ياراي چرخاندن سوئيچ رانداشتند ودراين شرايط بدترين وضعيت براي آدمي چون من اين است که بزرگراه مدرس را به سمت جنوب حرکت کنم ودر ورودي بزرگراه همت باهمان ترافيک هميشگي مواجه شوم.مني که توان چرخاندن سوئيچ ماشين را نداشتم حالا مي بايست کيلومترها با کلاچ وترمز وگاز دست وپنجه نرم کنم وشش دانگ حواسم به چراغ ايست ماشين هاي جلويي باشد واز آينه هواي ماشين پشت سر را داشته باشم که خداي ناکرده بي دقتي نکند. درهمين گيرودار بودم که توجهم به تابلوهاي پر زرق وبرق وبزک شده تبليغات شرکتها افتاد ومات ومبهوت آنها شدم.سبقت شرکت هاي داخلي وخارجي براي به نمايش گذاشتن محصولاتشان خيلي برايم جالب بود.از بهترين رنگها,تابلوها وشيوه هاي تبليغاتي استفاده مي کنند وچنان تبليغ مي کنند که بيننده را مجذوب نموده واغلب آرزو مي کني که اي کاش همين حالا يکي از آن کالاها را دراختيار داشتي.انواع واقسام گوشي تلفن همراه با مارکهاي مختلف وکارايي هاي متنوع ,لوازم خانگي که جديدا حکم کدبانوي خانه را پيدا کرده وخانمهاي خانه دار را عملا به ورطه بيکاري کشانده است,انواع واقسام نوشيدني وزيورآلات وساعت وغيره... بالاخره با هزار سختي ومشقت وارد بزرگراه همت شدم وهمچنان تنها چيزي که توجه آدم را به خود جلب مي کرد همان تابلوهاي تبليغاتي شگفت آور بود.درميان آن همه رنگ وزرق وبرق مبهوت کننده ناگهان چشمانم به يک نقاشي ساده از تصويري آشنا برديوار ساختماني نبش خيابان توانيرافتاد که درميان آن همه نقش ها ورنگها ديگر آنچنان به چشم نمي آمد ومطمئن هستم که خيلي کم پيش مي آيد که توجه ديگران نيز به آن معطوف شود.با خودم گفتم که اي کاش يک شرکت تبليغاتي پيدا مي شد که تصوير اين بزرگوار را به بهترين شيوه بر بزرگترين تابلوي تبليغاتي وبا بالاترين کيفيت چاپ در همين بزرگراه نصب مي کرد که مردم فقط وفقط اورا ببينند که آسايش وآرامش همه آن شرکتهاي داخلي وخارجي مرهون صلب آسايش امثال او بود. بله,نقاشي روي ديوار متعلق به ابر مردي بود که همين بزرگراه به نام وياد او نام گذاري شده است.مردي که خستگي راخسته کرد.خستگي من در برابر خستگي چهره نقاشي شده اش شرمنده شد و تازه به خود آمدم وديدم که هيچ کاري براي اين انقلاب وحفظ ارزشهايش نکرده ام واگر الان خسته ام براي امرار معيشت فردي خود وافراد تحت تکفلم است و او هرچه خستگي در چهره دارد فقط براي انقلاب وارزشهايي بوده که درحال حاضر به مسلخ کشيده شده است وذره ذره نابود مي شود.خدا مي داند که آدمهاي اين شهر با چهره ها وعقايد مختلف در اين بزرگراه بارها وبارها عبور مي کنند بي آنکه به نامش توجه کنند ويا درميان آن همه تابلوهاي زيبا هر ازگاهي نيم نگاهي به اين نقاشي داشته باشند وبه جمله مکتوب در کنار آن توجه کنند که از قول آن بزرگوار متذکر مي شود که : وصيت من به شما فقط اين است که پشتيبان ولايت فقيه باشيد
آري,ما هر روز,به دفعات از کوچه ها,خيابانها وبزرگراههايي تردد مي کنيم که اکثرا مزين به نام مقدس ابر مرداني هستند که تنفس ما مرهون از نفس افتادن آنها است.همانهايي که به بهترين شيوه با خداي خويش معامله کردند وآخرت خويش را به بزرگترين ثمن خريدند وهر چه رنگ غير خدايي داشت از درون زدودند وبر در دروازه دل نشستند ومانع ورود هرچه غير خداست گشتند.ومن وتو هنوز اندر خم يک کوچه روزگار مي گذرانيم واصلا حواسمان نيست که منادي ندا سرمي دهد که (فاين تذهبون).شتابان وعجول به سويي مي رويم که نهايتش ترکستان است وخيلي زود دير مي شود. راستي چه شد که به اينجا رسيديم.آيا آرزوي پير ومرادمان که مي گفت اي کاش يک پاسدار بودم همين جايي است که ما الان هستيم.امام(ره)در مورد بسيج فرمودند که افتخارم اين است که خود يک بسيجي ام ولي در رابطه باسپاه وارد شدن به اين کسوت سبز ومقدس آرزويشان بود.يعني امام با آن عظمت روحي ومقامات معنوي هنوز خود رايک پاسدار نمي دانست وعجب است که ما شاگردان مکتب خميني کبير در اين وضعيت اخروي ودنيوي خويش را پاسدار تلقي مي کنيم. قسم به خون شهدا که سنگ فرش خيابان شهر ماست اول کساني هستيم که بايستي پاسخگويشان باشيم که بعد از ما شما چه کرديد. کم کم ترافيک بزرگراه هم سبک شد وبر سرعت ماشين نيز افزوده گرديد ومن يادم آمد که فردا چک دارم وبايد هر چه زودتر به فکر تهيه پول باشم.
+ نوشته شده چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:21  توسط mahdi
|
جناب آقاي مهندس!
جناب آقاي مهندس حسين صفار هرندي وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي با سلام و عرض ارادت به حضور جنابعالي و همكاران پر تلاش تان در مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي،حدود 8ماه از آغاز دوران مسئووليت شما بر وزارت متبوعتان سپري شده و بي شك چشم بر هم زدني نخواهد بود كه 3سال و 4ماه ديگر نيز بگذرد مي دانم كه آگاهيد كه دوران خدمت در نظام ما به سرعت برق و باد مي گذرد و اين ميز كه شما بر آن نشسته ايد بر هيچكس وفا نكرده و نخواهد كرد. برادر دلسوز مي دانم كه وزارتي كه شما تحويل گرفتيد چه روزگاراني را بر خود ديده و سپري كرده است و ساليان سال در حوزه هاي گوناگون موسيقي،تئاتر،سينما،نشرو كتاب ،مطبوعاتو هنر هاي تجسمي و...با فرهنگ كهن و اسلامي ما چه ها كه نكرده اند و چه توليداتي را بر مردم مظلوم اما شريف ما عرضه كردندوچه به اصطلاح مريدان فرهنگي و هنري بستر و فضاي رشد و نمو هنر سكودار و حتي بعضا ضد انقلاب و آرمان هاي مقدس نظام را فراهم كردندو سوسماران ترسيده از نواي جنگ كه بر كنج ها خزيده بودند را به هزار ضرب و زور به عرصه فرهنگ و هنر مملكت كشاندندو اگر مي توانستند لوس آنجلس نشينان را نيز به كشور باز مي گردانند.... چه بگويم كه مثنوي هفتاد من خواهد شد و نيك مي دانم كه شما از حقير بر اين مهم مطلع تريد.
آقاي هرندي عزيز درست است كه مديريت فرهنگي يك شبه جواب نمي دهد اما باور كنيد دلسوزان نظام و معتقدان به انقلاب كه سالها خون دل از دست بانيان تساهل و تسامح (بخوانيد اباحه گري)در عرصه فرهنگ و هنر نظام خورده اند به شما بسيار اميد بسته اندچرا كه شما را از جنس خويش مي دانند. اما برادرم هشت ماه گذشته است و جشنواره هاي فيلم و تئاتر فجر را هر چند بهتر از گذشته اما با نواقصي عجيب از سرم گذرانديم،آشفته بازار موسيقي زير زميني و روزميني به اصطلاح پاپ كه بيداد مي كند و وضعيت مجوز ها هنوز مشخص نيست،بيش توليد و مجوز آثار سينمايي در دوران وزارت شما آغاز شده است كه با شعار هاي دولت جديد و برنا مه هاي شما در مجلس هفتم همخواني ندارداز رنگين نامه هاي زرد كه هدفي جز جيب مخاطبان و تهي كردن اخلاق جامعه ندارند نمي گويم كه شما بهتر مي دانيد ،كمامان و با قدرت به هنر نمايي مطبوعاتي مشغولند،اوضاع وبلا گ ها و سايت ها هم كه هم اكنون مطلق است برادر من باور كنيد اينها عجله نيست و ما مطمئن هستيم كه شما مي توانيد مديريت صحيح را در عرصه فرهنگ و هنر مملكت اعمال كنيد از هياهوي استبداد و آزادي نهراسيد و جز خوار را در نظر نگيريد و با قدرت مخروبه اي را كه تحويل گرفته ايد دو باره بسازيد.اگر در زمان شما هنر مندان انقلاب احساس فراغت بال و حمايت و پشتيباني و به اصطلاح هنر مندان سكو لار و بي اعتقاد به نظام حس عدم مساعد بودن فضا براي كار را نكنند پس كي بايد اين مهم تحقق يابد. در پايان اميد وارم در اين مسئووليت خطير و مهم موفق و مويد باشيد و به ملت ما خدمت رساني فرهنگي را به عينه نشان دهيد. والسلام رضا موسوي
+ نوشته شده چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:13  توسط mahdi
|
در اوصاف منتظران
اكرم الملوك نفيسي انتظار يك مكتب است در آن يكي شدن وجود دارد، فردي كه قرار است منتظرش باشيم، حضور دارد و معدوم نيست. منتظر ظهور و فرج آن حضرت بودن بايد بگونه اي باشد، كه اين انتظار در انسان تحرك ايجاد كرده و در عمل ظاهر شود تا آنجا كه در انجام واجبات الهي و ترك محرمات كوتاهي نكند. امام خميني در اين باره گفته اند: انتظار فرج انتظار قدرت اسلام است. بايد كوشش كنيم تا قدرت اسلامي در عالم تحقق پيدا كند و مقدمات ظهور فراهم شود. يكي از وظايفي كه در تعاليم اسلامي بر عهده منتظران امام مهدي (عج) گذارده شده، تلاش در جهت سالم سازي فضاي اجتماعي و پاك نگه داشتن محيط زندگي است. در واقع منتظران ظهور حضرت مهدي (عج) كساني هستند كه نسبت به مسائل اطراف خود بي تفاوت نيستند و هر اتفاقي در عرصه هاي اجتماعي آنها را به واكنش وا مي دارد كه اين وظيفه در تعاليم ديني اسلام تحت عنوان امر به معروف و نهي از منكر شناخته شده است. مسلمانان بايد در زمان غيبت امام زمان (عج) به ترويج و تبليغ احكام اسلامي و امر به معروف و نهي از منكر بپردازند و گوش به فرمان ولي فقيه خود در خط ولايت حركت كنند. آنچه كه ما با انقلاب اسلامي به صحنه ظهور رسانديم نهادي ازآن جامعه اسلامي است يعني نمونه اي است كه درحد توان فكري و انديشه اي خودمان طراحي شده و از حيث قواعد اسلامي در محدوده وسع توانائي هايمان بوده است اما لازمه ايجاد حكومت امام زمان (عج) اين است كه در آن امام بزرگوار در راس باشد. چون ولايتي كه ايشان بر جهان خواهند داشت، هم از توانائي و هم قدرت اجرائي با ساير حكومت ها متفاوت است. يعني قدرتي كه ايشان در تمام زمينه ها دارند، ديگران از آن بي بهره هستند. در روايات است كه منتظران ظهور مرداني هستند كه انگار دل هايشان پاره آهنين است و شك در ذات خدا آنها را نيالوده و از سنگ خارا باصلابت ترند و اگر به كوهها يورش ببرند آنها را از جاي برمي كنند. آنان ازپس هر آن چه امام زمان (عج) از آنان بخواهد برمي آيند، اهل عبادت و خشوع اند. شهادت را مي خواهند، آرزو مي كنند كه در راه خدا كشته شوند. شعارشان يالثارت الحسين است و خداوند با آنان امام حق را ياري مي كند. ياران حضرت مهدي (عج) مومناني هستند كه درراه خدا از سرزنش ملامت كنندگان سست نمي شوند و در دلهايشان ذره اي شك درباره خداوند متعال راه ندارد. پارسايان شب زنده دارند و نواي روحبخش تلاوت قرآن و مناجات آنان در نماز همچون صداي زنبوران عسل در هم انداخته مي شود. شب را به روز مي آورند درحالي كه به عبادت خدا ايستاده اند،آنان خدا را به شايستگي شناخته اند و افرادي هستند كه شجاعت مردانه اشان جزئي از مجموعه ايماني آنان است و از نشانه هاي ايشان همين بس كه سرزنش هيچ ملامت گري آنان را در مسير الهي سست نمي كند.
+ نوشته شده چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:8  توسط mahdi
|
ويژگيهاي حكومت حضرت مهدي (عج)و پيامدهاي آن
امنیت همه جارا فرا خواهد كرفت
نرگس بياضيان اكنون ويژگيها و خصوصيات حكومت حضرت مهدي (عج) كه تاريخ بشري به سوي آن پيش ميرود و همه چشم انتظار آن منجي عالم هستند باتوجه به آيات و روايات از خاص و عام به طور اجمال ذكر مينمائيم و در بخش آيات و روايات، صريحا ذكر خواهد شد رهبري اين حكومت جهاني با حجت ابن الحسن المهدي ارواحناله الفداء خواهد بود. وقتي آنحضرت ظهور كرد حكومتش كه تجسم آرمانهاي ديرينه بشريت مظلوم است، ويژگيهائي خواهد داشت كه برخي از آنها بدين قرار است: 1- حكومت او يك حكومت جهاني خواهد بود و شرق وغرب عالم را فرا خواهد گرفت و او وارث روي زمين و حاكم علي الاطلاق خواهد بود. 2- حكومت حضرت مهدي (عج) بر اساس ايدئولوژي اسلامي خواهد بود و دين اسلام كه همان دين مورد رضايت خدا است حاكم بر جهان خواهد بود و اسلام بر ديگر اديان پيروز خواهد شد و شعار اسلام كه همان شهادت به يگانگي خدا و نبوت حضرت ختمي مرتبت محمد بن عبدالله (ص) است همه جا سر داده خواهد شد. 3- قانون اساسي و پايه هاي اصلي حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) ، قرآن كريم است. 4- خوف و ناامني از ميان خواهد رفت و امنيت و آرامش همه جا را فرا خواهد گرفت. 5- زمين پر از عدل و داد خواهد شد و عدالت اجتماعي اسلام در تمام ابعاد آن به مرحله اجرا درخواهد آمد و در اثر آن زمين زنده خواهد بود. 6- بركتهاي آسمان و زمين ظهور خواهد يافت و معادن و گنجينه هاي زمين به آساني استخراج و در دسترس همه پيروان حضرت خواهد بود. 7- كشاورزي و زراعت رونق و شكوفائي بي سابقه اي خواهد يافت و همه جاي زمين سبز و خرم خواهد شد و كشاورزان از كشت و زرع خود چند برابر سابق، محصول برداشت خواهند كرد. 8- وحدت كلمه بين همه طوائف به معناي صحيح پياده خواهد شد و همه زير سايه اتحاد و هماهنگي كامل به سر ميبرند. 9- در روايت بسيار معتبر آمده: روز ظهور حضرت مهدي (عج) منادي ندا كند كه - الايا اهل العالم - امروز روز آزادي وعدالت اجتماعي است. 10- علوم و صنايع پيشرفت خارق العاده اي خواهد داشت و عقول مردم به تكامل خواهد رسيد و علم و دانش در ميان مردم منتشر خواهد شد. 11- بلاد و شهرها آباد و توسعه خواهد يافت و جاي ويراني نخواهد ماند مگر اينكه آباد شود و مردم در كمال راحتي و آسايش زندگاني خواهند كرد. 12- مردم از رذائل اخلاقي مانند حسد و دروغ و كينه دور خواهند گشت و بسوي فضائل و معنويت حركت ميكنند و دلهاي همه پاك و پاكيزه خواهد شد. 13- آفات و بليات و امراض از گياهان و مردم دور خواهد شد و بيماران شفا پيدا ميكنند. 14- بازار كسب و كار رونق فوق العاده اي خواهد گرفت و يك اقتصاد سالم در جامعه پياده خواهد شد كه در روي زمين فقيري ديده نميشود و اين در اثر ثروت فراوان و توزيع عادلانه آن خواهد بود. 15- علم طب و بهداشت و درمان آنچنان پيشرفت خواهد كرد كه در اثر آن، عمرهاي مردم طولاني خواهد شد توام با سلامتي و عافيت. 16- در حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) زبان بين المللي و واحد كه همان زبان قرآن است (عربي) كه همه به آن آشنا خواهند شد. 17- بعد از نزول حضرت عيسي (عج) از آسمان و اقتداي او در نماز به حضرت مهدي (عج) همه پيروان اديان و كتب آسماني به حضرت مهدي (عج) ايمان مياورند و هيچ كس باقي نماند مگر آنكه بر خاتميت حضرت محمد بن عبدالله (ص) و جانشينان بر حق او اعتراف كند. 10- همه دانشمندان جهان از نقاط دور و نزديك به خدمت حضرت مهدي (عج) مي آيند، و او را در جميع علوم داناتر از خود مي بينند، علم و وجدان باعث اسلام آوردن آنها ميشود. 11- آسمان و زمين بركات خود را بر مردم نازل ميكنند و همه در زمان حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) زندگاني خوشي خواهند داشت كه هيچ گاه سابقه در دنيا نداشته است. 12- حيوانات درنده و وحشي رام ميشوند و به احدي از مردم آزار و آسيبي نمي رسانند و همه تحت فرمان حضرت هستند. 13- اصول شرافت و مردانگي و انسانيت رشد پيدا ميكند و مردم به هم ديگر مهرباني ميكنند و همه يكي خواهند شد. 14- در حكومت حضرت مهدي (عج) حق هر كسي به او داده مي شود و به كسي ظلم و تعدي نخواهد شد. 15- احكام الهي مو به مو اجرا خواهد شد و حكمي در حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) از احكام قرآن و اسلام معطل نخواهد ماند. 16- هيئت دولت در حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) متشكل از 313 نفر مرد و پنجاه زن خواهد بود و اينان اوامر و نواهي حضرت را اجرا ميكنند و زير نظر مستقيم حضرت دنيا را اداره خواهند كرد. 17- همه مشكلات و دشواري ها، در برابر حضرت مهدي (عج) حل مي شود. 18- هوا و آب و زمين و زمان و آنچه مخلوق خداست همه تحت فرمان حضرت ولي ا... الاعظم حجت بن الحسن (عج) خواهند بود. اين بود نمونه هائي از ويژگيهاي جامعه بشري در دولت حقه حضرت مهدي (عج) و آثار و بركات و پيامدهاي آن حكومت الهي كه همه كتب آسماني و پيامبران عظيم الشان و امامان معصوم (ع) از آن خبر داده اند كه ارزاني مردم آن روزگار فرخنده خواهد بود و كسانيكه جزء منتظران واقعي حضرت باشند و اجل، گريبان آنان را بگيرد و از دار دنيا بروند در آن روز موعود و حكومت جهاني اهل بيت (ع) ، حضرت مهدي به اذن پروردگار عالم آنان را زنده خواهد نمود. برگرفته از كتاب حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) از ديدگاه قرآن و عترت
+ نوشته شده چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:3  توسط mahdi
|
خاطره اي ازشهيدان سيد رضا حسيني و محمد رضا الفتي
دوقلوهاي افسانه اي لشگر!
مسعود نوري همه جا با هم بودند، بين بچه هاي لشكر تابلو شده بودند،سرنماز، درواحد، هنگام غذا خوردن در يك ظرف غذا مي خوردند و شب ها وقت خواب جايشان كنار هم بود، دوقلوهاي افسانه اي را ديده بوديد سيد رضا حسيني و محمد رضا الفتي اينگونه بودند و جاي هر دو شان هم درقسمت ش.م.ر بهداري لشگر 27 بود، خلاصه ما هم حساس شديم و كنجكاوي مان گل كرد و يكروز پس از ساعت ها كمين لحظه اي محمد رضا را تنها گير آوردم و سريشش شدم كه دليل دو قلو بودن تو با سيد رضا چيه؟ محمد رضا آرام و با لبخند گفت: خيلي مشتاقي بداني؟ سريع گفتم خب معلومه! گفت: زندگي من و محمد رضا بسيار شبيه همه من و محمد رضا هر دو در بچگي بابامون رو از دست داديم هر دومون 2 تا خواهر داريم هردومون رو مادرمون با بدبختي و زحمت كشي بزرگ كرده و از همه مهمتر اينكه هردومون عاشق امام هستيم بازم برات جالبه كه چرا ما اينقدر با هم خوبيم! و من متحير در انديشه اين دو بسيجي عاشق بودم. پس از مدتي در بهداري پس از عمليات والفجر8 با هزار بدبختي ما اين دو را از هم جدا كرديم سيد رضا را به بهمن شير و محمد رضا را به سايت موشكي شماره 2 در جاده فاو-بصره فرستاديم هشت فروردين 65 بود و عراق با حمله هوايي به مواضع نيروهاي ما حمله كرد كه به من خبر دادند محمد رضا در سايت موشكي بر اثر اصابت تركش راكت هواپيماي دشمن به شهادت رسيد در حالي كه عكس امام روي سينه چپ او با خون پاكش آغشته شده بود و ما مانده بوديم اين خبر را چطور به سيد رضا بدهيم من كه مي گفتم سيد رضا طاقت شنيدن اين خبر را ندارد خلاصه پس از ساعتي از بهمن شير هم خبر رسيد تعدادي از بچه ها بر اثر حمله هوايي به شهادت رسيده اند و تعجب برانگيز تر از همه اين كه سيد رضا هم با اصابت تركش همراه با محمد رضا هر دو با هم در آغوش عروس زيباي شهادت در يكروز و شايد يكساعت و به يك شكل واحد به سمت لقاي رب پركشيدند خدايشان با مولايشان حسين محشورشان كند و ما را از شفاعتشان بي نصيب نگذارد.
+ نوشته شده چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 10:55  توسط mahdi
|
همه آنچه را كه درباره حسد بايد بدانيم خوره ي ايمان من و تو!
سيد محمد فخرائي اشاره:از اين شماره بنا شد هر ماه سفره دل يك رذيله اخلاقي را باز كنيم مگر سال پيامبر اعظم نيست و حضرتش براي مكارم اخلاق نيامدند و مگر برخي رذايل مثل خوره به جان ما نيفتاده و اگر امسال خودمان را اصلاح نكنيم و به سيره پيامبر تاسي نجوييم پس كي... يك نگاه كوچك به هر حال با پديده مهمي به نام حسد كه بسيار فراگير هم هست اين درس را آغاز مي كنيم به خودمان نگاه كنيم تا حالا شده با خودتون بگين فلاني عجب زندگي به هم زده. اي فلان فلان شده اين كه تا ديروز محتاج نون شبش بود يا فلاني پرشياي مشكي سوار مي شه و ما با خط يازده زمين خدا را گز مي كنيم و يا آقاي ايكس عجب خونه اي خريده 200 متر، دوخوابه،دوبلكس اما ما، بدبخت مستاجر 65 متري! و يا آقا و خانم فلاني تا ديروز ديپلم هم نداشت اما حالا بيا و ببين طرف كارشناس ارشدشو گرفته و امتحان دكترا هم قبول شده عضو هيئت علمي هم هست. اي روزگار همه يه كاره اي شدن اما ما .... و شايد ته دلتون يه خورده آرزو كنين كه اگر فلاني ماشينشو از دست بده جيگر من حال مي آد! راستي بياين به درونمون يه نگاه كوچولو بندازيم. ببينيم اين مرض چقدر تو وجود ما لونه كرده و تا چه جاهايي پيش رفته! اولين حسود دنيا كي بود؟ راستي مي دونستيد اولين حسود عالم كي بوده؟ و تمام حسوداي دنيا رهبرشون كيه؟ پس معرفي مي كنم حضرت ابليس يا همون شيطون خودمون كه از روي حسد و لج زورش اومد به حضرت آدم سجده كنه و همين گناه سرچشمه سقوط او به دره راندگي از درگاه خدا شد و مي دونيد كه چه سرنوشتي در انتظارشه ! پس رفقا حسد رو شوخي نگيريد كه خيلي جدي با سرنوشت آدم بازي مي كنه و بلايي سر آدم مي آره كه اون سرش ناپيدا است! حسد يعني چه؟ متخصصان و روانشناسها در تعريف حسد مي گن: حسد نيرويه دروني كه انسان رو به خاطر رشد مادي يا معنوي ديگران ناراحت مي كنه و خواستار از بين رفتن آن برتري براي ديگران مي شه البته اين رو هم اضافه مي كنن كه فرقي نمي كنه كه خود آدم حسود صاحب برتري هاي دنيايي و معنوي باشه و يا نباشه! عارفا و اصل حضرت امام خميني(ره) در كتاب شريف چهل حديث مي نويسند حسد حالتي است نفساني كه صاحب ان آرزو كند سلب كمال و نعمتي را از غير چه آن نعمت را خود دارا باشد يا نه و چه بخواهد به خودش برسد يا نه مقصود آن است كه شخص از غير نعمتي ديده و زوال آن را مايل باشد اين شخص را حسود گويند. پله هاي نردبان حسد! اما حسد اين آفت جان خيلي ها را صاحبان علم و معرفت داراي مراتبي مي دونن كه بد نيست ما هم بدانيم اگر مبتلاييم در كدام پله اين نردبان سقوط ايستاده ايم و به جهان نظاره مي كنيم. اول عداوت به اين مفهوم كه آدم حسود از دست دادن نعمت را از فرد مورد نظر آرزو كند گرچه نعمت به خودش هم نرسه. دوم تعزز به اين معنا كه فكر كنه آدم مايه دار به واسطه مايه اي كه داره برايش كلاس مي زاره و فخر مي فروشه و خلاصه اونم طاقت كلاس رو نداره پس از خدا بخواهد مايه اش دود شه بره هوا!! سوم كبر يعني آدم حسود بخواد براي صاحب مايه (نعمت) كلاس بزاره و كبر بريزه اما نمي شه مگر اينكه طرف بي مايه بشه! چهارم تعجب تابلوست يعني فرد به قول خودمون از نعمات و دارايي هاي مردم شاخ در بياره و بعد اشعه حسد رو از خودش ساطع كنه. پنجم خوف يعني حسود مي ترسه كه فرد مايه دار با مايه تيله اش مانع برخي كارها و اقدامات اون بشه اصطلاحا براش شاخ بشه. ششم حب رياست، اين ديگه نياز به تفسير نداره. عزيز جان تابلوي تابلوست! فرد مي خواد برترين پولدارترين خوشتيپ ترين و خلاصه، ترين باشه و كلي حال كنه. هفتم خبث طينت و اين به معني اينكه كسي رو نتوني تو نعمت ببيني! يعني چش ديدن دارايي ملت رو نداشته باشي! حسود هرگز نياسود. آره رفقا، اين شعر راسته راسته حسود جماعت آرامش نداره كه هيچ دائما پارچ پارچ غم غصه قورت مي ده و به اونايي كه خدا بهش داده بي توجهه و هميشه ميگه مرغ همسايه غازه! و مهم اينكه اين مرض روحي بعضا به جسم هم كشيده مي شه! امام علي (ع) مي فرمايد: جسم انسان حسود از داشتن سلامتي محروم است و ديگر اينكه به ارتباط حسود با خدا خيلي لطمه وارد مي شه چرا كه حسود در اصل مقابل خدا مي ايسته و به زباني به او اعتراض مي كنه كه آي خداي بزرگ چرا به فلاني دادي و به ما خير! پس از اونم بگير تا من راحت شم و اين اعتراض راه او رو به سوي خدا بدون شك مسدود مي كنه! حديث جالبي از امام صادق (ع) روايت شده به اين عبارت كه حسد ايمان رو مي خوره مثل اينكه آتش هيزم رو! چه بايد كرد؟
+ نوشته شده چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 10:49  توسط mahdi
|
|
|