تبليغاتX
سپیده

سلام به وبلاگ سپیده خوش آمدید                                                                                                                                                          در انتظار نظرات سبز شما هستم

اشاعه دنیا طلبی و تجمل گرایی

 

برای استحاله فرهنگی   

 

 

 

 

 

   

حکومت اسلامی و حکومت عدل علوی فقط از طریق حاکمیت ارزش های الهی و ایمان راسخ دولتمردان و مردم به اسلام و التزام فکری و عملی آنان به اجرای وحی و داشتن برنامه و همت والا برای آباد کردن کشور متحقق خواهد شد در این راستا پایبندی حکومت کنندگان به اسلام و التزام قلبی و عملی آنان به احکام الهی برای ایجاد عدالت و قسط ، نقش کلیدی و تعیین کننده دارد . انحرافات اجتماعی و بدعت ها عمدتا از ناحیه دولتمردان از ارزش های الهی و ظهور فساد در حکومت کنندگان سرچشمه می گیرد . پیامبر اکرم (ص) فرمودند: « دو دسته از امت هستند که اگر اصلاح شوند ، امت من اصلاح می شود و اگر فاسد شوند امت فاسد می شود . » سوال شد این دو دسته کیستند ؟ پیامبر پاسخ داد : « دانشمندان و حکومت کنندگان » . بزرگترین آفت برای دولتمردان و حکومت کنندگان دنیا طلبی و تجمل گرایی است در صدر اسلام و پس از رحلت پیامبر (ص) نقطه آغازین انحراف ها و بدعت ها ، تجمل گرایی خواص و حکومت کنندگان بود .

آرمانگرایی و عدالت خواهی با دنیا طلبی و تجمل گرایی رابطه معکوس دارد . به میزانی که دنیا طلبی و گرایش به مادیت و تجمل در دولت مردان و حکومت کنندگان افزایش یابد به همان میزان از گرایش به آرمان های متعالی و عدالت خواهی کاسته می شود . بنابراین بزرگترین آفت حکومت دینی ، گرایش حکومت کنندگان به دنیا طلبی و تجمل گرایی است . در جریان پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و در طول جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران تجملات و گرایش به دنیا ، ثروت اندوزی ، قدرت خواهی و جاه طلبی آنچنان ضد ارزش شده بود که دولتمردان و مدیران اجرایی به شدت به دنبال ساده زیستی و پرهیز از این امور بودند ؛ اما به مرور زمان و در طول پانزده سال گذشته با وسوسه های شیطان و برنامه های حساب شده ، استکبار جهانی و تبلیغات مافیای امپراتوری وابسته به صهیونیسم جهانی و تحرکات نفس اماره و نفس لوامه همراه با رشد باند بازی و تبار گرایی با کم رنگ ساختن شایسته سالاری و کم فروغ کردن معیار تقوا در انتخاب مدیران ، به تدریج دنیا طلبی و تجمل گرایی در برخی از دولت مردان و مسئولان کشور رو به فزونی گذارد وتلاش های وسیعی از سوی استکبار جهانی و ایادی داخلی آنها برای عادی ساختن ثروت اندوزی ، تجمل گرایی ، جاه  طلبی و دنیا خواهی و شکستن قباحت این امور نزد افکار عمومی به مرحله اجرا در آمد1و همان گونه که بنی امیه و بنی عباس  با استفاده از اوهریره ها و کعب الاحبارها و جعل احادیث به توجیه ثروت اندوزان مبادرت کردند و به تحریف اسلام ناب پرداختند و نهایتا با پوشاندن پوستین وارونه به پیکر اسلام و فریب مردم عملا دنیا طلبان را بر مقدارت مردم حاکم کردند و آرمان خواهی و عدالت طلبی را کم رنگ ساختند . طی یک دهه گذشته دشمنان اسلام و بدخواهان کشور با حربه دنیا طلبی و آفت تجمل گرایی به مبارزه با انقلاب اسلامی ایران برخاستند .

ضد ارزش معرفی کردن ارزش های متعالی و ارزشمند ساختن ضد ارزشهایی نظیر تجمل گرایی ، قدرت خواهی ، ثروت اندوزی ، سیاست بازی ، باند سالاری ، آفت های بزرگی است که مقابله نکردن با آنها کشور را به بیراهه می برد و حکومت دینی و اسلامی را با شکست مواجه می کند و زمینه را برای حاکمیت مجدد سلطه گران خارجی فراهم می آورد . سوء استفاده از اصلاحات برای کم فروغ ساختن اسلام و ارزش های الهی و بهره برداری ابزاری از اصلاحات برای ترویج فرهنگ دنیا طلبی، عوارض پیش گفته را به دنبال داشته است .

پاکسازی نظام مدیریتی کشور و جامعه ، مبارزه با دنیا طلبان  ، ثروت اندوزان ، تجمل گرایی ، باند بازی ، قدرت طلبی ، امری نیست که نظام به تنهای بتواند انجام دهد . مقابله با مترفین و مسئولان تجمل گرا و دنیا طلب و ترویج فرهنگ کار مخلصانه برای خداوند و کار و تلاش برای سعادت و پیشرفت جامعه ، نیازمند حرکتی مردمی و نهضت اجتماعی است . ضد ارزش شدن دنیا طلبی نزد افکار عمومی و حذف مدیران نا لایق دنیا طلب از صحنه و مقدرات مردم و اشاعه فرهنگ ساده زیستی و خدمت گذاری و ترویج رسالتی که اسلام برای حکومت کنندگان قائل است ، فقط با تمسک به رفتار علوی و کار و تلاش دنیوی برای رضای خداوند امکان پذیر است . مبارزه قاطع با تجمل گرایی آنچنان حائز اهمیت است که غفلت از آن جبران ناپذیر و خسران آور خواهد بود ؛ زیرا اشاعه دنیا طلبی موجب ازدیاد مترفین و افزایش فساد خواهد شد . خداوند تبارک در قرآن کریم می فرماید :« چون بخواهیم کشور و ملتی را هلاک و نابود سازیم ، مترفین را امر می کنیم تا در جامعه به فساد و فسق بپردازند . سپس دچار عذاب می گردند و ما آنان را زیر و رو می کنیم » (سوره اسراء ، آیه 16) .

انگیزه حکومت کنندگان و مسئولین حکومت دینی باید مبتنی بر انگیزه حضرت علی (ع) باشد که بلافاصله پس از به دست گرفتن حکومت فرمود :« سوگند به خداوند که دانه را شکافت و انسان را آفرید ! اگر به خاطر حضور حاضران و بیعت وسیع مردم مشتاق و اتمام حجت بر من به خاطر وجود یار و یاور نبود و همچنین به خاطر عهد و پیمانی که خداوند از دانشمندان و علمای هر امتی گرفته که در برابر پر خوری ستمگر و گرسنگی ستمدیده و مظلوم سکوت نکنند ، مهار شتر خلافت را بر پشتش می افکندم ، در  آن هنگام در می یافتید که ارزش این دنیای شما با همه زرق و برقش در نظر من از عطسه و اب بینی یک بز کمتر است . »

 

+ نوشته شده  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 20:13  توسط mahdi  | 

تجمل : راحتی یا اسارت؟

 

 

 

 

 

مصرف گرایی یا تجمل که امروزه به یک هنجار تبدیل شده و تو جیهاتی از قبیل شیک بودن، امروزی رفتار کردن ، زیبایی و حتی راحتی را برای آن به کار می برند،  یکی از موانع اصلی خوشبختی فرد و جامعه محسوب می شود.

زندگي انسان را مي توان به سه بخش تقسيم كرد:

 1- زندگي ضروري  2- زندگي رفاهي    3- زندگي تجملي

در زندگي ضروري، انسان به دنبال تأمين نيازهاي اوليه و ضروري خود چون خوراک و پوشاک مي باشد. در زندگي رفاهي، انسان درصدد تأمين رفاه بيشتر براي خانواده است و تلاش مي كند خوراك و پوشاك و مسكن بهتري براي خانواده خود فراهم نمايد. اما تجمل مصرف غيرمنطقي است؛ تلاشي است برای دارا شدن  آنچه در تبلیغات یا زندگی اطرافیان دیده می شود ،  بدون تفکر به لزوم وجود آن شیء در زندگی.

برای مثال جوانی را در نظر بگیرید که با شروع فصل سرما کفش های تابستانی خود را جمع و کفش های گرمتری را برای استفاده آماده می کند. یک هفته بعد با مشاهدة پوتین جدید دوستش احساس می کند که از مد روز عقب افتاده و دیگر یک جوان شیک پوش امروزی به حساب نمي آيد. پس همة تلاش خود را می کند تا والدین را برای خرید پوتین راضی کند و آنوقت است که مشاجرات خانوادگی بر سر این شیء جدید شروع می شود و جوان احساس می کند که خانواده او را درک     نمی کنند.

همة ما این شرایط را با اندکی شدت یا ضعف تجربه کرده ایم. بیایید اینبار آگاهانه این رفتار خود را مورد قضاوت قرار دهیم و ببینیم در این جریان چه اتفاقی برایمان می افتد.

گاهي هريك ازما با دیدن شيئي جدید تفکر منطقی خود را از دست  می دهیم و صرفاً به واسطه    " از بقیه عقب نیفتادن" تصمیم می گیریم مقداری پول راکه نتیجه زحمت خود و یا والدینمان است، برای آن خرج کنیم. خب پول برای خرج کردن است دیگر ، پس ایراد کار کجاست؟ واقعیت این است که پول برای خرج کردن نیست ، بلکه پول برای راحتی انسان است و وقتی ما خود را در گرداب تجمل گرایی و مصرف های بی منطق می اندازیم،  دیگر نمی توانیم راحت باشیم؛  چون اختیار زندگیمان را به دست افراد دیگری سپرده ایم؛ کسانی که برای سود بیشتر هر روز تولیدات تازه ای را با تبلیغات بسیار تحریک کننده، روانه بازار می کنندو در  تبلیغاتشان افراد دارای آن اشیاء را خوشحال و مورد توجه مردم نشان می دهند (دو خصیصه ای که جوانان در پی آن هستند). رواج این فرهنگ در جامعه تاثیرات مخرب فراوانی دارد.

" تجمل‏گرايى شاهان قاجار در عصر اخير، باعث‏سقوط كشور ايران‏شد. به طورى كه بخاطر تجمل و خوش گذرانى، هر روز امتيازى به ‏اجانب مى‏دادند."

رئیس سازمان ملی جوانان اعلام کرده است "ميانگين سن ازدواج پسران از 23 به 27 و دختران از 18 سال به 23 سال افزايش يافته است . . . به دليل تغيير الگوي ازدواج، تجمل‌‏گرايي و مشكلات اقتصادي، سن ازدواج در كشور بسيار بالا رفته است."

به سبب تجمل گرائي روحيه نابرابري تقويت مي شودواز همين رو، در جوامع تجمل گرا، عدالت از

 ميان مي رود.

 زباله های فراوانی تولید می شود و بر آلودگی محیط زیست افزوده می شود.

بیماریهای گوناگون در بین افراد شایع می شود و هزینه های درمان بالا می رود.

روحيه غرور نهادینه می شودو به تبع آن،  احساسات لطیفی چون محبت به همنوع و دستگیری از نیازمندان جای خود را به چشم و هم چشمی و حسادت می دهد و اعتماد و اتحاد از جامعه رخت بر    می بندد.

فرهنگ تجمل گرایی به افراد جامعه می گوید اگر می خواهی خوشحال باشی باید بیشتر و بیشتر خرید کنی و نتیجتاً برای اینکار باید بیشتر و بیشتر کار کنی. وقتی که ما قسمت اعظمی ازعمر خود را کار می کنیم آن هم به هدف توانایی خرید بیشتر، هنگامی که شادی موقت "یک خرید جدید" به پایان می رسد، در اندوهی عميق فرو می رویم و احساس بیهو دگی می نماییم. از طرف دیگر برده امیال خود می شویم و هویت انسانیمان کمرنگ می شود. قلبمان را که می توانست با اتصال به عشق ابدی الهی همیشه مسروربماند و در غم ها و سختی ها به او پناه ببرد، از خواهش های دنیوی پر می نماییم و دیگر در قلبی که آلوده شده باشد، جایی برای پروردگار باقی نمی ماند.

 آیا اسارتی را از این بزرگتر می توان تصور کرد؟ زندان بزرگ و محکمی می سازیم ، خود را در آن محبوس می کنیم و بعد برای رفع دلتنگی آن را با زیورآلاتی در حد توان تزئین می نمائیم؛ اما همه ما خوب می دانیم که این زیور آلات نه برای ما می مانند نه می توانند ما را خوشبخت کنند؛  چون ما تمام تلاشمان را متوجه فراهم کردن اسبابی نموده ایم که به ناپایداری آنها اعتراف می کنیم و این تلاش های بیهوده دیگر فرصتی برای ما نمی گذارد تا اسبابی را برای زندگی ابدی و پایدار خود فراهم کنیم.

 تنها راه ، شکستن میله های زندان نفس و پرواز در هوای پاکی و آزادگی است. باید تفکر به مد روز و زوائد زندگی را با افکاری متعالی تر جایگزین کنیم.

جسم مادی ما بدون وجود روح مرده است و دلمان بی یاد یزدان پژمرده. پس بیاید بیاد دوست بیامیزیم و از دشمن بپرهیزیم . دشمن ما چیزهای ما است که به خواهش خود آن را یافته ایم و نگاه داشته ایم و جان را به آن آلوده ایم. جان برای یاد جانان است ، آنرا پاکیزه داریم. از آنچه که زیان آرد و از بزرگی ما بکاهد خود را پاک کنیم و از اسارت نفس آزاد شویم. قلوبمان را از عشق به خداوند و بندگانش شعله ور نمائیم و حیات اطرافیان را نیز گرم کنیم.

+ نوشته شده  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 20:12  توسط mahdi  |