|
دستگاههای فرهنگی،حماسه حسینی و چند پرسش اساسی
مهدی عجم مقدمه عاشورا هم اوج حماسه است و هم اوج تراژدی، چشم تاریخ چنین حماسه شکوهبار و چنین تراژدی خونرنگی را ، در سراسر حیات بشر، هرگز ندیده است. رامایانه وایلیاد و اودیسه وانه ئید و شاهنامه و هملت را چه جای قیاس با کتاب عاشورا؟
نکته مهمی که این مقال قصد طرح و بررسی آن را دارد این است که در مقابل تهدیدات و آفت هایی که در سالیان قبل بر مجالس عزای حسینی وارد شده است دستگاههای فرهنگی نظام مانند صدا و سیما ،سازمان تبلیغات اسلامی،وزارت ارشاد و نهادهای موثری مانند وزارتین آموزش و پرورش و علوم تحقیقات و فن آوری (دانشگاهها و مراکز آموزش عالی سراسر کشور و حتی دانشگاه آزاد) و شاید از همه مهمتر شورایعالی انقلاب فرهنگی به عنوان ستاد راهبردی فرهنگی کشور چه دستاوردهایی را داشته اند و چه عملکردی را از خویش بر جای نهاده اند؟ با نگاهی دقیق در خروجی نهادهای فوق الذکر متاسفانه می توان اذعان داشت که راهبرد کلان و مشخصی برای حرکت صحیح فرهنگی در جهت مقابله با آسیبهای عزاداریها و از سویی دیگر تبیین صحیح منطقی و زیبای درس ها و عبرت های حرکت خونرنگ حسینی بویژه برای نسل جوان وجود نداشته است و دستگاههای مختلف به سلیقه مدیران خویش حرکت های پراکنده بعضا کم اثر و تبلیغاتی را سامان داده اند که بدون شک اثر مطلوب را در مهندسی فرهنگی عاشورا بدنبال نخواهد داشت پرسش های اساسی در این خصوص پرسشهایی به ذهن نگارنده متبادر می گردد که تامل در آنها می تواند راهگشا گردد: آیا دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی اهتمام به این امر حیاتی را در دستور کار داشته است و یا خیر؟ شورایعالی اننقلاب فرهنگی به عنوان مرکز مهندسی فرهنگی کشور تا چه میزان در خصوص تدوین یک راهبرد مشخص و هماهنگ به جهت فعالیت دستگاههای مختاف فرهنگی در خصوص ترویج و تبیین فرهنگ ناب عاشورا و مقابله اساسی با پیرایه ها و آفات این فرهنگ حرکت نموده است؟ آیا سازمان تبلیغات حرکت تبلیغی این مبلغین را رصد و پایش نموده و نواقص احتمالی را سریعا برطرف می نماید؟ آیا سازمان تبلیغات در طول سال دوره های آموزشی و کارگاههای علمی را ویژه سطح علمی و معرفتی مبلغین برگزار می نماید؟ آیا سازمان پس از اتمام دوره تبلیغی مبلغین اقدام به نظرسنجی از مخاطبین در خصوص تاثیر حضور مبلغ و عملکرد او می نماید و نتایج این نظرسنجی ها را به شکل علمی تحلیل می نماید؟ رسیدگی سازمان به امورات هیات های مذهبی تا چه میزان است؟و آیا برنامه ای مشخص و مدون در جهت جهت دهی صحیح وتقویت بنیه فرهنگی و غنابخشی به برنامه ها ی هیات ها وجود دارد؟ براستی سازمان در خصوص ساماندهی جامعه مداحان و رسیدگی به امورات آنان مانند پرورش مداحان متعهد اهل علم و مطالعه و آگاه به زمانه چه اقداماتی را صورت داده است؟ حوزه هنری سازمان تبلیغات با وجود عرصه های گسترده هنری در اختیار مانند انتشارات فعال،ارتباطات فراوان با هنرمندان برجسته کشور در زمینه ها ی سینما ،تئاتر ،ادبیات،هنرهای تجسمی چه محصولات فاخری را در جهت تبیین حماسه پرشور حسینی به جامعه عرضه کرده است؟ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان یکی از مراکز اصلی فرهنگی کشور در زمینه حمایت از آثار سینمایی و هنرهای نمایشی مرتبط با حماسه حسینی چه سیاستهایی را اتخاذ نموده است؟ وزارت ارشاد در عرصه های چاپ و نشر کتاب و مطبوعات چه راهبردهایی را دنبال نموده است و نویسندگان و روزنامه نگاران متعهد کشور در عرصه تبیین و فلسفه قیام ابا عبدالله الحسین چه حمایت و هدایت هایی را در این عرصه دریافت داشته اند؟ وزارتین آموزش و پرورش و علوم و تحقیقات که متولی آموزش وپرورش از دوران نونهالی تا جوانی می باشند تا چه میزان در برنامه ریزی های آموزشی و پرورشی خود به این مهم اهتمام دارند و آن را لحاظ می کنند ؟چه در کتب درسی و چه در فعالیتهای فرهنگی پرورشی و چه در سیاستگذاری بهر حال در این وادی سخن و سوال بسیار است که جای تامل فراوان دارد امابرخی از موضوعاتی كه به نظر می رسد در شرايط حاضر پرداختن به آنها از سوی تمامی دستگاههای فرهنگی و هنری کشور با ارئه یک راهبرد مدون و مشخص با پرهیز از موازی کاری و فعالیتهای ملال آور وبا زبان شیوا و ماندگار هنر در قالبهای متنوع ضروری می باشد به شرح زير است:
7. عاشورا از نگاه ديگران: امام حسين(ع) چراغ هدايتی است كه فرا روی همه طالبان هدايت افروخته شده و اختصاص به شيعيان و مسلمانان ندارد. بسيارند منابع و ماخذ: ماهنامه موعود شماره 51 2-پایگاه اینترنتی تییان 3- پایگاه اینترنتی پژوهه دین 4- پایگه اینترنتی عدالتخانه
+ نوشته شده چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 8:6  توسط mahdi
|
پژوهشی پیرامون فرهنگ پوشش در
اسلام و غرب
مقدمه تحقیق آياميدانيم كه لباس وفرهنگ يعني چه؟ فرهنگ كه همان بينش ونگرش ما به هستي وجهان پيرامونمان است آن قدر اهميت دارد كه تمام ارزشها وروش ها والگوها ورفتارهاي فرد واجتماع را دربرمي گيرد. پ س اعتقادما براين شد كه فرهنگ هرجامعه وكشور وملتي درشكل وكيفيت بسياري ازجنبه هاي محسوس وملموس زندگي آن قوم وملت وجامعه، تاثير قوي دارد. جهاني كه مردم مي سازند ودرآن زندگي مي كنند بنابرفرهنگ آن جامعه است، اگر اينچنين نبود، تمام جوامع حاضر دردنيا بايد يكسان مي بودند.حال اين فرهنگ حاكم برجامعه ازجمله مواردي را كه پوشش مي دهد، لباس افراد آن جامعه است . فرهنگ هرملتي آينه اي است كه اگر درآن بنگريم نوع پوشش افراد آن جامعه را مي بينيم.رابطه لباس وفرهنگ آن قدر قوي است كه ما يك فرد خارجي ويك فرد ايراني را ازسبك لباس پوشيدنشان تشخيص مي دهيم، وآن فرد بالباسي كه برتن دارد مي گويد : من كيستم وازكجا آمده ام وبه كدام فرهنگي تعلق دارم.حال كه معلوم شد غير از موارد جغرافيائي، اقليمي، اقتصادي، حرفه اي و ... فرهنگ هم اثرمي گذارد، به اهميت اين مسئله پي مي بريم.فصل اول 1- تفاوت فرهنگ غربي وغير غربي: ما دربالا گفتيم كه فرهنگ برپوشش افراد جامعه اثرگذار است، حال مي خواهيم اين مطلب را اثبات كنيم به اينگونه كه هنگامي كه جوامع مختلف را نگاه مي كنيم مي بينيم كه لباس افراد كاملا باهم فرق مي كند .لباس ايرانيان، ازجمله روستائيان، عشاير وطوايف مختلف آنان ازجمله كردها، لرها، بختياريها، قشقائيها، ولباس زنان آنان كه كاملا دورمانده ازفرهنگ غربي است، لباس روحانيون، لباس كشورهاي همسايه ازجمله اعراب، زنان هندي، افغاني، پاكستاني، قبايل يمن ومراكش وغيره .باكمي دقت درنوع لباس اين افراد درمي يابيم كه يك نقطه اشتراك درتمام اين لباسها به چشم مي خورد وآنهم بلند بودن، گشادبودن، ودراكثرجاها ساده بودن است .حتي اگر به پوشش مردم ايران وخيلي كشورها قبل ازورود اسلام هم بنگريم مي بينيم كه لباسهاي آنان بلند وگشاد بوده است .حال نگاهي مي اندازيم به كشورهاي اروپائي وآمريكائي ونوع لباس آنان . به نظر شما چه مي بينيم؟ نقطه اشتراك درلباس اين جوامع چيست؟ تنگ وچسبان وكوتاه.علت چيست؟ چرا كشورهائي كه تحت تاثير فرهنگ غرب قرار نگرفته اند نقطه اشتراك آنان گشادي وبلندي وسادگي است اما كشورهايي كه تحت تاثير فرهنگ غرب قرارگرفته اند نقطه اشتراكشان تنگي وكوتاهي است؟ ازخيلي افراد كه اين سئوال پرسيده مي شود مي گويند همانطوركه غرب پيشتاز درپيشرفت وتكنولوژي هستند دراين مورد هم غرب پيشتازبوده وكشورهائي كه لباس بلندوگشاد مي پوشندازفرهنگ وتكنولوژي عقب مانده اند .آيا اين سخن درست است، شرقياني كه لباس بلند وگشاد توليد مي كنند، نمي توانند لباس تنگ وكوتاه توليد كنند آيا اين سخت تراست ؟ آيا فكرشان نمي رسيد؟ آيا درست است تنگي وكوتاهي را نشانه پيشرفت وتكنولوژي دانست؟ مابايد علت را درجاي ديگر جستجوكنيم .2- رابطه لباس غربي به فرهنگ غربي:منشا لباس تنگ وكوتاه غربي فرهنگ غربي است وفرهنگ غربي منشاش ماديت است نه معنويت . جائي كه ماديات حكم فرما باشد ومعنويت كه روح الهي است حكم فرما نباشد، لباس كوتاه وتنگ مي شود. براي جلب توجه جنس مخالف، براي ايجاد شهرت، وبراي عقب نگهداشتن دنيا ازپيشرفت.دنيائي كه فقط لذت را درهمين چهارديواري مي داند واعتقادي به خدا ندارد ومي گويد :«تاخدا را زيرچاقوي جراحي خود نبينم وجود اورا تصديق نخواهم كرد»لباس را تنگ وكوتاه مي كند كه آخرين حد لذت را درهمين جا تجربه كند. اين طرز تفكروجهان بيني حتي درآثار ومسجدها ونقاشي هاي غرب هم ديده مي شود.
1 فصل دوم : سرمايه داري ولباسغيراز بينش وفرهنگ غربي، سرمايه داري غربي هم به نوع پوشش غرب كمك كرده وآن را به اين وضعيت نمايانده است .همان بينش مادي وغير معنوي كه جز ازشهوت وخوشي وخواب وخوراك دورترنمي رود، يك نظام اقتصادي راهم متناسب بااين بينش ايجاد كرده وآنهم مصرفي بارآوردن جوامع وافراد، مانند زندگي حيوانات .2اين نظام اقتصادي وسرمايه داري توانسته است جنسيت زن راهم دراختيار بگيرد، وزن را مانند كالاي تبليغاتي دراختيار گرفته وبراي نشان دادن الگوها ومدهاي خود، پوشش را برتن واندام زن مي كندودررسانه ها نشان مي دهد تاجنسي كه توليد كرده به فروش برسد .پس زن درجوامع غربي جدي وارد جامعه نشده، حتي آنجا كه وارد مرحله توليد واقتصاداست، بازهم به چشم يك كالا ويك مانكن حضور دارد وبه اين چشم به او نگاه مي شود . زن درجوامع غربي يك جسم تماشائي ومرد يك چشم است.
مدسازان واقتصاد مدسازاني كه اكنون درغرب ارائه الگو ومدل مي كنند همه ازجانب سرمايه داران حمايت مي شوند وبه عطش سيري ناپذيرغربيان پاسخ مي دهند، وازضعف اخلاقي درجامعه غربي بهره مي گيرند براي پركردن جيب خود .وضعيت اقتصادي افراد نشان دهنده طبقه آنها درجامعه است . مدسازان ازاشراف وثروتمندان استفاده مي كنند وسعي مي كنند باارائه بهترين وگرانترين مدها استفاده كننده آنهم ازحس برتري جوئي وانگشت نما شدن طبقه اشراف براي نشان دادن لباس وظاهر خود به افراد ديگر جامعه. بنابراين مدسازان كاملا سوء استفاده مي كنند ازاين طبقه ومد ارائه مي كنند ودرقبال آن بالاترين قيمتها را ازاين افراد دريافت مي كنند.
2- تاريخ غرب ولباسغيرازنظام سرمايه داري واقتصاد حاكم برجامعه غرب، تاريخ غرب هم اثر مستقيم برپوشش غربيان دارد . اگر كليسا ازدواج را امري مخالف با معنويت محسوب نمي كرد.شايد عكس العمل غرب اين نبود . اگر قديساني، ازقبيل سن ژروم، نام دين تبليغ نمي كردند «با تبر بكارت درخت زناشوئي را فرواندازيد»3امروز درمغرب زمين به نام بي ديني درخت زناشوئي را با تبربكارت فرو نمي انداختند .دركنار اين عقيده فرويديسم است كه اصالت وشخصيت انسان را براساس غريزه جنسي محك مي زند، وانسان را برسرراه اين غريزه آزاد ومختار مي گذارد، ودرمقابل اين عقيده برداشتهائي كه به وجود مي آيد مانند آزادي، وقتي خدا نباشد همه كارجايز است و ... باعث به وجود آمدن پوشش غربي است، كه اين پوشش خود جلوه اي است ازاين عقايدو فرهنگها.فصل سوم : رابطه لباس با فرهنگ اسلامي:1- تفاوت فرهنگ غربي واسلامينكته بارز درفرهنگ غرب وفرهنگ اسلامي بنابر تعريفي است كه ازاسلام دارند . همانطور كه گفتيم فرهنگ غربي به زن به چشم يك كالا نگاه مي كرد كه هربهره اي ازآن بردن آزاد است، اما اسلام به زن وبه طوركلي به انسان شخصيت مي دهد شرف وعزت اورا به انسا ن بودنش مي داند، بنابراين براي اينكه انسانيت او حفظ شود برايش حد ومرزهائي قائل شده كه اگر درچهارچوب اين مرزها حركت كند وپا فراتر نگذاردانسانيتش، گوهر وجودش حفظ مي شود.يكي ازاين حد ومرزها، غريزه جنسي است، اسلام برخلاف غرب دراين مورد انسان را بطور كلي آزاد نگذاشته بلكه براي او مرزهائي قائل شده كه انسان نبايد ازآن مرزها پا فراتر گذاردوازآنطرف هم ازدواج را ممنوع نكرده است، براي اينكه اين غريزه فقط درازدواج كردن زن ومرد مي خوابد وآرام مي شود . يكي ازمرزهائي كه مرتبط بااين غريزه است، پوشش صحيح ومناسب است، پوششي كه تحريك آن درمقابل نامحرم وهنگام حضور دراجتماع بنا شده اما درهمين جا هرگونه پوششي را درمقابل شوهر حلال وجايز دانسته است.البته بايد به اين نكته خاطرنشان كنم اين كه ما مي گوئيم پوشش صحيح ومناسب، آن پوشش غربي وپوشش تنگ وكوتاه نيست وپوشش فرهنگ اسلامي وشرقي را تاييد كرديم به اين معنا نيست كه پوشش بلند وگشاد عشايررا برتن كنيم وبگوئيم اين فرهنگ ماست، نه بلكه با توجه به ضوابط تعيين شده دراين مورد عمل كنيم . همانطور كه درروايات ما آمده بهترين لباس هرزمان، لباس اهل آن زمان است همين مطلب را مي گويد. بايد ديد لباس اهل آن زمان چيست؟ نه، چون اكثرافراد لباس نامناسب مي پوشند بگوئيم اين لباس اهل آن زمان است نه.« امام رضا عليه السلام مي فرمايند: دوستداران بي بضاعت من دوست دارند كه من روي نمد بنشينم ولباس درشت بپوشم، درحاليكه زمان ما اين را نمي پذيرد.»42- چرا جامعه ما تحت تاثير غرب قرار گرفته:ما كه فرهنگي اسلامي داريم، معنويت درجامعه ما حكمفرماست، ما انسان را فقط جسم نمي دانيم، پس چرا ما اكنون گرايش به بي حجابي وفرهنگ غرب داريم ؟ چرا ما هرمدي كه ازطرف غرب ارائه شود را تن پوش خود قرار مي دهيم، هرلحظه به هرشكلي درمي آييم؟ علت چيست؟اگر ريشه يابي ما خيلي قوي باشد بايد به قبل وزمان حكومت شاه بنگريم . آن زمان كه فرهنگ غرب دركشور ما رواج پيداكرد به دستور رضاخان بي حجابي قانون كشور شد، فقط درجامعه زنان بي حجاب با الگوي غربي حضور داشتند، اما زنان معتقد وبا ايمان كه حاضرنبودند پوشش خودرا عوض كنند درخانه محبوس بودند بنابراين الگوي جوانان ما همان زنان حاضر شده درجامعه بودند وعفت وحيا وپوشش اسلامي درخانه ها حبس شده بود.دوم اينكه افرادي كه تمايل به غرب وفرهنگ غربي داشتند تمام سعي خودرا كردند كه بازارما، فرهنگ ما، مغازه هاي پوشاك ما، واردات ما، همه غربي شود وشد . حال اينجا وظيفه ماست كه درمقابل اين هجوم بايستيم وخود مد اسلامي ارائه دهيم، تا صورت غربي را برخاك بماليم.اگرما مسلمانيم، بايد ظاهرمان نشاندهنده اين باشد، ظاهر بايد همواره درحجاب باشد تا باطن جلوه حقيقي خودرا حفظ نمايد وفقط براهلش جلوه كند .نتیجه تحقیق بيان فرضيه وجواب به آن درآخر اين تحقيق به عنوان خاتمه تحقيق به جواب فرضيه اي مي پردازم كه درطرح تحقيق آنرا بيان كردم وآن هم اين بود كه چرا ما اكنون با وجود اينكه جامعه مسلمان داريم، پوشش مناسب ومطابق بادستورات اسلام نداريم ونمي توانيم به جوانانمان تفهيم كنيم كه نبايد برده غرب باشند؟ وازخود استقلال ونوآوري درتوليد لباس داشته باشند .البته قسمت اعظم اين پرسش دربخش آخر تحقيق جواب داده شد اما بطور خلاصه بايدگفت : ما تا نتوانيم روحيه تسليم وعبوديت خودرا تا سرحد اعلاي آن پرورش دهيم هميشه به همين گونه كه هستيم مي باشيم، ما بايد بنده واقعي خداوند باشيم تا آنچه را كه ازما خواسته عمل كنيم كه آن هم رجوع به روايات وآيات قراني است تا بفهميم كه خداوند ازما چه خواسته.مسئله بعداينكه ما بايد ازخود خلاقيت ونوآوري داشته باشيم، تا بتوانيم درمقابل فرهنگ غرب بايستيم وهمان طور كه آنان هرروز به ما مد والگو ارائه مي دهند ماهم همين كار را بكنيم، ما بايد آنقدر غني وبي نياز شويم كه جوانان ما اغنا شوند وديگر به فرهنگ غربي روي نياورند .آنچه را كه درنزد جوانان ما پوشش سخت وزشت است، آسان وزيبا كنيم، درمدارس خود دردانشگاهها، با ارائه مد والگوي اصيل وصحيح، الگو ومد غرب را كه ناصحيح است برچينيم .فرزندان خودرا ازكودكي با اسلام ودستوراتش آشنا كنيم، ازكودكي لباس مناسب برتن اوكنيم، نه آنكه وقتي بزرگ شد وشخصيت او به گونه اي ناصحيح شكل گرفت، آنگاه به فكر اصلاح بيفتيم .
« به اميد روزي كه ما فقط برفرهنگ غني خود تكيه كنيم.»
منابع و ماخذ: 1- رك. فرهنگ برهنگي وبرهنگي فرهنگي . حدادعادل . انتشارات مهروش . چاپ پنجم. ص 28-27-26 2-فرهنگ برهنگي وبرهنگي فرهنگي .حداد عادل. انتشارات مهروش .چاپ پنجم .ص 29. رك. 3-اخلاق جنسي دراسلام برجهان غرب . استاد مطهري. برگرفته ازفرهنگ برهنگي وبرهنگي فرهنگي . حدادعادل. ص36. 4-ميزان الحكمه . محمد ري شهري. ج11. ص 5289. حديث 18085
+ نوشته شده دوشنبه دهم دی 1386ساعت 21:22  توسط mahdi
|
|
|