تبليغاتX
سپیده

سلام به وبلاگ سپیده خوش آمدید                                                                                                                                                          در انتظار نظرات سبز شما هستم

 

دستگاههای فرهنگی،حماسه حسینی

 

و چند پرسش اساسی

 

 

مهدی عجم

 

مقدمه

عاشورا هم اوج حماسه است و هم اوج تراژدی، چشم تاریخ چنین حماسه شکوهبار و چنین تراژدی خونرنگی را ، در سراسر حیات بشر، هرگز ندیده است. رامایانه وایلیاد و اودیسه وانه ئید و شاهنامه و هملت را چه جای قیاس با کتاب عاشورا؟
عاشورا، حماسه است؛ از آن رو که امام حسین (ع) یک تنه و بی سلاح ، رویاروی حکومتی سفاک ایستاد. به یزید دست بیعت نداد و گفت: کسی مانند من ، با کسی مانند یزید، بیعت نخواهد کرد. در مقابل زور ، گردن خم نکرد و تن به ذلت نداد و آشکارا گفت: مرگ با عزت بهتر است از زندگی با ذلت ایستاد، جنگید، زخم برداشت،
 ,و با عزت وافتخار
کشته شد..
حرکت امام حسین (ع) که منجر به حادثه عاشورا گردید ، چیزی جز یک انقلاب اسلامی و تلاش در راستای تحول اصلاح جامعه اسلامی نبود. انقلاب دینی امام حسین (ع) به عنوان مهمترین عامل برقراری اسلام راستین و کوبنده تحریفات دینی، همواره در طول تاریخ مورد بغض دشمنان اسلام و دیانت بوده است. در کنار دشمنان خارجی، همواره دوستان نادان متن جامعه اسلامی و مسلمانان ناآگاه نیز، خواسته یا ناخواسته، ضربه های هولناکی به این حادثه بزرگ وارد کرده اند.
در روزگار پر فتنه رهزنان ایمان و هنگامه پرآشوب دشمنان قرآن ، که جامعه دینی و فرهنگ متعالی ما در معرض تهاجم خصم است، مراسم با برکت عزاداری حسینی نیز مانند هر پدیده مردمی دیگر، دستخوش سوء استفاده غرض ورزان و بدخواهان و قدرت های مخرب اعتقادی قرار گرفته و شیطان نیز با اهداف خاصی به میدان آمده و در این باره دخالت و تباه سازی دارد.
استکبار جهانی و وهابیان که از قدرت حقیقی مجالس عزاداری متین و نقش سازنده بزرگداشت خاندان نبی (ع) خبر دارند و راز بقا و ترقی و شهرت و شکوه و شکوت تشیع را در این گونه مراسم و تعظیم و شعائر دینی یافته اند و اقامه عزای حسینی را ستونی پولادین در برابر نفوذ فرهنگ بیگانه می دانند، و از طرفی چون نمی توانند عاشورا را از فرهنگ شیعه حذف کنند یا مردم را از آن روی گردان نمایند ، در پی مخدوش کردن چهره تابناک نهضت عاشورا کوشش های فراوانی کرده اند. از جمله راهکارهای آنها شبهه پراکنی و مناقشه های سست پیرامون عزاداری و گریه برای امام حسین (ع) است . اگر بتوانند با افزدون خرافات و حرکت های افراطی و تفریطی ضمن حفظ صورت آن ، رسمش را دگرگون می سازند و خاصیت تحرک بخشی آن را می گیرند و با صرف هزینه های هنگفت مسیر عزاداری صحیح را تغییر و سوگواری های عاطفی را برجسته و بعد معرفتی و حماسی آن را از بین می برند تا دیگر مراسم سوگواری نتواند درس عزت و شهادت بدهد. از سوی دیگر برخی از دوستان امام حسین (ع) که در ارادت آنان تردیدی نیست
با بی توجهی ، همان امری را که دشمنان می خواهند دنبال می کنند.

 

 

 


تهدیدات:
1. نشر فرهنگ تحریفات و بدعتها و شبهات.
2. تحریف فرهنگ حماسه عاشورا.
3. جا به جایی فرهنگ الگوها.
4. وهن شعائر دینی.
5. تبلیغات منفی و القاء شبهات دشمنان در ناکارآمد جلوه دادن فرهنگ عاشورا.
در هر صورت یکی از وظایف بزرگ دستگاههای فرهنگی نظام اسلامی و مصلحان دینی مبارزه با افت ها و انحرافات معنوی و تاریخی حادثه عاشورا است، چرا که بدون تردید با انحراف در این جریان دینی، حادثه عاشورا تحول سازی و عبرت انگیز بودن خود را از دست داده و تنها به عنوان چیزی از تاریخی که گذشت، محسوب می شود؛ در حالیکه مهمترین هدف عاشورا اصلاح دینی در طول تاریخ اسلام است

 نکته مهمی که این مقال قصد طرح و بررسی آن را دارد این است که در مقابل تهدیدات و آفت هایی که در سالیان قبل بر مجالس عزای حسینی وارد شده است دستگاههای فرهنگی نظام مانند صدا و سیما ،سازمان تبلیغات اسلامی،وزارت ارشاد و نهادهای موثری مانند وزارتین آموزش و پرورش و علوم تحقیقات و فن آوری (دانشگاهها و مراکز آموزش عالی سراسر کشور و حتی دانشگاه آزاد) و شاید از همه مهمتر شورایعالی انقلاب فرهنگی به عنوان ستاد راهبردی فرهنگی کشور چه دستاوردهایی را داشته اند و چه عملکردی را از خویش بر جای نهاده اند؟

با نگاهی دقیق در خروجی نهادهای فوق الذکر متاسفانه می توان اذعان داشت که راهبرد کلان و مشخصی برای حرکت صحیح فرهنگی در جهت مقابله با آسیبهای عزاداریها و از سویی دیگر تبیین صحیح منطقی و زیبای درس ها و عبرت های حرکت خونرنگ حسینی بویژه برای نسل جوان وجود نداشته است و دستگاههای مختلف به سلیقه مدیران خویش حرکت های پراکنده بعضا کم اثر و تبلیغاتی را سامان داده اند که بدون شک اثر مطلوب را در مهندسی فرهنگی عاشورا بدنبال نخواهد داشت

پرسش های اساسی

در این خصوص پرسشهایی به ذهن نگارنده متبادر می گردد که تامل در آنها می تواند راهگشا گردد:

آیا دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی اهتمام به این امر حیاتی را در دستور کار داشته است و یا خیر؟

شورایعالی اننقلاب فرهنگی به عنوان مرکز مهندسی فرهنگی کشور تا چه میزان در خصوص تدوین یک راهبرد مشخص و هماهنگ به جهت فعالیت دستگاههای مختاف فرهنگی در خصوص ترویج و تبیین فرهنگ ناب عاشورا و مقابله اساسی با پیرایه ها و آفات این فرهنگ حرکت نموده است؟
- آيا صدا و سيما به عنوان رسانه ملی می
تواند جای تكيهها، حسينيهها و منابر را پر نمايد و مردم را به جای شركت در مراسم عزاداری به دور خود جمع كند؟
- آيا صدا و سيما می
تواند همه آنچه را كه درست يا نادرست درباره تاريخ عاشورا و واقعه كربلا بر زبان برخی مداحان و سخنوران جاری میشود از شبكه
های گسترده راديويی و تلويزيونی خود پخش كند؟
- آيا صدا و سيما می
تواند تنها به بعد احساسی و شعاری واقعه عاشورا بپردازد و از بعد شعوری و معرفتی اين واقعه غفلت كند؟
- آيا صدا و سيما می
تواند تنها تصويری تك بعدی، سراسر سوگ و اندوه و مظلوميت و خالی از شور، حماسه و رشادت از واقعه عاشورا ارائه كند؟
- آيا صدا و سيما می
تواند هر نوع مداحی و نوحهسرايی را فارغ از محتوا و پيامی كه به شنونده و بيننده القا می
كند، پخش نمايد؟
آیا سازمان تبلیغات اسلامی در خصوص اعزام مبلیغین در ایام محرم با همکاری مرکز مدیریت حوزه علمیه اقدام به گزینش بهترین مبلغین از جهت دانش فن بیان و تسلط علمی و کمالات اخلاقی دست می زند؟

آیا سازمان تبلیغات حرکت تبلیغی این مبلغین را رصد و پایش نموده و نواقص احتمالی را سریعا برطرف می نماید؟

آیا سازمان تبلیغات در طول سال دوره های آموزشی و کارگاههای علمی را ویژه سطح علمی و معرفتی مبلغین برگزار می نماید؟

آیا سازمان پس از اتمام دوره تبلیغی مبلغین اقدام به نظرسنجی از مخاطبین در خصوص تاثیر حضور مبلغ و عملکرد او می نماید و نتایج این نظرسنجی ها را به شکل علمی تحلیل می نماید؟

رسیدگی سازمان به امورات هیات های مذهبی تا چه میزان است؟و آیا برنامه ای مشخص و مدون در جهت جهت دهی صحیح وتقویت بنیه فرهنگی و غنابخشی به برنامه ها ی هیات ها وجود دارد؟

براستی سازمان در خصوص ساماندهی جامعه مداحان و رسیدگی به امورات آنان مانند پرورش مداحان متعهد اهل علم و مطالعه و آگاه به زمانه چه اقداماتی را صورت داده است؟

حوزه هنری سازمان تبلیغات با وجود عرصه های گسترده هنری در اختیار مانند انتشارات فعال،ارتباطات فراوان با هنرمندان برجسته کشور در زمینه ها ی سینما ،تئاتر ،ادبیات،هنرهای تجسمی چه محصولات فاخری را در جهت تبیین حماسه پرشور حسینی به جامعه عرضه کرده است؟

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان یکی از مراکز اصلی فرهنگی کشور در زمینه حمایت از آثار سینمایی و هنرهای نمایشی مرتبط با حماسه حسینی چه سیاستهایی را اتخاذ نموده است؟

وزارت ارشاد در عرصه های چاپ و نشر کتاب و مطبوعات  چه راهبردهایی را دنبال نموده است و نویسندگان و روزنامه نگاران متعهد کشور در عرصه تبیین و فلسفه قیام ابا عبدالله الحسین چه حمایت و هدایت هایی را در این عرصه دریافت داشته اند؟

وزارتین آموزش و پرورش و علوم و تحقیقات که متولی آموزش وپرورش از دوران نونهالی تا جوانی می باشند تا چه میزان در برنامه ریزی های آموزشی و پرورشی خود به این مهم اهتمام دارند و آن را لحاظ می کنند ؟چه در کتب درسی و چه در فعالیتهای فرهنگی پرورشی و چه در سیاستگذاری بهر حال در این وادی سخن و سوال بسیار است که جای تامل فراوان دارد امابرخی از موضوعاتی كه به نظر میرسد در شرايط حاضر پرداختن به آنها از سوی تمامی دستگاههای فرهنگی و هنری کشور با ارئه یک راهبرد مدون و مشخص با پرهیز از موازی کاری و فعالیتهای ملال آور وبا زبان شیوا و ماندگار هنر در قالبهای متنوع ضروری میباشد به شرح زير است:

 

 

 

 

 

 

 


1. شخصيت
شناسی عاشورا: در رويداد بینظير عاشورا، شخصيتهای مثبت و منفی فراوانی وجود دارند كه مردم ما از بسياری از آنها شناخت اندكی دارند و آنها را حداكثر در حد نامشان و اينكه آنها در صحنه عاشورا چه نقشی بازی كردهاند میشناسند، اما اينكه آنها در پشت اين صحنه كه و چهكاره بودهاند، چه ويژگيهای روحی و شخصيتی داشتهاند، چه علل و عوامل، شرايط و زمينهها و روحيات و رفتاری موجب شده است كه برخی از آنها به توفيق ياری حضرت سيدالشهدا(ع) نائل و مستحق سلام ابدی گردند و برخی ديگر در مقابل آن حضرت قرار گيرند و استحقاق لعن ابدی پيدا كنند، برای بسياری از مردم مبهم است.
بدون ترديد شناخت دلايل رشد و تعالی شخصيتهای مثبت عاشورا و دلايل سقوط و تباهی شخصيتهای منفی آن می
تواند برای همه مردم، در همه اعصار عبرت
آموز و قابل استفاده باشد.
2. تبیین فلسفه نهضت حسينی: حضرت اباعبدالله
الحسين(ع) در بسياری از فرمودههای خود به موضوع امر به معروف و نهی از منكر به عنوان فلسفه قيام كربلا اشاره و تأكيد كرده
اند كه روح نهضت ايشان اصلاح امت پيامبر(ص) مقابله با همه مظاهر فساد و تباهی و ترويج اعمال معروف و پسنديده است. با توجه به نياز هميشگی جامعه اسلامی به امر به معروف و نهی از منكر، جا دارد كه همه ارگان هابا تبيين و تشريح فلسفه نهضت حسينی و انطباق آن با نيازها و شرايط امروز جامعه ما، زمينه يك حركت عمومی و فراگير برای امر به معروف و نهی از منكر را در ايران اسلامی فراهم آونرد.
3. نقش نهضت عاشورا در جنبشهای اسلامی طول تاريخ و دوران معاصر: قيام سرخ حسينی از اندك زمانی پس از عاشورای سال 61 هجری، تا عصر حاضر همواره مبدأ و الهام
بخش جنبشها و نهضتهای حقطلبانه، رهايیبخش و آزادی خواهانه بوده است. در طول تاريخ بسياری از مجاهدان و حقطلبان با الهام گرفتن از نهضت عاشورا و با تأسی از رهبر آزادگان حضرت ابا عبدالله الحسين(ع) به ميدان آمده، مردم را با خود همراه ساخته و به پيروزی نيز رسيده
اند، كه رهبر فقيد انقلاب اسلامی ايران يكی از آخرين آنهاست.
بررسی تاريخ جنبشها و نهضتهايی كه در ادوار مختلف تاريخ، به ويژه در دوران معاصر با الهام از نهضت حسينی به
وجود آمدند و با بهرهگيری از مكتب عاشورا راه خود را پيش بردند، میتواند برای نسل امروز درسآموز، الهامبخش و حركت
آفرين باشد و آنها را نسبت به حقانيت نهضت حسينی بيش از پيش واقف سازد.
4. نقش فرهنگ عاشورا در پايداری كشور ايران: در قرون اخير كشور اسلامی و شيعی ايران بارها مورد تاخت و تاز بيگانگان قرار گرفته و گاه تا حد سقوط كامل نيز پيش رفته است، كه آخرين آنها تجاوز رژيم بعث عراق با پشتيبانی همه دولتهای استكباری بوده است. اما آنچه همواره موجب پايداری اين سرزمين شده اعتقاد ولايی مردم آن به ويژه ارادت و محبت فراوان آنها به سالار شهيدان(ع) و تأثيرپذيری بسيار آنها از فرهنگ عاشورا بوده است. شيعيان پرورش يافته در دامان پر مهر حسين(ع) «هيهات منّا الذّله» را شعار خود ساخته و «مقاومت تا شهادت» را سر لوحه خود قرار داده
اند و از همينرو در برابر بيگانگانی كه حريم فرهنگی، اعتقادی و شهر و ديار اين سرزمين را مورد تجاوز قرار دهند از هرگونه جانفشانی دريغ نمی
ورزند.
پرداختن به اين موضوع، در اين زمان كه از يك
سو، كشور ما مورد تهاجم وسيع فرهنگی بيگانگان قرار گرفته و از ديگرسو، احتمال تهاجم فيزيكی آمريكايی جنايتكار نيز وجود دارد، می
تواند به پايداری بيشتر مردم ما، به ويژه نسل جوان كمك كند.
5. ارتباط قيام عاشورا و نهضت جهانی امام مهدی(ع): در بسياری از دعاها و زيارتها از امام مهدی(ع) به عنوان «منتقم خون شهيد كربلا» ياد شده و در روايات نيز آمده است كه امام حسين(ع) يكی از نخستين كسانی است كه پس از ظهور امام مهدی(ع) رجعت می
كند. اين موضوع ارتباط وثيقی ميان نهضت حسينی و نهضت مهدی برقرار كرده تا بدانجا كه میتوان گفت اين دو واقعه پشت و روی يك سكهاند و هيچكدام از آنها را نمی
توان جدای از هم تبيين و تفسير كرد.
تبيين و تفسير ارتباط نهضت سرخ حسينی و انتظار سبز مهدوی و توجه دادن توأمان مردم به اين دو نهضت، عزاداريهای آنان را از انفعال وتأثر محض و انتظار آنان را از ركود و درجا زدن پيراسته ساخته و موجب پايداری و پويايی بيش از پيش شيعيان و آمادگی بيشتر آنان برای مقابله با فتنه
ها و آشوبهای عصر غيبت می
شود.
6. زنان عاشورايی: در هنگامه عاشورا و قبل و بعد آن زنان متعددی نقش
آفرين صحنههای عشق، ايثار، فداكاری، جانبازی، پايداری و بردباری بوده
اند، كه شايد جامعه ما از بسياری از آنها شناخت اندكی داشته باشد.
پرداختن به زندگی اين شيرزنان و حكايت عشق پر شور و همراه با معرفت آنان نسبت به امام زمان خويش، علاوه بر اينكه می
تواند برای همه افراد جامعه ما، بهويژه دختران و زنان درسآموز و عبرتآفرين باشد، ادای دينی است به ساحت گروهی از ياران سالار شهيدان(ع) كه آگاهانه و از سر مسئوليتپذيری رسالت ماندن و ابلاغ پيام عاشورا را برعهده گرفتند.

7. عاشورا از نگاه ديگران: امام حسين(ع) چراغ هدايتی است كه فرا روی همه طالبان هدايت افروخته شده و اختصاص به شيعيان و مسلمانان ندارد. بسيارند
متفكران غيرمسلمانی كه با مطالعه زندگانی حضرت ابا عبدالله(ع) و تاريخ عاشورا شيفته شخصيت آن امام همام شده و تحت تأثير نهضت حق
طلبانه ايشان قرار گرفتهاند.بررسی آثار اين گروه از متفكران و انعكاس ديدگاه آنان نسبت به شخصيت سالار شهيدان و عاشورای حسينی میتواند زوايای جديدی پيش روی اهل تحقيق و همه ارادتمندان آن امام بگشايد و موجب معرفت و ارادت بيشتر علاقه
مندان حضرتش گردد.
8آسيب
شناسی مجالس و مراسم محرم: سالها پيش انديشمند فرزانه، استاد شهيد مرتضی مطهری(ع) با احساس تكليف و مسئوليت به بررسی تحريفهای عاشورا و آفتها آسيبهای مجالس و مراسمی كه به نام امام حسين(ع) برپا می
شود، پرداخت، كه حاصل آن كتاب ارزشمند حماسه حسينی است.
قطعاً اين اثر در ساليان اخير نقش اصلاحی فراوانی داشته و موجب از بين رفتن بسياری آفتها و آسيبهای مجالس عزاداری امام حسين(ع) شده است، اما جامعه ما نيازمند آسيب
شناسی مستمر و به روز اين مجالس است و از اين رو به نظر میرسد كه رسانه ملی بايد با بهرهگيری از انديشمندان و محققان حوزوی و دانشگاهی و با رعايت همه حساسيتهايی كه در اين زمينه وجود دارد، به آسيبشناسی مستمر سخنرانيها، مداحيها، روضهخوانيها و عزاداريهای ايام محرم بپردازد و مانع گسترش خرافات، مطالب واهی و بی
اساس، بدعتها و تحريفها گردد.
9. عبرتهای عاشورا: رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال 1375 در يكی از بيانات خود، ضمن بررسی نقش عوام و خواص در واقعه عاشورا به تبيين عبرتهايی پرداختند كه جامعه امروز ما می
تواند از عملكرد اين دو گروه در واقعه عاشورا، بگيرد. به دنبال اين بيانات مقالات و كتابهايی نيز در همين زمينه منتشر شد، اما متأسفانه اين موضوع جنانكه بايد و شايد پی گرفته نشد و به همين دليل بهرهبرداری لازم هم از آن صورت نگرفت. از اين رو مناسب است كه رسانه ملی با توجه به اهميت و ضرورت اين بحث در ويژه برنامههای محرم خود بار ديگر به آن بپردازد تا نهضت عاشورا درس
آموزی لازم را برای همه مردم ما داشته باشد.
با اميد به اينكه محرم و صفر امسال جامعه ما شاهد رشد كيفی ويژه برنامه
های اين ايام باشند و همه ارگان هابتوانند بيش از پيش دين خود را به سالار شهيدان و نهضت حسينی ادا نمايند.

منابع و ماخذ:

ماهنامه موعود شماره 51

2-پایگاه اینترنتی تییان

3- پایگاه اینترنتی پژوهه دین

4- پایگه اینترنتی عدالتخانه

 

 

+ نوشته شده  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 8:6  توسط mahdi  | 

پژوهشی پیرامون

فرهنگ پوشش در

 

اسلام و غرب

 

 

مقدمه تحقیق

 آياميدانيم كه لباس وفرهنگ يعني چه؟ فرهنگ كه همان بينش ونگرش ما به هستي وجهان پيرامونمان است آن قدر اهميت دارد كه تمام ارزشها وروش ها والگوها ورفتارهاي فرد واجتماع را دربرمي گيرد.

پس اعتقادما براين شد كه فرهنگ هرجامعه وكشور وملتي درشكل وكيفيت بسياري ازجنبه هاي محسوس وملموس زندگي آن قوم وملت وجامعه، تاثير قوي دارد. جهاني كه مردم مي سازند ودرآن زندگي مي كنند بنابرفرهنگ آن جامعه است، اگر اينچنين نبود، تمام جوامع حاضر دردنيا بايد يكسان مي بودند.

حال اين فرهنگ حاكم برجامعه ازجمله مواردي را كه پوشش مي دهد، لباس افراد آن جامعه است. فرهنگ هرملتي آينه اي است كه اگر درآن بنگريم نوع پوشش افراد آن جامعه را مي بينيم.

رابطه لباس وفرهنگ آن قدر قوي است كه ما يك فرد خارجي ويك فرد ايراني را ازسبك لباس پوشيدنشان تشخيص مي دهيم، وآن فرد بالباسي كه برتن دارد مي گويد: من كيستم وازكجا آمده ام وبه كدام فرهنگي تعلق دارم.

حال كه معلوم شد غير از موارد جغرافيائي، اقليمي، اقتصادي، حرفه اي و... فرهنگ هم اثرمي گذارد، به اهميت اين مسئله پي مي بريم.

فصل اول

            1- تفاوت فرهنگ غربي وغير غربي:

ما دربالا گفتيم كه فرهنگ برپوشش افراد جامعه اثرگذار است، حال مي خواهيم اين مطلب را اثبات كنيم به اينگونه كه هنگامي كه جوامع مختلف را نگاه مي كنيم مي بينيم كه لباس افراد كاملا باهم فرق مي كند.

لباس ايرانيان، ازجمله روستائيان، عشاير وطوايف مختلف آنان ازجمله كردها، لرها، بختياريها، قشقائيها، ولباس زنان آنان كه كاملا دورمانده ازفرهنگ غربي است، لباس روحانيون، لباس كشورهاي همسايه ازجمله اعراب، زنان هندي، افغاني، پاكستاني، قبايل يمن ومراكش وغيره.

باكمي دقت درنوع لباس اين افراد درمي يابيم كه يك نقطه اشتراك درتمام اين لباسها به چشم مي خورد وآنهم بلند بودن، گشادبودن، ودراكثرجاها ساده بودن است.

حتي اگر به پوشش مردم ايران وخيلي كشورها قبل ازورود اسلام هم بنگريم مي بينيم كه لباسهاي آنان بلند وگشاد بوده است.

حال نگاهي مي اندازيم به كشورهاي اروپائي وآمريكائي ونوع لباس آنان. به نظر شما چه مي بينيم؟ نقطه اشتراك درلباس اين جوامع چيست؟ تنگ وچسبان وكوتاه.

علت چيست؟ چرا كشورهائي كه تحت تاثير فرهنگ غرب قرار نگرفته اند نقطه اشتراك آنان گشادي وبلندي وسادگي است اما كشورهايي كه تحت تاثير فرهنگ غرب قرارگرفته اند نقطه اشتراكشان تنگي وكوتاهي است؟

ازخيلي افراد كه اين سئوال پرسيده مي شود مي گويند همانطوركه غرب پيشتاز درپيشرفت وتكنولوژي هستند دراين مورد هم غرب پيشتازبوده وكشورهائي كه لباس بلندوگشاد مي پوشندازفرهنگ وتكنولوژي عقب مانده اند.

آيا اين سخن درست است، شرقياني كه لباس بلند وگشاد توليد مي كنند، نمي توانند لباس تنگ وكوتاه توليد كنند آيا اين سخت تراست ؟ آيا فكرشان نمي رسيد؟ آيا درست است تنگي وكوتاهي را نشانه پيشرفت وتكنولوژي دانست؟

مابايد علت را درجاي ديگر جستجوكنيم.

2-رابطه لباس غربي به فرهنگ غربي:

منشا لباس تنگ وكوتاه غربي فرهنگ غربي است وفرهنگ غربي منشاش ماديت است نه معنويت. جائي كه ماديات حكم فرما باشد ومعنويت كه روح الهي است حكم فرما نباشد، لباس كوتاه وتنگ مي شود. براي جلب توجه جنس مخالف، براي ايجاد شهرت، وبراي عقب نگهداشتن دنيا ازپيشرفت.

دنيائي كه فقط لذت را درهمين چهارديواري مي داند واعتقادي به خدا ندارد ومي گويدتاخدا را زيرچاقوي جراحي خود نبينم وجود اورا تصديق نخواهم كرد»لباس را تنگ وكوتاه مي كند كه آخرين حد لذت را درهمين جا تجربه كند. اين طرز تفكروجهان بيني حتي درآثار ومسجدها ونقاشي هاي غرب هم ديده مي شود.

 

1

فصل دوم

: سرمايه داري ولباس

غيراز بينش وفرهنگ غربي، سرمايه داري غربي هم به نوع پوشش غرب كمك كرده وآن را به اين وضعيت نمايانده است.

همان بينش مادي وغير معنوي كه جز ازشهوت وخوشي وخواب وخوراك دورترنمي رود، يك نظام اقتصادي راهم متناسب بااين بينش ايجاد كرده وآنهم مصرفي بارآوردن جوامع وافراد، مانند زندگي حيوانات.2

اين نظام اقتصادي وسرمايه داري توانسته است جنسيت زن راهم دراختيار بگيرد، وزن را مانند كالاي تبليغاتي دراختيار گرفته وبراي نشان دادن الگوها ومدهاي خود، پوشش را برتن واندام زن مي كندودررسانه ها نشان مي دهد تاجنسي كه توليد كرده به فروش برسد.

پس زن درجوامع غربي جدي وارد جامعه نشده، حتي آنجا كه وارد مرحله توليد واقتصاداست، بازهم به چشم يك كالا ويك مانكن حضور دارد وبه اين چشم به او نگاه مي شود. زن درجوامع غربي يك جسم تماشائي ومرد يك چشم است.

 

مدسازان واقتصاد

مدسازاني كه اكنون درغرب ارائه الگو ومدل مي كنند همه ازجانب سرمايه داران حمايت مي شوند وبه عطش سيري ناپذيرغربيان پاسخ مي دهند، وازضعف اخلاقي درجامعه غربي بهره مي گيرند براي پركردن جيب خود.

وضعيت اقتصادي افراد نشان دهنده طبقه آنها درجامعه است. مدسازان ازاشراف وثروتمندان استفاده مي كنند وسعي مي كنند باارائه بهترين وگرانترين مدها استفاده كننده آنهم ازحس برتري جوئي وانگشت نما شدن طبقه اشراف براي نشان دادن لباس وظاهر خود به افراد ديگر جامعه. بنابراين مدسازان كاملا سوء استفاده مي كنند ازاين طبقه ومد ارائه مي كنند ودرقبال آن بالاترين قيمتها را ازاين افراد دريافت مي كنند.

 

2-تاريخ غرب ولباس

غيرازنظام سرمايه داري واقتصاد حاكم برجامعه غرب، تاريخ غرب هم اثر مستقيم برپوشش غربيان دارد. اگر كليسا ازدواج را امري مخالف با معنويت محسوب نمي كرد.

شايد عكس العمل غرب اين نبود. اگر قديساني، ازقبيل سن ژروم، نام دين تبليغ نمي كردند    «با تبر بكارت درخت زناشوئي را فرواندازيد»3

امروز درمغرب زمين به نام بي ديني درخت زناشوئي را با تبربكارت فرو نمي انداختند.

دركنار اين عقيده فرويديسم است كه اصالت وشخصيت انسان را براساس غريزه جنسي محك مي زند، وانسان را برسرراه اين غريزه آزاد ومختار مي گذارد، ودرمقابل اين عقيده برداشتهائي كه به وجود مي آيد مانند آزادي، وقتي خدا نباشد همه كارجايز است و... باعث به وجود آمدن پوشش غربي است، كه اين پوشش خود جلوه اي است ازاين عقايدو فرهنگها.

فصل سوم

: رابطه لباس با فرهنگ اسلامي:

1-تفاوت فرهنگ غربي واسلامي

نكته بارز درفرهنگ غرب وفرهنگ اسلامي بنابر تعريفي است كه ازاسلام دارند. همانطور كه گفتيم فرهنگ غربي به زن به چشم يك كالا نگاه مي كرد كه هربهره اي ازآن بردن آزاد است، اما اسلام به زن وبه طوركلي به انسان شخصيت مي دهد شرف وعزت اورا به انسا ن بودنش مي داند، بنابراين براي اينكه انسانيت او حفظ شود برايش حد ومرزهائي قائل شده كه اگر درچهارچوب اين مرزها حركت كند وپا فراتر نگذاردانسانيتش، گوهر وجودش حفظ مي شود.

يكي ازاين حد ومرزها، غريزه جنسي است، اسلام برخلاف غرب دراين مورد انسان را بطور كلي آزاد نگذاشته بلكه براي او مرزهائي قائل شده كه انسان نبايد ازآن مرزها پا فراتر گذاردوازآنطرف هم ازدواج را ممنوع نكرده است، براي اينكه اين غريزه فقط درازدواج كردن زن ومرد مي خوابد وآرام مي شود. يكي ازمرزهائي كه مرتبط بااين غريزه است، پوشش صحيح ومناسب است، پوششي كه تحريك آن درمقابل نامحرم وهنگام حضور دراجتماع بنا شده اما درهمين جا هرگونه پوششي را درمقابل شوهر حلال وجايز دانسته است.

البته بايد به اين نكته خاطرنشان كنم اين كه ما مي گوئيم پوشش صحيح ومناسب، آن پوشش غربي وپوشش تنگ وكوتاه نيست وپوشش فرهنگ اسلامي وشرقي را تاييد كرديم به اين معنا نيست كه پوشش بلند وگشاد عشايررا برتن كنيم وبگوئيم اين فرهنگ ماست، نه بلكه با توجه به ضوابط تعيين شده دراين مورد عمل كنيم . همانطور كه درروايات ما آمده بهترين لباس هرزمان، لباس اهل آن زمان است همين مطلب را مي گويد. بايد ديد لباس اهل آن زمان چيست؟ نه، چون اكثرافراد لباس نامناسب مي پوشند بگوئيم اين لباس اهل آن زمان است نه.

«امام رضا عليه السلام مي فرمايند: دوستداران بي بضاعت من دوست دارند كه من روي نمد بنشينم ولباس درشت بپوشم، درحاليكه زمان ما اين را نمي پذيرد4

2-چرا جامعه ما تحت تاثير غرب قرار گرفته:

ما كه فرهنگي اسلامي داريم، معنويت درجامعه ما حكمفرماست، ما انسان را فقط جسم  نمي دانيم، پس چرا ما اكنون گرايش به بي حجابي وفرهنگ غرب داريم ؟ چرا ما هرمدي كه ازطرف غرب ارائه شود را تن پوش خود قرار مي دهيم، هرلحظه به هرشكلي درمي آييم؟ علت چيست؟

اگر ريشه يابي ما خيلي قوي باشد بايد به قبل وزمان حكومت شاه بنگريم . آن زمان كه فرهنگ غرب دركشور ما رواج پيداكرد به دستور رضاخان بي حجابي قانون كشور شد، فقط درجامعه زنان بي حجاب با الگوي غربي حضور داشتند، اما زنان معتقد وبا ايمان كه حاضرنبودند پوشش خودرا عوض كنند درخانه محبوس بودند بنابراين الگوي جوانان ما همان زنان حاضر شده درجامعه بودند وعفت وحيا وپوشش اسلامي درخانه ها حبس شده بود.

دوم اينكه افرادي كه تمايل به غرب وفرهنگ غربي داشتند تمام سعي خودرا كردند كه بازارما، فرهنگ ما، مغازه هاي پوشاك ما، واردات ما، همه غربي شود وشد. حال اينجا وظيفه ماست كه درمقابل اين هجوم بايستيم وخود مد اسلامي ارائه دهيم، تا صورت غربي را برخاك بماليم.

اگرما مسلمانيم، بايد ظاهرمان نشاندهنده اين باشد، ظاهر بايد همواره درحجاب باشد تا باطن جلوه حقيقي خودرا حفظ نمايد وفقط براهلش جلوه كند.

نتیجه تحقیق

بيان فرضيه وجواب به آن

درآخر اين تحقيق به عنوان خاتمه تحقيق به جواب فرضيه اي مي پردازم كه درطرح تحقيق آنرا بيان كردم وآن هم اين بود كه چرا ما اكنون با وجود اينكه جامعه مسلمان داريم، پوشش مناسب ومطابق بادستورات اسلام نداريم ونمي توانيم به جوانانمان تفهيم كنيم كه نبايد برده غرب باشند؟ وازخود استقلال ونوآوري درتوليد لباس داشته باشند.

البته قسمت اعظم اين پرسش دربخش آخر تحقيق جواب داده شد اما بطور خلاصه بايدگفت: ما تا نتوانيم روحيه تسليم وعبوديت خودرا تا سرحد اعلاي آن پرورش دهيم هميشه به همين گونه كه هستيم مي باشيم، ما بايد بنده واقعي خداوند باشيم تا آنچه را كه ازما خواسته عمل كنيم كه آن هم رجوع به روايات وآيات قراني است تا بفهميم كه خداوند ازما چه خواسته.

مسئله بعداينكه ما بايد ازخود خلاقيت ونوآوري داشته باشيم، تا بتوانيم درمقابل فرهنگ غرب بايستيم وهمان طور كه آنان هرروز به ما مد والگو ارائه مي دهند ماهم همين كار را بكنيم، ما بايد آنقدر غني وبي نياز شويم كه جوانان ما اغنا شوند وديگر به فرهنگ غربي روي نياورند.

آنچه را كه درنزد جوانان ما پوشش سخت وزشت است، آسان وزيبا كنيم، درمدارس خود دردانشگاهها، با ارائه مد والگوي اصيل وصحيح، الگو ومد غرب را كه ناصحيح است برچينيم.

فرزندان خودرا ازكودكي با اسلام ودستوراتش آشنا كنيم، ازكودكي لباس مناسب برتن اوكنيم، نه آنكه وقتي بزرگ شد وشخصيت او به گونه اي ناصحيح شكل گرفت، آنگاه به فكر اصلاح بيفتيم.

 

                     «به اميد روزي كه ما فقط برفرهنگ غني خود تكيه كنيم

 

 

منابع و ماخذ:

1- رك. فرهنگ برهنگي وبرهنگي فرهنگي . حدادعادل . انتشارات مهروش . چاپ پنجم. ص 28-27-26

2-فرهنگ برهنگي وبرهنگي فرهنگي .حداد عادل. انتشارات مهروش .چاپ پنجم .ص 29. رك.

3-اخلاق جنسي دراسلام برجهان غرب . استاد مطهري. برگرفته ازفرهنگ برهنگي وبرهنگي فرهنگي . حدادعادل. ص36.

4-ميزان الحكمه . محمد ري شهري. ج11. ص 5289. حديث 18085

+ نوشته شده  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 21:22  توسط mahdi  |