|
خانواده امروز و آسیب های آن(بخش دوم) ملزومات طراحی مدل خانواده متعادل دینی
خانواده ايراني در دهه هاي اخير ، همچون بسياري جوامع ديگر ، در معرض تحولاتي مهم بوده است . افزايش سن ازدواج ، افزايش تمايل به تجرد و تك زيستي ، تغيير نگرش ها كه به ترديد در ضرورت تشكيل خانواده به عنوان مسير تكاملي در زندگي منجر شده است ، افزايش تخاصمات خانوادگي و طلاق ، كم شدن روحيه سازش پذيري و ضعف كارآمدي خانواده در تنظيم رفتار جنسي ، حمايت و مراقبت ، كنترل و نظارت ، ايجاد رامش رواني و ارضاي نيازهاي عاطفي ، جامعه پذيري و پرورش معنوي از معضلات مهم خانواده ايراني است . بررسی ها نشان می دهد تا کنون از دل گزاره های دستوری دین، ساختار روشن و جامعی برای خانواده دینی، اجتهاد نشده است. شورای فرهنگی- اجتماعی زنان در سند "سياستهاي تشكيل، تحكيم و تعالي خانواده در نظام اسلامی" مصوب مهر 83 ، ترسيم الگوي خانواده متعادل و تبيين ويژگيهاي الگويی خانواده آرماني در اسلام را به عنوان یکی از راهبردهای اساسی که باید اجرایی شود، مطرح می کند و دفتر مطالعات زنان حوزه علمیه قم نیز "ساختار خانواده در اسلام" ، "کارکردهای خانواده از نگاه دینی" ، "سیاست ها و راهبردهای کارآمدی خانواده" و سایر مباحث مربوط به خانواده را از جمله مداخل پژوهشی، پیشنهاد می کند. آنچه در دسترس ما قرار دارد، عمدتا آیات و سیره و احادیث دسته بندی شده درباره حقوق و تکالیف همسران و توصیه های اخلاقی به آنهاست بدون آنکه الگویی منسجم به دست دهد و برای هزاران پرسش امروز زنان و مردان، پاسخی فراهم آورد ؛ پرسش هايي نظير اينكه : - سیستم مدیریت طولی که بر اساس آیات و روایات، مرد را در راس مدیریت خانواده قرار داده است، دقیقا چگونه باید عمل کند؟ جایگاه همسران در این سیستم کجاست و چگونه در سیاست گذاری های خانواده، تصمیم گیری یا اجرا دخالت می کنند؟ آیا با توجه به رشد چشمگیر کمی و کیفی حضور زنان در عرصه های اقتصادی و اجتماعی و تمایل آنها به اخذ جایگاه برابر با مردان، سیستم مدیریت طولی می تواند همچنان پاسخگو باشد؟ این سیستم چگونه برتری های احتمالی خود را بر سیستم مبتنی بر دموکراسی، اثبات خواهد کرد؟ آیا شکل گیری خانواده به گونه ای توصیه می شود که زنان لزوما با مردانی بالاتر از خود و مردان با زنانی پایین تر از خود پیمان همسری ببندند؟ میزان یا معيار سنجش جایگاه برتر یا فروتر برای همسران چیست؟ نقش ها در خانواده دینی چگونه و بر اساس چه معیاری توزیع می شود؟ جنسیت، چرا و چگونه در این توزیع لحاظ می شود؟ آیا مرز بندی دقیق و روشنی برای آن وجود دارد تا از اختلاط آسیب زای نقش ها جلوگیری کرد؟ اشتغال زنان در ساختار خانواده دینی چگونه تعریف می شود؟ - آیا نظام حقوقی خانواده، به صورت کنونی کامل است؟ آیا می تواند پاسخگوی مسائل امروز خانواده ها باشد؟ - آیا یک نظام اخلاقی کامل و منسجم برای روابط خانوادگی، در دسترس عموم قرار دارد؟ - جایگاه فرزندان در ساختار خانواده و رابطه هر کدام از والدین با ایشان، چگونه تعریف می شود؟ آیا اساسا ما می توانیم یک ساختار دقیق و روشن برای خانواده تعریف کنیم یا اسلام، میزان بالایی از انعطاف پذیری را در ساختار پیشنهادی خود تعبیه کرده است؟ شرایط فرهنگی و اجتماعی امروز تا چه حد قابل پذیرش است و تغییرات، در كجا و به چه ميزان ضروری به نظر می رسد؟ مفهوم پویایی دین اسلام و لحاظ مقتضیات زمان با حفظ اصول و اجتناب از ورود افکار التقاطی، چگونه در ساختارهای حاکم بر خانواده متعادل اسلامی، اعمال خواهد شد؟ - بررسی های اولیه نشان می دهد در خانواده هایي که بیشترین تبعیت از آیات و احادیث دینی در باب خانواده وجود دارد، افراد به خصوص زنان، میزان بالایی از احساس رضایت را تجربه می کنند. در این خانواده ها بر خلاف سیستم مبتنی بر دموکراسی که بسیار جذاب و متناسب با شرایط اجتماعی امروز به نظر می رسد، مرد از اقتدار بالایی برخوردار است اما در کنار این اقتدار که نوع و شیوه اعمال آن نیز باید بررسی شود، کلیه توصیه های اخلاقی برای حسن معاشرت با همسر را نيز رعایت می کند. دیده شده که این شیوه زندگی حتی برای زنانی که در سیستم مدرن دانشگاهی به مدارج بالای علمی رسیده اند، نیز، رضایتمندی را به ارمغان آورده است. آیا جا ندارد ساختار چنین خانواده هایی از نظر جامعه شناسی و روان شناسی به دقت، بدون سوگیری و بدون نگرانی از برچسب تحجر و ضدیت با حقوق زنان، مورد بررسی قرار گیرد؟ اینها تنها پاره ای از سوالات فراوانی است که برای طراحی خانواده متعادل اسلامی بايد به آن پاسخ داد. ساختار خانواده از جنبه دیگری نیز باید مورد بررسی قرار گیرد. خانواده به عنوان یک واحد اجتماعی در تعامل و کنش متقابل با سایر خرده نظام های اجتماعی است. از آنها تاثیر می پذیرد و بر آنها تاثیر می گذارد؛ بنابراین در یک نگاه کل نگر، سایر خرده نظام ها باید با ساختار اجتهاد شده خانواده اسلامی هماهنگ باشند؛ در غیر این صورت، امکان تحقق ساختار خانواده دینی وجود ندارد یعنی اگر چنان که شواهد نشان می دهد، به عنوان مثال در خانواده دینی بر تفاوت نقش ها تاکید شده باشد، رسانه های ملی، نظام آموزش و پرورش و سیستم اقتصادی کشور باید برای حفظ و تداوم بخشیدن به تفاوت نقش ها برنامه ریزی کنند. آسیب شناسی خانواده ایرانی بحث آسیب زمانی برای یک نهاد مطرح می شود که نتواند کارکردهای مورد انتظار را محقق کند یا در آستانه انحلال قرار گیرد ، به همين دليل در ادامه به بررسي عوامل ايجاد اخلال و ضعف در کارکردها و نيز عناصر زمینه ساز فروپاشی نهاد خانواده مي پردازيم. بر همین اساس ابتدا ضعف های کارکردی خانواده را بر اساس آنچه از کارکردهای حداقلی و حداکثری خانواده در دست داریم، بر می شمریم: • افزایش آمار طلاق، به عنوان مغبوض ترین حلال الهی و کاهش درخواست برای ازدواج و افزایش سن ازدواج نشان می دهد نهاد خانواده به هر دلیل نتوانسته احساس رضایتمندی را در زوجین ایجاد کند یا بر مطلوبیت آزادی های فردی و کسب موفقیت های اجتماعی و شغلی، غلبه کند. • آمار بالای زنان متقاضی طلاق نسبت به گذشته نشان می دهد میزان رضایتمندی زنان از زندگی در نهاد خانواده بیش از مردان کاهش یافته است. • شیوع طلاق عاطفی بین زوجین كه به عنوان یک آسیب جدی از سوی کارشناسان مطرح می شود[1] ، از فقدان ارضای نیازهای عاطفی و روانی زوجین در کانون خانواده، حکایت دارد در حالی که بر اساس آموزه هاي دين ،بايد سکونت و آرامش و مودت و رحمت بر این فضا حاکم باشد. • به گفته کارشناسان، بسیاری از طلاق ها به دلیل مشکلات در روابط جنسی رخ می دهد حتی اگر زوجین، این علت اصلی را پنهان نگاه دارند. بنابراین یکی از اصلی ترین کارکردهای نهاد خانواده برای زن و مرد دچار ضعف می باشد. نزدیک به 40 درصد زنان از اختلالات جنسی در روابط زناشویی رنج می برند و آمار اختلالات جنسی در حدود 8/9 درصد است.[2] • اختلاط نقش ها در خانواده باعث شده بسیاری از وظایف پدری، شوهری، مادری و همسری معطل بماند و زوجین نتوانند به خوبي از عهده ایفای نقش طرف مقابلشان برآیند. مردان در خانواده از احترام و قدرت عمل برخوردار نبوده و جایگاه ضعیفشان آنها را نسبت به وظایفشان دلسرد می کند. زنان با نيل به جایگاهي برابر با مردان مجبورند باری بیش از توانشان به دوش بکشند و نباید مانند گذشته انتظار حمایت همه جانبه ازهمسرشان داشته باشند. خانواده که اولین و مهمترین نهاد برای تولد و پرورش فرزندان محسوب می شود، در امر تربیت و انتقال ارزشها و برقراری رابطه سالم و موثر با نسل بعدی دچار مشکلات متعددی شده است. گسست نسلها ،به عنوان یک معضل جهانی ، از سوی برخی کارشناسان داخلی به عنوان مشکل پیش روی جامعه و خانواده ایرانی مطرح می شود. از یک سو ارزشهای والدین به دلیل تغییرات عمیق در نظام ارزشی و اجتماعی برای فرزندان قابل پذیرش نیست و از سوی دیگر شیوه کارآمدی برای انتقال ارزشها از سوی والدین اتخاذ نمی شود. آنها از بودن در کنار یکدیگر لذت نمی برند. فرزندان به والدین احترام نمی گذارند و آنان را به عنوان راهنما و کنترل کننده در زندگی نمی پذیرند. در گذشته خانواده ها به ویژه زوج های جوان از حمایت خویشاوندان در کلیه مراحل زندگی و مشکلات احتمالی مانند نیازهای مالی یا اختلافات خانوادگی، برخوردار بودند. هر چند این حمایت ها گاه رنگ دخالت به خود می گرفت و مخل زندگی می شد اما در بسیاری موارد به استحکام خانواده و ارضای نیازهای عاطفی می انجامید. امروز خانواده ها هیچ کس را در حریم خصوصی زندگی شان وارد نمی کنند و به دنبال منابع دیگری برای پر کردن این خلاء حمایتی هستند که کارآمدی لازم را ندارد پی نوشت ها: درصد زوجهای ایرانی به سمت طلاق عاطفی می روند. روزنامه قدس 5/2/86[1] مقالات کنگره سراسری خانواده و مشکلات جنسی. آذر 84[2] (3) با استفاده از وبگاه اینترنتی مرکز امور زنان و خانواده - ریاست جمهوری
+ نوشته شده سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 23:0  توسط mahdi
|
خانواده و چالش های فرا رو (بخش نخست) خانواده ایرانی ،در مسیر تعادل
به کوشش:مهدی عجم مقدمه عصری را که امروزه بشر در آن زیست می کند به نامهای متعددی مانند ارتباطات،اتم ،انفجار اطلاعات و......نامیده اند،عصری که به اذعان بسیاری از متفکرین جدی ترین چالش غرب بحران معنویت و فروپاشی خانواده قلمداد می گردد.وبسیاری از مصلحان اجتماعی در پی چاره جویی این مساله مهم برآمده اند با وجودگسترش خیره کننده رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی گزافه نیست اگر ادعا کنیم انسان امروزی تنها تر از دوران ماقبل مدرنیته است انسانی به درون خویش فرو غلطیده و بریده از حیات اجتماعی و نهاد مقدس خانواده هر چند که توسط رسانه هایی مانند ماهواره ها که اختاپوس وارکره زمین را احاطه کرده اندو شبکه جهانی اینترنت که مانند عنکبوتی تارهایش را در اقصا نقاط جهان گسترانیده و صدها شبکه رادیویی و تلویزیونی، لحظه به لحظه انگارهای فرهنگ غرب به تمامی ساکنین زمین پمپاژ می گردد و علی الظاهرپروژه جهانی شدن در حال تحقق است و فرهنگ مغرب زمین تمام فرهنگ های کهن جهان را در سیطره قدرت خویش گرفته و به شکل ساختاری در حال "تعویض فرهنگی " در پی تهاجم فرهنگی است. اما آن سخن معروف نیچه را از قلم سید مرتضی آوینی هیچگاه از یاد نمی برم که خطاب به فیلسوفان توصیه می کرد" خانه هایتان را در دامنه آتشفشان بنا کنید" وسید مرتضی با قلم آسمانی خویش ادامه می داد که من همه کسانی را که در جستجوی حقیقت اند مخاطب این کلام می دانم. به واقع نیز از مواجهه با طوفان سهمگین فرهنگ و تمدن غرب نباید هراسید ،هراس اولین مرحله تسلیم است و سرسپردگی. منظور بحث اینکه بسیاری از آسیب هایی که امروزه بر پیکره خانواده ایرانی وارد می شود را بایستی در محل غرب زدگی ما جست و کند و کاو کرد آموزه های مدرن مانند انکار تفاوت های جنسیتی، اختلاط نقش ها، فرد گرایی و اصالت لذت های دنيايي ، سلامت، ثبات و حتی کیان خانواده را به خطر انداخته و آسیب های جدی اجتماعی به وجود آورده است. اين خانواده ، از یک سو هنوز گرفتار بعضی سنت های غلط گذشته مانند بی عدالتی و ظلم به زنان بوده و از سوی ،در حاليكه این موضوع چنان که بایسته است، به دغدغه اصلی اندیشمندان و مسئولان جامعه تبدیل نشده و عمده طرح ها و بودجه هایی که به نام خانواده تصویب می شود، عملا در حوزه مسائل زنان قرار می گیرد ؛ و اين در حالی است که سلامت خانواده شرط لازم برای آسایش و سلامت زنان است و با هدف گیری آن، تعالی کل جامعه نیز حاصل می شود؛ لذا آسیب شناسی این نهاد باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد. برای این مهم، ابتدا باید تعریفی از خانواده متعادل، منطبق با آرمانها و آموزه های اسلامی ارائه كرد تا بر اساس آن، میزان و جهت انحراف نهاد خانواده امروز ایرانی مشخص شده و برنامه ریزی های لازم برای آسیب زدایی از آن به عمل آید کارکردهای خانواده متعادل خانواده به دلیل اهمیت و جایگاه ویژه اش در حیات انسان ها از دیرباز مورد توجه اندیشمندان بوده و با رویکرد های دینی، اخلاقی، فلسفی و حقوقی مورد مطالعه قرار گرفته است. از زمان پیدايش و گسترش علوم جدید نیز شاهد بررسی های تاریخی، مردم شناسی، روان شناختی و به ویژه جامعه شناسی در موضوع خانواده هستیم. جامعه شناسان، کارکردهای گسترده ای را برای نهاد خانواده بر می شمرند ؛ تنظیم رفتار جنسی، تولید مثل، حمایت و مراقبت، جامعه پذیری، عاطفه و همراهی، تامین پایگاه اجتماعی برای افراد خانواده، کنترل اجتماعی شامل کنترل همسران و فرزندان، کارکردهای اقتصادی و تداوم نابرابری های جنسی، از جمله اين كاركردها می باشد. برخي از این کارکردها از سوی دین اسلام نیز مورد تایید قرار گرفته و در مواردی تکمیل شده است. از آنجا که خانواده چه به صورت گسترده و چه به صورت هسته ای عمری به قدمت تاریخ بشر داشته و از نیاز طبیعی انسان نشئت گرفته است، در نتيجه ميتواند با حداقلی از کارکردها نیز پابرجا بماند . بر اين اساس هر دو رویکرد جامعه شناسی و دینی به نوعی به کارکرد حداقلی برای بقای خانواده و کارکرد حداکثری برای توصیف بیشترین کارآیی آن می پردازند. ،از منظر دینی، کارکردهای خانواده متعادل، ارزشهای مطلقی است که به دليل ريشه داشتن در طبيعت انسان و هدف از آفرينش وي، نباید تابع شرایط اجتماعی تعریف شود. خانواده در نگاه دینی، فضایی است انحصاری برای ارضای نیازهای جنسی و حفظ عفت و تولد فرزندان صالح. خانواده در این نگاه، نهادی است برای ارضای عمده نیازهای عاطفی زوجین و فرزندان و سالخوردگان، رشد شخصیت افراد خانواده در اثر تعامل با یکدیگر، تربیت فرزندان شایسته، آموزش مسئولیت پذیری و صبر در برابر مشکلات و گذشت و فداکاری و انعطاف پذیری، حمایت اقتصادی از زنان و فرزندان و در یک کلام، فراهم آوردن زمینه برای رشد و تعالی انسان. بررسی آیات و روایات، بسیاری از ابعاد خانواده دینی را روشن می کند آنجا که خداوند پیوند زناشویی را "میثاق غلیظ" ناميده و آن را مایه سکونت و آرامش همسران دانسته و مودت و رحمت بین ایشان را نوید می دهد. مودت به معنای محبتی که آثار آن در عمل آشکار شده باشد و رحمت، ، نوعی تاثیر نفسانی است که از مشاهده محرومیت و نقیصه یا احتیاج طرف مقابل، در دل فرد پدید می آید و او را وا می دارد تا در مقام عمل برآمده و طرف مقابل را از آن محرومیت نجات دهد؛ و در آیه ای دیگر، همسران لباس یکدیگر معرفی می شوند که به تعبیری مایه زینت و حفاظت است. برای حفظ این میثاق محکم و کانون پر برکت است که شوهرداری زن و صبر او بر سختی های زندگی و تلاش مرد در کسب روزی حلال برای خانواده در احادیث به عنوان جهاد در راه خدا معرفی می شود و مرد به معاشرت با همسر بر اساس معروف، غیرت ورزی، عفو، صبوری و مدارا دعوت می شود و زوجین به نگهداری ، تکریم و محبت به والدین خود در کانون خانواده، توصیه می شوند؛ پرورش همه ابعاد وجودی فرزندان در سایه محبت و مراقبت، از وظایف والدین و اطاعت فرزندان از ایشان نیز از حقوق والدین، برشمرده می شود؛ و بسیاری توصیه های دیگر که به کار بستن آنها خانواده ای متعادل با حداکثر کارکردها را محقق خواهد کرد اما تحقق آن نیاز به برنامه ریزی دارد.
+ نوشته شده چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 10:4  توسط mahdi
|
ص صدا و سيما و خطوط قرمز اجتماعي
مهدي عجم در اين پندار كمتر كسي شك روا ميدارد كه سازمان صدا و سيما به عنوان فراگيرترين، اثرگذارترين و گستردهترين رسانه در كشورمان در 24 ساعت شبانهروز با 8 شبكه تلويزيوني و بيش از ده شبكه راديويي ميليونها مخاطب را همراه خويش ميسازد. گمان نميبرم كه امروزه در خانهاي در كشور جعبه جادويي تلويزيون حضوري پررنگ نداشته باشد و علاوه بر نقش پر نمودن اوقات فراغت اعضاي خانواده رسالتهاي مهم ديگري چون آموزش و پرورش نسلها را نيز به نوعي غير مستقيم برعهده گرفته باشد. كودكان امروز ماپاي گيرندههاي تلويزيوني بزرگ ميشوند و درسهاي فراوان خوب و بد حيات خويش را از لابهلاي برنامههاي اين جعبه جادويي فرا ميگيرند. وراي از نقش و اهميت فوقالعاده اين دانشگاه عمومي مدعاي اين مقاله در اينجاست كه اساساً صدا و سيما و به طور اخص تلويزيون (سيما) در برخورد با خطوط قرمز اجتماعي چگونه بايد برخورد نمايد و چه رفتاري را پيشه سازد. اهميت بحث در اينجاست كه سازمان صدا و سيما در چند وقفه اخير با پخش برخي برنامهها و سريالها مانند برخي برنامههاي راديو جوان و سريالي به نام ساعت شني با اعتراضات و انتقادهاي فراوان منتقدين، مسئولين، نمايندگان مجلس و بعضاً اقشار مختلف مردم روبرو گشته و همواره تلاش نموده است تا با ابزارهاي قدرتمندي مانند شبكههاي مختلف صدا و سيما و همچنين جرايدي مانند جامجم و سروش به دفاع و جانبداري از تهيهكنندگان و برنامهسازان خويش بپردازد كه شايد فرايندي طبيعي به نظر آيد. جامعه ما جامعهاي مذهبي با سابقه طولاني فرهنگي و داراي علائق و گرايشات انقلابي است و صد البته اين نكته بدين مفهوم نيست كه اين جامعه مدينهاي فاضله و عاري از هرگونه آلودگي و آسيب است، جامعه ما نيز مانند بسياري از جوامع آسيبهاي اجتماعي متعددي مانند طلاق، اعتياد، برخي آلودگيهاي اخلاقي و... را كه صد البته نسبت به بسياري از جوامع آسيايي و شرقي در سطح بسيار كمتري از اين آسيبها را همراه دارد خطوط قرمز اجتماعي در زبان رسانه برخي از همين چالشها و آسيبهاي اجتماعي هستند كه شايد برخي منتقدين آنها را تابوهاي فرضي بنامند كه درست نيست. به هر حال بافت جامعه ما مذهبي است و نميتوان همانند هاليوود بيتوجه به حساسيتهاي مذهبي و ملي مردم به طرح مسايل و تصويرگري آنها پرداخت. خطوط قرمز آوردگاههايي هستند كه حساسيت ويژهاي با خويش به همراه دارند و طرح بيمحاباي آنان به يقين چالشهايي را به دنبال خواهد داشت. اصحاب صدا و سيما بر اين اعتقادند كه سازمان بايستي حقايق و واقعيتهاي اجتماعي را به جهت آگاهيدهي به خانوادهها در قالبهاي گوناگون پوشش دهد. و حال بايد گفت كه هيچ كس مخالف اين نظر نيست اصل بحث در اينجاست كه به چه مقولههايي واقعيت اجتماعي اطلاق كنيم و اگر اينگونه با چه بنيان و قالبي آنان را مطرح نمائيم؟ به راستي سكوت رسانهاي در برابر معضلات و آسيبهاي جامعهشناسانه پسنديده و صحيح نيست چرا كه اين مهم از كاركردهاي يك رسانه پويا با هدف آگاهيدهي و انذار مخاطبين است. فيالمثل در سريال ساعت شني كه اشتباه بزرگ سيما پخش مداوم آن به طور هفتهاي سه بار يعني شليك ذهني به مخاطب آن هم با جمله آغازين (تماشاي اين مجموعه براي افراد زير 16 سال توصيه نميگردد) بود كه نوعي گرتهبرداري غلط از رسانههاي غربي اعم از سينما و تلويزيون بود و نگارنده در تحقيقي بر روي همين جمله تأثير معكوس آن را در تشويق و حساس شدن نوجوانان و جوانان به تماشاي اين سريال را مشاهده نمود. چرا كه طبيعت انسان خصوصاً در آن ساليان بر حرص بر چيزي است كه از آن منع مستقيم ميشود، آيا در جامعه 70 ميليوني ما مشكل رحم اجارهاي چند درصد از اقشار مردم را در بر ميگيرد و اساساً اين پديده آن هم در كشوري كه در مسأله حل نازايي در جهان صاحب سبك است و بنابر ادعاي صحيح متوليان جهاد دانشگاهي و پژوهشكده رويان امروزه در كشورمان به جرات ميتوان ادعا نمود كه هيچ زوجي از نازايي رنج نخواهد برد و تكنيكهاي درمان متعددي به اثبات رسيده است و امروزه در كشور اجرا ميشود به نحوي كه بسياري از زوجهاي نازا از خارج از كشور براي درمان به كشورمان سفر ميكنند حال آيا بازهم ميتوان ادعا كرد كه بحث رحم اجارهاي يك معضل و مشكل فوقالعاده حايز اهميت اجتماعي است كه در يك سريال پرمخاطب محور داستان قرار گيرد؟ آيا اين مسأله دوري ذهن نويسندگان تهيه كنندگان و مديران چنين دست برنامههايي را به عينه واضع نميسازد؟ نكته مهم ديگر اينكه به هر حال پس از بررسي دقيق علمي و شناخت معضلات اساسي جامعه كه قشر بسياري را درگير نموده، نحوه بيان و زبان آن فوقالعاده اهميت دارد چرا كه رسانه ملي كاركرد دانشگاه عمومي را در اينجا پيدا ميكند كه به مخاطبين جوان و نوجوان خويش مسايل خوب و بد را به راحتي ميتواند انتقال دهد طرح داستان، شخصيتپردازي ماجرا، ديالوگهاي مناسب و حتي بهرهگيري از بازيگران خاص همه و همه در جهتدهي ذهن مخاطبين يك سريال مؤثرند كه بيتوجهي به اين موارد شايسته نيست. خلاصه كلام اينكه صدا و سيما نميتواند به خطوط قرمز جامعه مذهبي ما بيتفاوت بماند و به دليل طرح معضلات، خود معضلاتي جديد را براي نسل جوان بيافريند.
+ نوشته شده پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 21:9  توسط mahdi
|
|
|