|
خانواده و رسانه های دیداری و شنیداری (2) پیوندهای عاطفی خانواده و تهاجم رسانه ای
مهدی عجم در شماره قبل عنوان شد که ابزارهاي رسانه اي حصاري را اطراف خانواده ها كشيده اند و افكار كوچك و بزرگ خانواده را با ارائه شيوه هاي رفتاري و گفتاري در قالب سريال و فيلم و برنامه به چالش مي كشند و تا حدودي فرهنگ و بافت هاي تربيتي بومي و ملي را تغيير مي دهند و خانواده به عنوان يك نهاد اساسى در جامعه , يك اصل و محور به شمار مى رود و هر توصيه و پيشنهاد وضابطه وبرنامه اى كه به تضعيف و سستى اين نهاد بيانجامد بایستی به كنار رود درمقابل ، عوامل گوناگونی موجب آسیب دیدن پیوند عاطفی خانواده شده و مآلا انسجام آن را به مخاطره می اندازند همچنین یکی ازاین عوامل ، عامل تفرد است که به صورت واگرایی اعضای خانواده ، عمل می کند. خبرگزاری فارس در گزارشی میزان مشاهده تلویزیون توسط افراد ایرانی را نزدیک به چهار ساعت ونیم در روز اعلام کرده این میزان بسیار زیاد است ومی تواند به کاهش فضای گفت وگو میان اعضای خانواده گردد. این روند به افزایش فردگرایی وکاهش جمع گرایی منجر خواهد شد که عامل مهمی در آسیب دیدن انسجام خانواده قلمداد می شود. اگر انسجام گروه به عنوان عامل پایداری خانواده ، طبعا واجد مشخصه هایی خواهد بود که تضمین کننده شخصیت پایدارگروه می باشد. در روی آورد روانشناختی ، پیوند عاطفی مشخصه ای است که فضای روانی گروه را برای وصول به اهداف تعیین شده وانسجام ، تسهیل می کند. دلیل آن ، وجود نیروی انگیزشی پیوند عاطفی است که موجب می شود اعضای گروه درتامین نیازهای یکدیگر به صورت فعال مشارکت کنند. پیوند عاطفی به دلایل گوناگونی پدیدارشده و گسترش می یابد. یکی ازمهمترین زمینه های ایجاداین پیوند ، وجود زمینه ارتباطات صحیح بین فردی است. این ارتباط به درستی انجام نمی پذیرد مگرآنکه اعضای گروه با نوعی تفهیم وتفاهم و درک متقابل با یکدیگر تعامل داشته باشند. یکی ازاین عوامل که ارتقادهنده پیوندعاطفی می باشد ، گفت وگو است که عبارت از برقراری ارتباط وتعامل کلامی با یک یاچندنفر می باشد. درفضای ارتباطاتی بویژه ارتباطات بین فردی ، گفت و گو صرفا یک رفتارعادی نیست بلکه الگویی است که فضای عاطفی وهیجانی حاکم بر مناسبات افراد را شکل می دهد. گفت وگویی که واجدمنظورارتباطی وتعامل می باشد، دارای دومولفه وبه عبارتی دارای دو مهارت می باشد : یکی ، مهارت گوش دادن ودیگری مهارت همدلی. با بهره گیری مناسب ازاین دومهارت می توان جریان ارتباطی گفت وگو را درجهت تفاهم ودرک متقابل براه انداخت. گوش دادن ، با شنیدن متفاوت است. شنیدن یک عمل زیستی است که شامل دریافت یک پیام ازطریق کانالهای حسی است ، شنیدن ، تنها بخشی ازفرایندگوش دادن است. اما گوش دادن فرایندی است که عناصری چون دریافت ، درک ، توجه ، معناگذاری وپاسخگویی توسط شنونده را درخود دارد(برکو وهمکاران ،1953، ترجمه دکتر اعرابی وهمکاران ،1378). نکته دیگر آن است که فرایند گوش دادن همواره با ارتباط چشمی همراه است. تجربیات روانشناختی گواه این یافته مهم هستند که هنرگوش دادن که می تواند کارکرد درمانگری نیزداشته باشد ، به وسیله ارتباط چشمی براه می افتد. همچنین یافته ها نشان می دهند که ارتباط چشمی به عنوان یکی ازمولفه های اساسی ایجاد امنیت و توجه مطرح می شود. وقتی درمناسبات کلامی ، گوش دادن با ارتباط چشمی همراه شود ، طرفین ازیکدیگر احساس احترام وتوجه دریافت می کنند ، واین امر به همدلی ودرک متقابل آنها کمک می کند. پس گوش دادن بدون ارتباط چشمی ، بکار نمی افتد و به مرتبه شنیدن ، به عنوان یک عمل زیستی ، نزول می کند. این دو مولفه را نمی توان ازهم تفکیک نمود. براین اساس ، خانواده هایی که با یکدیگر ارتیاط چشمی برقرار وحرفهای همدیگر را خوب گوش می کنند ، واجد پیوند عمیق تری نسبت به خانواده های دیگر می باشند. همدلی ، فرایند عاطفی شناختی است که طی آن یک شخص ازعواطف ، احساسات وشناخت طرف دیگر آگاهی می یابد. برخی آن را به معنی تجربه مشترک یک هیجانی در دونفر می دانند. کارل راجرز ، همدلی را توانایی همراهی فرد بافردی دیگر به جایی که احساسات آن شخص اورا رهنمون گردیده است ، می داند ( پورافکاری ، 1373). وقتی دراثر گفت وگو ، با عنایت به مولفه های گوش دادن و همدلی ، پیوندعاطفی درخانواده شکل می گیرد ، تاثیر آن به صورت متقابل ، موجب ارتقای فضای گفت و گو و انسجام می شود واین سیکل همچنان رو به تکامل ادامه می یابد، مگرآنکه اختلالی در روند تحول گروه بوجود آید. به پاس استمرار فضای گفت وگو ، تعاطی افکار و تبادل نظر میان اعضای خانواده شکل می گیرد. براین اساس ، گفت وگو ، پیوند عاطفی و انسجام خانواده ، به عنوان متغیرهایی مطرح می شوند که با یکدیگر همبستگی مثبت و بالایی دارند و همدیگر را تسهیل می کنند. یک ملاحظه گسترش پرشتاب فناوری بویژه فناوری الکترونیکی به میزان زیادی کیفیت و روند طبیعی انسان را ازحالت عادی وطبیعی خارج کرده است و رفتارهای جدیدی را درعرصه فردی واجتماعی بوجود آورده است. رفتارهای جدید ، به عرصه خانواده نیز گسترش پیداکرده است. مهمترین مشخصه این رفتار ، فردگرایی و کاهش احساس تعلق وپیوند عاطفی در گروه خانواده می باشد. برای رهایی ازاین کیفیت ، گسترش فرهنگ استفاده ازابزارهای رسانه ای به گونه ای که این ابزارها درخدمت انسانها باشد ، نه شکل دهند رفتار ، الزامی بنظر می رسد ، که البته کار ساده ای نیست. هراندازه رسانه ها ، نجابت بیشتری بخرج دهند وبه سلامت پیام خود اهمیت بدهند ، نمی توانند جای ارتباط چهره به چهره را درمناسبات ارتباطی بگبرند. پس رویکرد خانواده ها باید درجهت کاهش استفاده از ابزارهای رسانه ای واستفاده مهاریافته ازآنها در جهت اهداف قابل کنترل ، سامان یابد. طبیعی است دراین وضعیت ، فضای خانواده برای گفت وگو و هم کلامی آماده می شود. منابع
+ نوشته شده سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 22:44  توسط mahdi
|
خانواده و رسانه های دیداری و شنیداری (1) آسیب های رسانه ای به خانواده
مهدی عجم خانواده یک" اصل" خانواده به عنوان يك نهاد اساسى در جامعه , يك اصل و محور به شمار مى رود و بايد در بررسى مسايل زنان و ترسيم چهره زن مسلمان , به عنوان يك مبناى بى بديل به شمار رود و هر آنچه كه در جهت تقويت اين بنيان و تعميق روابط ميان اعضاء آن , بويژه زن و شوهر به عنوان دو ركن اصلى اين نهاد, كارساز است توصيه شود, و هر توصيه و پيشنهاد و ضابطه وبرنامه اى كه به تضعيف و سستى اين نهاد بيانجامد به كنار رود. زن و مرد درهر موقعيت اجتماعى و فردى و در هر نقشى كه قرار مى گيرند بايد((خانواده )) به عنوان يك اولويت , نقش خويش را در شكل گيرى آن موقعيت و آن نقش , ايفا كند. مدينه فاضله اى كه اسلام ترسيم مى كند و جامعه مدنى و توسعه همه جانبه كه اينك به عنوان يك آرمان جهانى براى ملتهاى مختلف و از جمله امت بزرگ اسلامى درآمده است , بدون حضور سازنده و فعال ((نهاد مقدس خانواده )) و بدون منظور ساختن همه شروط و لوازمى كه شكل گيرى و تحقق ((خانواده مطلوب )) براى جامعه اسلامى ايجاب مى كند,امكان ندارد. خانواده به عنوان يك نهاد اجتماعى , هسته اوليه جامعه به شمارمى رود و خاستگاه موقعيت ممتاز و ويژه آن فقط رهنمودهاى دينى نيست . افزون بر آن همه تاءكيدات دينى و ارزشهايى كه براى آن وارد شده است و افزون بر آن همه دستورالعملهايى كه در جهت شكل گيرى صحيح ,تعيين مسؤوليتها, راه حل مشكلات و تحكيم روابط خانوادگى , صادر شده است , منافع و ارزشهاى گسترده اى كه دارد به عنوان واقعياتى ملموس , براى همه روشن است . بناى خانواده بر پايه مهر ومديريت
حکیم فرزانه استاد علامه جوادی آملی در کتاب شریف زن در آیینه جمال و جلال می نگارد:اصل در تاسيس خانواده بر اساس مهر ورافت وگرايش وجاذبه همانا زن است چنانكه اصل در تشكيل خانواده از لحاظ مديريت وتامين هزينه وتعهد كارهاى اجرايى وسرپرستى ودفاع از حوزه تدبير خانواده مرد است; مطلب دوم نيازى به اثبات ندارد زيرا شواهد قرآنى مانند الرجال قوامون على النساء و... بر اين امر گواهى مى دهد وسيره رايجه مسلمين نيز آن را تاييد مى كند عمده اثبات مطلب اول است. وچون تحليل عميق هر مطلب مرهون تبيين مبادى تصورى آن است چنانكه در گرو پذيرش مبادى تصديقى آن است تاكيد بر اين نكته لازم است كه يكى از مهمترين مبادى تصورى مساله فوق تمايز بين مهر عاطفى وانس عقلى از يك سو وگرايش غريزى وشهوت حيوانى از سمت ديگر است تا اساس خانواده بر محور دوستى انسانى وعقلى است نه بر مدار شهوت جنسى ونقش زن به عنوان مظهر جمال الهى در چهره انسان تبيين شود نه به عنوان عامل رفع شهوت به صورت يك جنس ماده. آسیبهای خانواده درمقابل ، عوامل گوناگونی موجب آسیب دیدن پیوند عاطفی خانواده شده و مآلا انسجام آن را به مخاطره می اندازند. یکی ازاین عوامل ، عامل تفرد است که به صورت واگرایی اعضای خانواده ، عمل می کند. دردنیای پرشتاب فناوری امروز ، ابزارهایی وجود دارند که افراد را به صورت انفرادی به خود مشغول کرده وآنهارا از تعامل با دیگران باز می دارند. رسانه های جمعی ازاین دسته ابزارها به شمار می روند. البته این موضوع نافی منافع ابزارهای تکنولوژیکی نیست ، اما نوع بهره برداری غیرفرهنگی ازابزارهای فنی موجب شده است که کارکرد آنها عمدتا درجهت تقویت فردگرایی سوق پیدا کند. به عبارتی ، اگرجریان فرهنگی شدن ابزارهای رسانه ای تحقق بیابد ، مضرات آنها به شدت کاهش می یابد وکارکرد اصلی خودرا پیدا می کنند. گرچه برخی نظریه ها بیانگر این مطلب هستند که ذات ابزارهای الکترونیکی به دلیل استفاده از عنصر تغییر ، نمی تواند موجد آرامش باشند ، بلکه مخل آن می باشند. برخی دیگر این نظریه را افراطی و یک سویه می دانند. البته واکاوی این دو نظریه در این نوشته مقدورنیست وطرح این مطلب دراین نوشته برای بیان لزوم رعایت احتیاط درجهت استفاده از ابزارهای رسانه ای می باشد. کارکرد رسانه های جمعی بویژه رسانه های شنیداری وغیر متعامل به دلیل کارکرد متنوع خود و ایجاد تغییرات پیوسته ، به تدریج جای ارتباط بین فردی ازنوع چهره به چهره را گرفته وموجب شده اند فضای انفرادی ، بجای فضای جمعی و عاطفی در خانواده حاکم شود ، بطوری که گسترش تکنیکی رسانه های شنیداری و رایانه ای ، ارتباط مستقیمی با فردگرایی ودوری از فضای روانی وعاطفی خانواده را نشان می دهد. به عبارت دیگر ، این ابزارها ، به تدریج فضای روانی ومحیطی گفت وگو را دریک ارتباط بین فردی ، خدشه دارمی کنند و اعضای گروه را به جای همگرایی، به واگرایی سوق می دهند ، تاجایی که هرعضو خانواده صرفا دریک فضای فیزیکی مشترک زندگی کرده ، اما هیچ تعاملی با هم نخواهند داشت. در ادامه ، متاسفانه ، اهداف آنها نیز به تدریج نسبت به هم ، واگرا شده و منفک می شوند. دراین مسیر ، تعامل واقعی فرد بجای آنکه با افراد دیگری در محیط انسانی سامان بیابد ، با رسانه های الکترونیکی ، شکل می گیرد وبه دلیل برتری تکنولوژیکی وتجهیزات خیره کننده رسانه ای ، نوعی رعب فرهنگی وانفعال شخصیتی درفرد ایجاد می گردد. نتیجه این می شود که افراد خانواده به جای گفت وگوی صمیمی با یکدیگر که می تواند به تقویت پیوندهای عاطفی وانسجام اعضای خانواده منجرشود ، با ابزارهای الکترونیکی ارتباط برقرار می کنند ، ارتباطی که فاقد بارعاطفی ، احساسی وهیجانی است. به تعبیر فوکویاما به دلیل تحدید اخلاق و کیفیت زندگی امروزی به تدریج شاهد یک فروپاشی بزرگ خواهیم بود. این فروپاشی درزمینه های اخلاقی ودرنهاد ها ، بیشتر درزمینه خانواده اتفاق خواهد افتاد. آسیب ارتباطی ، بیشتر دردو نوع ارتباط ، بروز می کند. یکی ، ارتباط بین فرزندان و والدین و دیگری ، ارتباط بین زن وشوهر می باشد. تجربیات نشان می دهند که هراندازه ارتباط میان فرزندان و والدین وهمچنین ارتباط میان همسران به دلیل تغییر مخاطب کاهش یابد ، پیوند عاطفی وهیجانی و همچنین همگونی شناختی میان اعضاء خانواده نیزکاهش می یابد که این موضوع ، انسجام گروه را به مخاطره می اندازد ادامه دارد منابع: 1-زن در آیینه جمال و جلال -علامه جوادی آملی 2-روزنامه کیهان شماره 3پایگاه اطلاع رسانی رشد 4- پایگاه باشگاه اندیشه
+ نوشته شده چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 23:11  توسط mahdi
|
|
|