|
در حاشیه زمزمه تاسیس شبکه کودک سیما کیفیت هماره قربانی کمیت !
مهدی عجم مقدمه پخش تيزر برنامه شبكه كودك كه با اجراي عمو پورنگ در آينده نزديك از شبكه يك سيما پخش خواهد شد باعث اعتراض گروه فيتيله شد چون فيتيلهايها هم قرار است برنامهاي با نام شبكه كودك را براي گروه كودك شبكه 2 توليد و پخش كنند. مسلم آقاجانزاده، تهيهكننده برنامههاي عمو پورنگ كه تهيه كننده برنامه شبكه كودك نيز هست، درباره اين برنامه گفت: قبل از اينكه برنامه عموپورنگ به پايان برسد به طرح برنامهاي جديد فكر كرديم تا براي بچهها جذابيت داشته باشد و آيتمهاي آموزشي آن هم كاربرديتر باشد.بعد از مدتي طرح برنامه شبكه كودك را به گروه كودك شبكه يك داديم كه تصويب شد و ما مدتي است كه ضبط قسمتهاي پلاتو و توليدي اين برنامه را آغاز كردهايم. اما از سوي ديگر محمد مسلمي، كارگردان برنامه فيتيله و يكي از بازيگران ثابت آن از ساخت برنامهاي به نام شبكه كودك در شبكه يك تعجب كرده است.او گفت: حدود يك سال پيش من و همكارانم طرحي به نام شبكه كودك را نوشتيم،هدف ما ازاين طرح اين بود كه بتوانيم برنامهاي جامع و كامل براي بچهها توليد كنيم.ما ميخواهيم با اين طرح تمام كودكان ايراني را در ساخت برنامه سهيم كنيم به همين دليل فكر كرديم در برنامه ميتوانيم مجرياني به صورت مهمان از شهرهاي ديگر داشته باشيم، بازيهاي كودكان ايراني را معرفي كنيم، خيمه شب بازي و تئاتر داشته باشيم و خيلي آيتمهاي ديگر كه بعداز 20 سال برنامه سازي براي كودك با آنها آشنايي پيدا كردهايم و كودكان ايراني براي ما فقط كودكاني نيستند كه در تهران زندگي ميكنند. مسلمي با يادآوري اين كه اين طرح را اسفند سال گذشته در گروه كودك و نوجوان شبكه 2 تصويب كرديم و خبر ساخت آن را هم در روزنامهها و رسانهها منتشر كرديم، گفت: اما دو، سه روز پيش يكباره ديديم كه برنامهاي به نام شبكه كودك قرار است از شبكه يك پخش شود. اولين نكتهاي كه به ذهنمان رسيد، اين بود كه چرا بين مديران تلويزيون هماهنگي نيست و برنامهاي با يك نام مشترك را در 2 شبكه تصويب ميكنند. مسلمي گفت: آنچه آزاردهنده است، ناهماهنگي است.ما ميتوانيم نام برنامه را تغيير دهيم، چون آنچه مهم جلوه ميكند، برنامهسازي براي كودكان است كه به ما اعتماد كردهاند و برنامه ما را پيگيري ميكنند. آقاجان زاده هم از احترام به اعتماد مخاطب كودك سخن ميگويد و معتقد است كه برنامهسازان بايد تمام تلاش خود را به كار گيرند تا برنامههاي خوبي براي بچهها بسازند، اما در حاشيه اين اعتقادات از گروه فيتيله هم گلهمند است و ميگويد نبايد بعد از پخش تيزر شبكه كودك گروه فيتيله در برنامه خودشان كه جمعه پخش شد تاكيد ميكردند كه برنامه شبكه كودك مال آنهاست. آقاجانزاده معتقد است اينگونه برخورد باعث سردرگمي كودكان و بدبيني آنها ميشود. مسلمي در پاسخ به اعتراض آقاجانزاده گفت: قبول كنيد بايداز طرحي كه يك سال روي آن زحمت كشيدهايم، دفاع كنيم. همه اسناد در شبكه و روزنامهها موجود است و ميتوان با مراجعه به آنها ثابت كرد كه حق با كيست. مسلمي در ادامه گفت: ما منتظر جواب مدير شبكه هستيم، اما من معتقدم شايد بد نباشد كه اين برنامه در هر دو شبكه توليد وپخش شود تا به اين وسيله بين شبكهها در زمينه ساخت برنامههاي كودك رقابت به وجود آيد ریشه کجاست؟ آنچه در فوق ملاحظه شد حکایت تلخی است که در بسیاری از دستگاههای فرهنگی نظام جریان دارد وآن فقدان راهبرد های فرهنگی و به تبع آن سیاست های کلان و حتی تاکتیک های اجرایی آن است وقتی در یک سازمان مانند صداو سیما شاهد چنین رویدادی هستیم که تهیه کننده برنامه ها وارد این سیاستگذاری ها می گردند اوضاع از این بهتر نخواهد بود. جال است بدانید پس از بالا گرفتن نزاع میان برنامه سازان بر سر شبکه کودک کار به معاونت سیما و مدیران شبکه ها کشید و ظاهرا توافق شده است که در آینده ای نزدیک شبکه دوم سیما به شبکه کودک مبدل گردد و برنامه های کودک سیما در این شکه تمرکز یابد .صدا و سیما در حال حاضر در شبکه های اول ،دوم و تهران گروه کودک و نوجوان دارد و سیمای مراکز استانها نیز به فراخور برنامه های ویژه کودک و نوجوان را تولید و پخش می نمایند طی یک بررسی هفته گی سیما 16 ساعت برنامه ویژه این قشر بروی آنتن می برد و حال در این میان این برنامه ها تا چه میزان سطح کیفی قابل قبولی برخوردارند و در زمینه های تربیتی نسل کودک و نوجوان موفق عمل می نمایند؟! متاسفانه در سازمان صدا و سیما از دیر باز (مدیریت علی لاریجانی بر آن) نگاه کمیت انگاری غالب شده است وهماره در آمارها و گزارشات تعداد شبکه ها ،تعدد برنامه ها و میزان ساعت پخش آنتن به شکل کمی از موارد افتخار آفرین محسوب گشته است و آنچه همیشه مورد کم توجهی بوده سطح کیفی آثار با توجه به نگاه انقلابی و اسلامی بوده است راهبردها اینجاست! مقام معظم رهبری در سخنانی درباره این رسانه عمومی فرمودهاند:: «رادیو و تلویزیون یک دستگاه سرگرم کننده نیست؛ یک دستگاه آموزنده است. آن کسانی که با علم و تدبیر از این دستگاه استفاده میکنند، همین صهیونیستهایی هستند که رادیو و تلویزیون راه میاندازند و افرادی را آموزش میدهند. منتها همان چیزی را که خودشان میخواهند، فساد را آموزش میدهند که متناسب با شرایط اجتماعی کشورهای مرتجعی است که در راس آنها حکام فاسد و استعماری و وابسته قرار دارند. در جمهوری اسلامی صدا و سیما باید وسیلهای برای سوق دادن مردم به فرهنگ اسلامی و وسیلهای برای معرفت و آشنایی مردم با درخشندگی اسلامی و انسانی باشد حال با توجه به این راهبرد ترسیمی از سوی رهبری فرزانه انقلاب می توان برنامه های سازمان را در خصوص کودک و نوجوان به نقد نشست براستی برنامه های مانند فیتیله و عمو پورنگ ،خاله شادونه و خاله سارا را بعلاوه مجموعه سنگینی از انیمیشن های غربی که لابلای برنامه های ادک تولیدی به سوی مغز و دل کودکان و نوجوانان ما ارسال می گردد تا چه میزان اقشار جوان جامعه را به سوی فرهنگ اسلامی سوق می دهد؟ ایشان در رهنمودی دیگر می فرمایند: برنامههای هنری صدا و سیما از جذابیت و شیرینی برخوردار گردد و فاخرترین هنرهای نمایشی با مضامین پربار اجتماعی و اخلاقی و سیاسی در این رسانه همگانی ارائه شود. نمایشهای سبک و بی مغز و گم راه کننده و فاقد کیفیت هنری ـ که گاه بسی پر خرج هم هست ـ یکسره موقوف شود. از پخش موسیقی مبتذل و لهوی، به ویژه آنچه در این رشته هنری فاقد هویت ملی و اصالت ایرانی است پرهیز شود... . در همه برنامهها جهت کلی، مقابله با تهاجم تبلیغاتی و فرهنگی و خبری استکبار باشد... . فرهنگ مهاجم بیگانه از راه نمایشها و برنامههای سرگرم کننده بیش از گفت و گوی رویاروی بر ذهن و عمل مردم اثر میگذارد... . به طور کلی صدا و سیما چنان که امام بزرگوار راحل تعبیر فرمودند دانشگاهی همگانی باشد که در آن دین و اخلاق و ارزشهای اسلامی و راه و روش زندگی و تازههای جهان علم و سیاست و اندیشههای نوین و راه گشا به زبانهای رسا و باب فهم همه قشرها آموخته شود و همه از ذهنهای ساده تا مغزهای متفکّر و انسانهای برجسته بتوانند به تناسب آمادگی خود از آن بهره ببرند و از فیض آن سیراب شوند پدران و مادران باید بر روی فرزندان خود کار کنند و رسانههای جمعی هم در مقابل این بچهها مسئولند. برنامههای تلویزیون باید با احساس نهایت مسئولیت در مقابل جوانان و نوجوانان و نوباوگان تهیه شود. رادیو و تلویزیون [و] رسانههای گروهی و غیره باید بدانند و بفهمند که چه کاری با مغز، دل و احساس لطیف کودک انجام گیرد. وقتی کودک برنامههای تلویزیونی را میبیند، اثرش را امروز و فردا نشان نخواهد داد؛ بلکه اثرش را در جذبها، دفعها، احساسات، خداجوییها، خداخواهیها و یا خدا نخواهیها نشان خواهد داد. به قول امام امت، رادیو و تلویزیون دانشگاه است؛ دانشگاهی با چهل میلیون دانشجو از میان همه قشرها، و لذا بایستی خیلی مراقبت شود. موخره مقایسه آنچه این نسل از تلویزیون دیده با برنامههای ویژه نسل سوم ما را متوجه این نکته میکند که دوره آخرالزمان به هزار و یک دلیل برای رابطه کودک ایرانی و تلویزیون آغاز شده است. شاید مهمترین دلیل آن این باشد که امروز انیمیشنهای پرآسیب در غرب همچنان تولید میشود، ومتاسفانه برخی دلایل باعث شده پخش آنها از رسانه ملی افزایش داشته باشد. در کنار مجموعههای خارجی که در سالهای دهه 60 و نیمه اول دهه 70 از تلویزیون پخش شد به نام بسیاری از کارتونها و مجموعههای ساخت داخل برمیخوریم که اتفاقاً برای جوانان و نوجوانان و کودکان آن دوره جذابیت بیشتر و حسی نوستالژیک قویتر نسبت به مشابه خارجی کارتونهای آن دوران داشتند. چرا پخش کارتونهای خارجی از تلویزیون تا به حال باعث پیشرفت چشمگیر در عرصه ساخت انیمیشن ایرانی نشده است؟ اصلاً بحث بر سر تکنیک یا امکانات نیست، بلکه بحث این است که چرا در سالهای بعد از اتمام جنگ و آغاز دهه 70 حتی در حد و اندازه کاری چون مجموعه "زهره و زهرا" یا "علی کوچولو" در عرصه کودک نداشتهایم. منظور از حد و اندازه همان امکانات کم تصویرسازی است. به یاد بیاوریم ترانه تیتراژ آغازین مجموعه "علی کوچولو" را که در خانه قدیمی ایرانی اتفاق میافتاد. علی کوچولو در فضایی پخش میشد که هنوز کشور مملو از بوی باروت بود و سازندگان این سریال چه زیبا پدر علی کوچولو را مثل بچههای دیگر که پدرشان را به جبهه فرستاده بودند به تصویر کشید. حال چرا دیگر علی کوچولو ساخته نمیشود؟ آنچه کودک امروز ایرانی به آن نیاز دارد در ورای دعوای تاسیس شبکه مستقل کودک سیما نه کارتون فوتبالیستها نه دیجیمون و نه کارتونهایی از این دست است، آنچه کودک ایرانی به آن نیاز دارد پخش فیلمهای انیمیشن پرمحتوا و آثاری است با محتوای ایرانی اسلامی. ذهن کودک دهه 60 مملو از کارتونهای بیادماندنی است که برخی شاهکار سینمای کودک در جهان به شمار میروند. کودک و نوجوان اگر در دهه 60 و نیمه دهه 70 مجموعههایی چون می تی کومون، مگ مگ و دوستان، پسر شجاع، زبل خان، معاون کلانتر، مهاجران، پینوکیو، ملوان زبل، پروفسور بالتازار، واتو واتو، شهر آجیلی، بابا لنگ دراز، خانواده دکتر ارنست، حنا دختری در مزرعه و ... را دید و در کنارش محله برو بیا، هشیار و بیدار، آفتاب و مهتاب، خونه مادربزرگه، چاق و لاغر، شهر موشها، مدرسه موشها، علی کوچولو، زهره و زهرا، هادی و هدی، کار و اندیشه و ... را تماشا میکرد که در شکل دهی به افکار و شخصیت او بسیار موثر بود. منابع : 1-جام جم آنلاین 2- پایگاه حوزه 3-پایگاه انیماتورهای ایران. .
+ نوشته شده جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 14:19  توسط mahdi
|
نقدی کوتاه بر مجموعه یوسف پیامبر آیا انتظارها برآورده می گردد؟
مهدی عجم مقدمه استفاده از مدیوم تصویر ، در عصری که هالیوود و بالیوود به آشکارا و با تمامی قوا وارد عرصه کارزار فرهنگی شده تا به قول برخی اندیشمندان فاز فرهنگی پروژه جهانی سازی را رقم زده و فرهنگ و تمدن غرب را با زبان گویای تصویر و سینما به اقصی نقاط این عالم صادر نمایند ، این مطلب بسیار حائز اهمیت و راهبردی است که با زبان تصویر بایستی راه کمال و حقیقت را برای بشر سودازده امروز(مخاطب عام) تبیین کرد و این مهم به تعبیر گویای سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی از خاکریز های فتح نشده ای است که هنرمندان مسلمان بایستی به آن دست یایبند و صد البته این مهم بسیار سخت استو طاقت فرسا. آغازکار با آغاز پخش سريال «يوسف پيامبر» كمكم میتوان شاهد اظهارنظرهای مختلف مخاطب عام، كارشناسان مذهبی و منتقدان هنری بود كه باتوجه به ادعای كارگردان كه از برداشت آزاد از قصه يوسف دوری كرده و كاملا بر اساس قرآن و تفاسير شيعه پيش رفته، نظرات صاحبنظران قرآنی در رد يا تاييد اين ادعا حايز اهميت است. آغاز قصه به سال 1377 بازمیگردد؛ زمانی كه فرجالله سلحشور طرحی را درباره حضرت يوسف(ع) به شبكه دو سيما پيشنهاد میكند و در سال 82 پذيرفته میشود. سپس برای طرح و نگارش آن قرارداد میبندند و سال 83 فيلمبرداری سريال آغاز میشود. جمال شورجه نقش مشاور كارگردان و محمد صادق آذين، مديريت توليد آن را بر عهد میگيرند و با همكاری عوامل ديگر و حدود 180 بازيگر، بازسازی حوادث تاريخی 3300 سال پيش و داستان زندگی اين پيامبر را از تولد تا ميانسالی آغاز میكنند. حالا پس از 4 سال توليد، سريال «يوسف(ع)» به جعبه جادو رسيده است. اين سريال كه چهارمين قصه قرآنی ساخته شده در مركز سيما فيلم و از پروژههای «الف ويژه» سازمان صدا و سيما به شمار میرود، به صورت هفتگی و جمعه شبها از شبكه اول سيما پخش میشود راهی سخت در پیش است.... اما به راستی یوسف پیامبر تا چه اندازه می تواند مخاطب عام را با خویشتن همراه نموده و در گام بعدی در انتقال مضامین بلند این داستان قرآنی به او موفق باشد؟ شاید عده ای بلافاصله عنوان نمایند که سریال تازه در ابتدای راهست و باید اندکی صبر نمود ولی نگارنده معتقد است که سریال با وجود زحمات فراوان سلحشور و تیم همراهش تا کنون ضعف های عمده ساختاری و محتوایی را به همراه دارد که همین مساله باعث شده است که ارتباط مناسب و در حد انتظاری با مخاطب برقرار نگردد ریتم کند قصه ، دیالوگ های خشک و غیر جذاب ،بازی نه چندان چشمگیر بازیگران،عدم بهره برداری از جلوه های ویژه قوی و موثرو حتی کیفیت تصویر نامطلوب که شخص کارگردان به آن اذعان می نماید این اثر را در قیاس با سریالهای مذهبی مانند امام علی ،ولایت عشق وتنهاترین سردار( امام حسن) در مرتبه نازل تری نشانده است و طبیعی است هنگامی که ذائقه مخاطب را در ژانر آثار مذهبی به مجمومه های موثر و با کیفیتی مانند آنچه ذکر شد عادت دادیم نباید انتظار آن رود که مخاطب یوسف پیامبر را آنسان که باید بپذیرد. نظر یک عالم به گزارش ایسنا آيت الله العظمي سبحاني در ديدار عوامل ساخت فيلم سينمايي "ملك سليمان" بر ضرورت به تصوير کشيدن حقايق قرآني تاکيد کرد و گفت: بايد نسل جوان را از طريق مفاهيم قرآني با دين و حقايق آن آشنا کرد. اين استاد حوزه با تقدير از ساخت سريال و فيلمهاي سينمايي در معرفي انبيا به مردم گفت: بدليل حساسيت و حرمتي که شخصيت انبياء دارند بايد قبل از پخش، به نظر اهل فن رسيده تا به مقام والاي پيامبران خدشهاي وارد نشود. وي خاطرنشان کرد: حتي بايد در مراحل مختلف ساخت اين آثار از حضور مفسران قوي استفاده شود تا از هر گونه خطا جلوگيري به عمل آيد. اين استاد حوزه با اشاره به بيان برخي مسائل در سريال يوسف پيامبر، گفت: برخي از موارد كه جز اسرائيليات است نبايد در متن سريال پخش شود و مسائلي همچون نزول وحي و معجزات به شكل امر عادي و افسانه بيان نشود. وي از حضرت سليمان و حضرت داوود به عنوان مظلومترين انبيا نام برد و گفت: بني اسرائيل موارد خلاف واقعيت را به آنها نسبت دادهاند و در پارهاي از موارد اين باورها توسط اهل سنت در كتابهاي مسلمانها هم وارد شده است. اين استاد حوزه در پايان به تصوير کشيدن شخصيت وارسته و کامل ائمه و رد بخشهاي زنندهاي که در تاريخ به آنها نسبت داده شده است را وظيفه سنگين فيلمسازان ايراني دانست مدیری از رسانه ملی چه می گوید؟ مدير گروه معارف شبكه يك تلويزيون با اشاره به ضعف هاي عمده در پنج قسمت پخش شده مجموعه تلويزيوني «يوسف پيامبر» اعلام كرد بسياري از ايرادها پيش از توليد به سازندگان گفته شده و اين مجموعه در شكل فعلي نمي تواند پاسخگوي پرسش هاي مخاطبان باشد. حسين رحيم زاده درباره انتقادهاي آيت الله العظمی سبحاني و برخي مورخان به مجموعه «يوسف پيامبر» گفته است: من هنگام نگارش فيلمنامه مديركل خدمات رسانه اي مركز پژوهش هاي صدا و سيما بودم اما فرج الله سلحشور براي فيلمنامه مجموعه رفت و آمدي به مركز پژوهش ها نداشت و تنها فيلمنامه از سوي دفتر رئيس وقت سازمان (دكتر لاريجاني) به مركز ارسال شد. وي در ادامه گفت: اين مركز هم مواردي را به صورت كلي به عنوان نقد فيلمنامه اعلام كرده و آقاي سلحشور بعد از مطالعه گفته بود اين ايرادها سه دسته هستند. يك دسته كه اعمال مي شود كه متاسفانه در حال حاضر با پخش پنج قسمت چند ايراد اساسي وجود دارد كه رفع نشده است. البته بايد مجموعه به طور كامل پخش شود تا ببينيم چند درصد ايرادها رفع شده است. مدير گروه معارف شبكه يك گفت: به نظر او دسته دوم اين بود كه تحقيقات او بهتر است و در دسته سوم اعلام كرد الان فرصت نيست. در حال حاضر پنج قسمت پخش شده كه از ضعف هاي عمده آن مي توان زنان حضرت يعقوب را مثال زد كه نبايد اينگونه نشان داده مي شد و مركز پژوهش ها هم اين مسئله را تذكر داده بود. البته نمي دانم اين مورد در كدام دسته طبقه بندي مي شود. وي يادآور شد: به فضاي حسادت فرزندان حضرت يعقوب هم نقد داشتيم اما توجه نشد و در قسمتي ديديم آن حضرت يوسف را بيشتر نوازش مي كند تا دو فرزند ديگرش را. شب گذشته خواب حضرت يعقوب هم نشان داده شد كه ايشان در خواب گرگ هايي را مي بيند كه در پي كودكي هستند اما اين خواب سنديت ندارد.رحيم زاده اشاره كرد: ما اين نكته را گفته بوديم كه ضرورتي ندارد اين خواب باشد و بهتر است به خواب حضرت يوسف كه در قرآن آمده اكتفا شود. فكر نمي كنم اين مجموعه با اين شروعي كه داشته بتواند پاسخگوي خيلي از پرسش هاي مخاطبان باشد. گرچه قضاوت كردن هنوز زود است و نبايد به اين فضا دامن زد. شايد اگر مجموعه جلوتر برود ويژگي هايي داشته باشد. وي خاطرنشان ساخت: بارها معاون سيما را ديده ام كه جلسه هايي با مراجع و بزرگان همراه با سازندگان اثر داشته اما گروه بايد نهايت تلاش خود را بكند و سلحشور مي بايست از فرصت ها استفاده مي كرد. صدا و سيما به لحاظ تحقيقات زمان و بودجه براي «يوسف پيامبر» كم نگذاشت و چهار سال براي نگارش صبر كرد. من شهادت مي دهم سازمان تلاش هاي زيادي در اين باره داشت و خيلي حساس بود. مدير گروه معارف شبكه يك درباره اينكه چرا صدا و سيما بر نگارش مجموعه نظارت نداشته گفت: در اين مورد سازمان كم نگذاشته و هميشه اين مسئله پيگيري شده و مورد تاكيد بوده اما گروه سازنده نتوانسته از فرصت ها استفاده كند و آقاي سلحشور احساس كرده تحقيقاتش كامل است. البته برخي مواقع پيش مي آيد سازنده به محققان حوزه و دانشگاه مراجعه كرده اما آنها دست او را نگرفته اند بهر حال این پروژه تولید شده و پخش آن آغاز شده است و چندین میلیارد از بیت المال هزینه گشته است ودر انتها این انتظار از مدیران رسانه ملی می رود که در مجموعه های مذهبی و حساس از این دست کار بایستی توسط تیمی از بهترین فیلنامه نویسان کاردگردانان و سایر عوامل هنری مجموعه به دست گرفته شوند چرا که قرار است پخش آین آثار بر مخاطبین تاثیرات لازم و موثری خویش را بر جای نهند و طبیعی است بهترین موضوعات و سوژه ها اگر در حد بالای هنری و کیفی تولید و عرضه نگردند عملا بدون استفاده خواهند بود و کارکردهای حقیقی مورد نظر را ایفا نکرده اند.
+ نوشته شده سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 22:3  توسط mahdi
|
ما و فرهنگ و هنر دفاع مقدس (1) هنر دفاع مقدس در چنبره غربت
مهدی عجم مقدمه سالها از آغاز 8 سال دفاع مقدس ميگذرد، اما به اعتقاد بسياري از دلسوزان و اندیشمندان عرصه فرهنگ و هنر، هنوز بازتاب مناسب و ايدآل بركات و خاطرات اين دوره مهم از تاريخ ايران اسلامي در محصولات فرهنگي- هنري ديده نميشود . اين بازتاب، اگرچه در عرصههاي گوناگون به ويژه ادبيات، سينما و تئاتر به پيدايش گونههاي نويني منجر شده است، اما بهنظر ميرسد همچنان از سطح انتظار جامعه فرهنگي كشور و نيز مسئولان فاصله دارد. با اين حال چشم انداز آينده حركت در فرهنگ و هنر دفاع مقدس، همچنان روشن و اميدواركننده نیست. قریب سه سال از فعالیت دولت نهم می گذرد ،عمر مجلس اصولگرای هفتم که به اتمام رسید و حال مجلس هشتم پای به عرصه حیات گذارده است سازمان تبلیغات اسلامی، صدا و سیما ،سپاه پاسداران و......نیز در این عرصه حضور دارند حال براستی نبایستی این پرسش جدی را مطرح نمود که بودجه های کلانی که در تمامی این سازمانهنا و نهادها بنام ترویج و نشر ارزش های دفاع مقدس هزینه می شود چه محصولاتی را به جامعه و بویژه نسل جوان ما عرضه می کند و از آن مهمتر چه تاثیراتی را بر جای می نهد!؟ و شورایعالی انقلاب فرهنگی که بارها مورد خطاب صریح رهبری فرزانه قرار گرفته است به عنوان مرکز مهندسی فرهنگی و رصد خانه فرهنگ و هنر انقلاب چه نقشی را در این میانه ایفا نموده است؟؟ هنر دفاع مقدس ديگر مخاطب ندارد"...، "دوره ادبیات دفاع مقدس گذشته است"...، "شعر دفاع مقدس مرده" ، "به زور كه نميتوان مردم را براي ديدن توپ و تانك به سينما كشاند"... ، گزيدهاي از سخنان برخي افراد طي سالهاي گذشته بوده هر وقت كه سخن از هنر و به طور دفاع مقدس و لزوم توجه بيشتر به اين مقوله به ميان آمده است . نياز به نام بردن از گويندگان اين جملات نيست كه اصلا روي سخن با افراد نيست . روي سخن با تفكري است كه هر پديده و موقعيتي را مطلق ميبيند كه شايد اگر با اندكي تامل به حافظه تاريخي اين سرزمين رجوع ميكرد با احتياط بيشتري به قضاوت اين "ميراث" و مسايل پيراموني هر آنچه به عنوان ميراث و گنجينههاي يك ملت به شمار ميرود خاصه "ميراث وطنخواهي" در اين سرزمين ميپرداخت. از سويي ، فعاليت فرهنگي و هنري در عرصه دفاع مقدس نيز همچون هر پديده و مساله ديگري همواره با نوسانهايي همراه بوده و خواهد بود. در مقاطعي نيز همچون هر موضوع و حوزه ديگري دچار ركود و احيا ميشويم و اين ركود همچون خزاني است كه به طور حتم می تواند بهار ديگري را پس از خود ببیند سی نما ی جنگ و ....... از خاطر نبردهايم و نميتوان هم از خاطرات ربود عناوين پرمخاطبترين فيلمهاي سه دهه گذشته را . عقابها ، كانيمانگا، افق، آژانس شيشهاي،دوئل، از كرخه تا راين، اخراجيها، روز سوم و ... فارغ از اينكه تا چه اندازه با اين آثار موافق يا مخالف بودهايم ، به هر حال در حوزه سينماي دفاع مقدس جاي ميگيرند . پس باز هم بيانصافي است كه سليقه و حدس و گمان خود را بر عهده مردم بياندازيم و از زبان مردم به پايان اين سينما برسيم. چرا كه مردم همواره در صحنه پاسداشت اين عرصه بودهاند و اينكه در آينده نيز چگونه باشند ، باز هم خودشان خواهند بود و هيچگاه به خاطر ذهنيات و نوشتههاي من و ديگران بازنماندهاند اما "ركود" نيز خود به دلايلي ايجاد ميشود كه باز هم به معني عدم استقبال مخاطب و خسته شدن مردم از اين ژانر نيست بلكه به اين خاطر است كه اغلب در شعار همگي همراهند، اما در عمل ...?! . همچنين فعاليتها و اجراهاي هنري ما اكنون به مناسبتهاي خاص نظير سوم خرداد و هفته دفاع مقدس خلاصه شده است در صورتيكه اگر بخواهيم فرهنگ دفاع مقدس هميشه در جامعه جاري باشد بايد در تمام سال شاهد فعاليت در اين حوزه باشيم. عادت كردهايم كه هر سال تنها موقع جشنوارهها كارهايي انجام شود و بعد كار تعطيل تا اين كه سال بعد دوباره ميگويند كارهاي تازهاي در راه است . به اين ترتيب خيل عظيمي از وقت و هزينه صرف شده براي خلق آثار هنري دفاع مقدس در جشنوارهها دفن ميشوند . همان طور كه در جشنواره تئاتر دفاع مقدس امسال تعداد بسيار اندك بود و اين همه تلاش به هدر ميرود . در حوزه سينما نيز كه به هر حال وضع كمي فرق ميكند و موضوع اصلا نبود تماشاگر نيست، بلكه مسئله به نبود امكانات و بودجه براي ساخت آثار جذاب مربوط ميشود. براي ساخت يك فيلم در عرصه دفاع مقدس هزينه زيادي لازم است و به همين علت بخش خصوصي به تنهايي نميتواند وارد اين عرصه شود. حتي برخي نهادها هم در مقابل امكاناتي كه ميدهد، مثل لباس، گلوله و فضا و... كرايه ميگيرند. تهيهكنندگان هم براي كم هزينه شدن فيلم شان، از اساس "خاكريز" را حذف ميكنند و به سراغ عرصههاي ديگري ميروند. در حالي كه همواره نتيجه كار در عرصه دفاع مقدس مورد توجه مخاطب بوده است و اغلب آثار سينماي دفاع مقدس، در تمام ادوار موفق و پرفروش از آب درآمده است. ما كوهي از خاطرات دفاع مقدس داريم و انبوهي از شخصيتهاي بينظير كه هنوز درباره شان تحقیق نشده است. همين حالا ميتوان بسياری از نامها را مطرح كرد كه دستمايههاي خوبي براي سريال، نمايش نامه، فيلم و... هستند. همچنين مسايل پيراموني و در حقيقت پشت صحنه جنگ تحميلي و گردانندگان آن كه رهبر معظم انقلاب در ديدار تاريخ ساز سال 85 با سينماگران به آن اشاره داشتند مغفول مانده است و اين وظيفه ، مختص نسل خاصي نيست . اين رسالت تمامي نسلهاي اول و دوم و سوم و ... است و البته دور از ذهن نيز نخواهد بود اگر بگوييم نسل بعدي حتي بيش از خودمان به سراغ ميراث دفاع مقدس خواهد رفت و بركات پرشمار آن را در ايران فردا جاري خواهد ساخت احسان محمد حسنی معاون هنری بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس است وی در همین راستا می گوید: دفاع مقدس بخشی مهم از فرهنگ و هنر کشور است. فرهنگ و هنر در کشور به صورت کلان و سینمای دفاع مقدس در حال حاضر ساختمانی بلند است که پوستهای بسیار زیبا دارد، اما در حال فروریختن است و اوضاعی آشفته دارد. عجیب است که عدهای میخواهند یک قاب عکس را روی دیوار در حال فروریختن نگه دارند، در صورتی که اصل ماجرا در حال نابودی است. اساسا فرهنگ و هنر در کشور ما در حال آسیب دیدن است. حوزه فرهنگ و هنر دفاع مقدس به ویژه سینمای جنگ نیز چنین وضعیتی دارد. متولی ترویج فرهنگ دفاع مقدس صدا و سیما، حوزه هنری، وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات اسلامی، کمیسیون فرهنگی مجلس و سایر دستگاههای قدرتمند فرهنگی است، ما دیدهبان هستیم و به موقع هشدار میدهیم، ما اصلا بودجه اجرایی نداریم. معاونت هنری بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس در کل کشور با چهار اداره کل برای حمایت و سیاستگزاری کمتر از بودجه ساخت یک فیلم سینمایی بودجه دارد. اما مشکل بودجه نیست، تا به دفاع مقدس میرسند میگویند بودجه نداریم. زمان بستن بودجه در مجلس و دولت همه غیبشان میزند فلان فیلمسازی که مدیر عامل باشگاه فوتبال نیز هست و چند کار از سینما برای تهیهکنندگی گرفته، این فرد دلش برای فرهنگ و هنر میسوزد که این حرفها را میزند؟ ساختمان فرهنگ و هنر دفاع مقدس در حال فروریختن است، اینها به کاغذ دیواری زیبا فکر میکنند. فلان فیلمساز فیلمنامهاش را به بنیاد داده و در شورای کارشناسی رد شده، به ما فحاشی میکند. عدهای سراغ فیلمفارسی رفتهاند و دیگر دغدغه دفاع مقدس ندارند. جماعتی که فریادشان به هوا رفته در واقع منافعشان به خطر افتاده. کدام اینها در این مدت برای تولید فیلم دفاع مقدس دل سوزانده و داد و فریاد کردهاند که چرا آمار تولید فیلم دفاع مقدس پائین است؟
+ نوشته شده چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 17:42  توسط mahdi
|
|
|