در آمدی آسیب شناسانه بر فرهنگ و هنر دفاع مقدس
دفاع مقدس و غفلت های مضاعف ما!

مهدی عجم
مقدمه
قریب به دو دهه از پایان دوران سراسر شکوه و دردمندی بر این سرزمین می گذرد که نام دفاع مقدس را بر آن نهاده اند دورانی که دنیای استکبار به مصاف ملتی مظلوم و تازه نظام تاسیس نموده با دستهای خالی وارد شد دورانی که شاخصه های ناب و ارزشمندی همچون ایثار و فداکاری آزادگی وحقیقت طلبی که با آغاز عصر انقلاب اسلامی چون بذری در دل این ملت کاشته شده بود چونان نهال تنومندی رشد و بالیدن گرفته و در معرض نگرش تمامی آزادگان و حق طلبان جهان قرار یافت،دورانی که نسلی خام و بی تجربه را در کوران حوادث و وقایع خویش آبدیده نمود تا سر منشا تحولات گسترده نظام پس از دوران دفاع مقدس قرار گیرند و....حال پس از گذران بیست سال از اتمام حیات ظاهری دفاع مقدس و پایان نبرد نظامی جبهه استکبار با ملت ما ضرورت آسیب شناسی هنر دفاع مقدس به عنوان ابزار قدرتمند انتقال و ترویج فرهنگ ناب آن دوران ضروری است
دفاع مقدس مولد فرهنگ است
«عليرضا كمري» يكي از نويسندگان و پژوهشگران دفاع مقدس مي گويد: «آگاهي و معرفت بشري نسبت به پديده هاي پيرامون خود نوع معرفي از اين پديده ها را مشخص مي كند و دفاع مقدس داراي ويژگي هايي است كه تا وارد بطن فرهنگ و ويژگي هاي آن نشويم و به شناخت كامل از زواياي آن دست نيابيم به خوبي معرفي نخواهد شد.»
اين نويسنده و پژوهشگر دفاع مقدس مي گويد: «دفاع مقدس فارغ از آنكه تقويت كننده فرهنگ كشور ماست، خود مولد فرهنگ است و وجه فرهنگي و هويت ساز آن نقش مهمي در رشد فرهنگي كشور ما داشته و جريان انديشه اي بسيار بزرگي است.»
كمري در ادامه مي گويد: «به عقيده من زماني مي توانيم در مورد شعر، ادبيات و مهندسي فرهنگ دفاع مقدس صحبت كنيم كه راويان واقعي جنگ و حاضران در دفاع مقدس آن را به دور از ديدگاه هاي شخصي بيان كنيم.»
ادبيات جنگ ما، ادبيات پايداري است و در كنار تحليل هاي كلاسيك جنگ و نظريه هايي چون نظريه هاي «كلازوتيز» يكي از برجسته ترين تئوريسين هاي نظامي، كه جنگ را برخوردي ميان منافع بزرگ و منطق آن را مرگ طرف مقابل مي داند و معتقد است كه جنگ، سياستي است با خونريزي و سياست، جنگي است بدون خونريزي و يا «آندره بوفر» كه نظريه او را نقد مي كند و با اشاره به گفته «ليدل هارت»، هدف واقعي جنگ را نوعي صلح پس از جنگ مي داند، در كنار همه اين تئوري هاي نظامي و سياسي، جنگ ما نوعي شعر حماسي و اسطوره اي به شمار مي رود.
شهدا قدیس نبودند!!
غلامعلی رجایی نویسنده و پژوهشگر دفاع مقدس در مورد لزوم ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه ابراز می دارد:: در بحث ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و لزوم ترویج ارزش های آن دوران می توان به چندین باید و نباید اشاره کرد . اول آنکه باید ضرورت ترویج این فرهنگ در جامعه بررسی شود و اینکه در چه بخش ها و زمینه هایی در جامعه امروزی، نابسامانی و ناهنجاری وجود دارد که با این فرهنگ می توان با آن به مقابله پرداخت.: یکی از معضلاتی که جامعه ما با آن روبروست پیدا کردن الگو در میان نسل جوان است، ظاهر برخی از جوانان، فیلم هایی که می بینند و آثاری که مطالعه می کنند حاکی از این موضوع است، در زمان جنگ فرماندهان برای بسیجیان الگو بودند، تواضع ، فروتنی ومعنویتی که برخی از آنان داشتند بسیجیان را بر آن می داشت تا به فرماندهان خود اقتدا کنند.
وی در ادامه با اشاره به معضلی چون فاصله طبقاتی معتقد است: باید در زندگی شهیدان بررسی کرد و دید که آنها چگونه با مسایلی این چنینی مواجه می شدند، تامل در رفتار و زندگی آنها قطعا می تواند راه حل هایی را در اختیار مردم جامعه قرار دهد. همچنین باید کارکردهایی از فرهنگ ایثار و شهادت متناسب با ناهنجاریهای جامعه استخراج، مطرح و ترویج کنیم. الان جنگی نداریم، آتشی وجود ندارد، تانکی وجود ندارد که حسین فهمیده ای زیر آن رود امروز مرزهای فرهنگی، معنوی مطرح است.
وی با بیان اینکه باید مصادیق استفاده از فرهنگ ایثار و شهادت را مشخص کرد؛ گفت: امروز باید کارمند یک اداره، دانشجو، جوان و ... توجیه شود که چگونه می تواند در سطح خود و در حیطه زندگی و شغل خود ایثاری چون حسین فهمیده داشته باشد. همچنین باید به بحث آسیب شناسی این فرهنگ نیز پرداخته شود.
رجایی در ادامه با بیان این موضوع که باید فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه آینه گردانی شود می گوید: سادگی زندگی شهدا باید در جامعه آینه گردانی شود به قول حضرت امام خمینی (ره) به سمت مال دنیا حتی حلال آن نروید، بحث عناصر و نشانه های فرهنگ شهادت نیز از آن دسته از مسایلی است که باید به آن توجه ویژه ای داشت این نشانه ها به مروز زمان کمرنگ شده اند باید به آنها رنگ مجدد دارد، جدای از این نشانه ها، ارزش هایی چون آزادگی، مروت و ... نیز در فضای جبهه ها حاکم بود که امروز به فراموشی سپرده شده است باید آنها را دوباره احیا کرد.
رجایی همچنین با بیان این مطلب که معنی واقعی ایثار مردمداری است ، بیان می کند: ما باید از بزرگنمایی برخی صفات شهدا بپرهیزیم، همچنین نباید از گفتن تمام ویژگی ها ی آنها پرهیز کنیم این خیانت در حق شهداست، شهدا افرادی هستند که در مقطعی از زندگی خود تصمیمی طلایی گرفتند و از این دنیای خاکی رها شدند ما نباید از آنها قدیس بسازیم به گونه ای که جوان امروزی خیال کند دستیابی به شخصیت آنها امری دور از ذهن است.
روایت بخش پنهان!
ميرفيصل باقرزاده» نیز رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس در اختتامیه جشنواره تئاتر دفاع مقدس مي گويد: «روايت گران جنگ بايد يا از جنس جهادگران، ايثارگران و شهدا باشند و يا اينكه امانت دار خوبي در رساندن پيام آن صحنه هاي جنگ به مخاطبين باشند، تنها روايت ظاهري جنگ از طريق تصوير، فيلم، عكس و نوشته كافي نيست بلكه بايد بخش پنهان و باطن جنگ را بيان نماييم.»
وی در ادامه مي گويد: «عصر بعد از جنگ عصر تشنگي است و بايد كام تشنگان معنوي را با هنرنمايي خوب سيراب كنيم.»
وي به حاكميت عقل در دوران دفاع مقدس اشاره کرده و مي گويد: «شهدا عاقل ترين افراد دوران خودشان بودند و به خاطر اينكه راه باقي را از راه فاني تشخيص دادند جاودانه شدند.»
نقدی بر صدا و سیما
رئيس بنياد حفظ آثار ونشر ارزش هاي دفاع مقدس كه گويي حرف دل تمامي دلسوختگان جنگ تحميلي را بازگو مي كند، درباره روند فعاليت هاي صدا و سيما در عرصه دفاع مقدس مي گويد: «صدا و سيما آن طور كه بايد و شايد نتوانسته در عرصه دفاع مقدس كاري انجام بدهد و بسياري از كارها و برنامه هاي حوزه دفاع مقدس جايي در صدا و سيما ندارد. به طور مثال در تبليغ جشنواره تئاتر دفاع مقدس صدا و سيما هيچ كاري انجام نداد، در حالي كه توقع ما از صدا و سيما اختصاص يك شبكه به فرهنگ دفاع مقدس نيست بلكه اين رسانه فراگير مي تواند به صورت مستقيم و غيرمستقيم دفاع هشت ساله را به مردم بشناسد.»
ميرفيصل باقرزاده ضمن اشاره به آرشيو صدا و سيما درباره دفاع مقدس يادآور مي شود كه آرشيو جنگ هشت ساله تحميلي در صدا و سيما رو به نابودي است و بايد كاري براي آن انجام داد.
وي درباره عملكرد حوزه تحت مديريتش مي گويد: «بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس به عنوان متولي كارهايي را به صورت پراكنده انجام مي دهد اما اين كار به تنهايي فايده ندارد، كار ما در بنياد حفظ آثار مانند چند قطره آب است كه بلافاصله بخار مي شود.»
وي در ادامه مي افزايد: «جنگ دو تصوير زيبا و زشت دارد كه نبايد تنها تصوير زشت آن را معرفي كنيم و نبايد چهره زيباي جنگ را هم زشت معرفي كنيم، هنرمندان در معرفي فرهنگ دفاع مقدس در حوزه هاي مختلف نبايد اغراق نمايند.»
سینما و هشت سال دفاع!
اگر آرمان شهيد را به عنوان نمادي از آرمان جامعه اسلامي در دوران جنگ به حساب بياوريم و در كار آن به سينما به عنوان هنر هفتم و با نفوذترين ابزار رسانه اي ملت ها نگاه كنيم، مي توان گفت كه سينماي ما تا كنون آنچنان كه بايد و شايد نتوانسته است تفكر ايستادگي و مقاومت ايراني را در سطح جهاني تصوير كند. تا جايي كه در سينماي دفاع مقدس همواره ژانري بومي و با مخاطب ايراني باقي مانده و قبل از برگزاري جشنواره اي مستقل به نام جشنواره فيلم دفاع مقدس، جز در موارد اندك و جدي، حركتي براي رفع تكليف و يا صرفا نمايشي به شمار مي رفت. جشنواره اي كه شايد به قول احسان محمدحسني، مدیر موسسه فرهنگی عاشورا، همچون قاب عكسي روي ديواري در حال فرو ريختن باشد. چراكه حوزه فرهنگ و هنر دفاع مقدس وضعيت نابساماني دارد.
در جايي كه قهرمانان جنگ كشورهاي غربي، در آثار سينمايي شان تا اين اندازه انساني، قابل لمس و مورد احترام و واجد ارزش تصوير شده اند، مي توان گفت كه ما درباره قهرمانان مان غفلت كرده ايم. آيا به راستي تنها صرف خواندن سرود «اي ايران» در جشن خانه سينما به ياد شهدا ـ كه در جايگاه خود، كاري قابل ستايش است ـ مي تواند اداي دين به اسطوره اي انساني باشد كه در يك تصوير آرماني، تن زميني اش را واگذار مي كند تا روح و اصالت ماورايي انسان در جايي بالاتر قدرت بگيرد.
: بیش از نیم قرن است که جنگ جهانی تمام شده اما همچنان فیلم هایی که با محوریت این رویداد ساخته می شود، پر مخاطب و درآمد زاست، چرا این اتفاق برای آثار سینمای جنگی ما بوجود نیامد؟
به گمان کارشناسان، نبود نوآوری و دستمایه قرار دادن یک نوع غفلت در پرداخت صحیح به دوران دفاع مقدس از سویی و غلو در روایت این رویداد تاثیر گذار را از سوی دیگر در ناکامی سینمای دفاع مقدس موثر است.
او تصریح کرد: متاسفانه عده ای با امکانات سینمای دفاع مقدس و با غفلت از اصل این جریان، فیلم ضد جنگ می سازند که مضمونی فارغ از این نوع سینما را به مخاطب القا می کند.
متاسفانه سینمای دفاع مقدس در بعد نرم افزاری نیز به دلیل نبود جایگاه پژوهش و فیلمنامه با مشکلات فراوانی روبه رو است به نحوی که این خلا، موجب غلو در ترسیم نشانه های جنگ در آثار این بخش شده است.
سینمای جنگی دنیا با بهره گیری از آخرین امکانات رایانه ای و جلوه های ویژه مخاطب را محذوب خود کرده اند و این در حالی است که سینمای ما از این امر بی بهره است .
فقدان راهبرد واحد
دکتر عماد افروغ جامعه شناس و استاد دانشگاه نیز معتقد است: . ما تمايل داشتيم كه در دوران جديد شاهد « استحاله از درون » نباشيم و بي توجهي به حقوق فرهنگي مردم را نبينيم . اين امر امكان پذير نيست مگر آنكه ما يك استراتژي فرهنگي داشته باشيم كه هويت معنايي انقلاب اسلامي و هويت ايراني ـ اسلامي ما را نمايندگي كند و در عين حال درهم شكننده « استحاله از درون » سابق باشد. من البته قرار نيست ديگر راجع به دولت و نظم سياسي مستقر حرفي بزنم . حرفهايمان را ما سالها زديم و گوش شنوايي يافت نشد.
من استراتژي فرهنگي را در دوران حاضر نديده ام و احساس مي كنم استراتژي فرهنگي در لابه لاي طرح هاي عمراني و سيمان گچ و ماسه و آهن فراموش شد و در قالب كميت گرايي ها و به رخ كشيدن پيشرفت هاي كمي به محاق سپرده شد. به همين حد توضيح بنده بسنده مي كنم . خريدار بايد به سراغ حرف و سخن بيايد و سئوال كند تا جواب بشنود وقتي كه سخن حق نقض غرض مي شود و نتيجه ديگري برداشت مي شود و نتيجه ديگري را به آن تحميل مي كنند و به فضاي سازي هاي غيرفرهنگي سامان مي دهند مشخص است كه چه تبعاتي در پي خواهد داشت . العاقل يكفي باالاشاره ! ابتذال هاي قبل از انقلاب تلنگري بودند تا انسان ايراني مسلمان متوجه شود كه اين نماد ابتذال معرف چه لايه هاي زيرين معرفتي اي است . انسان ايراني به درك ناپسند بودن آن لايه هاي زيرين رسيد و قيام كرد
اگر نمادگرايانه با يك معناي خاصي برخورد شود اين امر ترجماني از قشري گري و اخباري گري است . هرچه كه ما از اعماق و باطن فاصله بگيريم به گونه اي اسير در سطحي نگري خواهيم شد
من نمادگرايي بدون توجه به ريسمان وحدت را از بعد از پايان جنگ مي بينم كه در عرصه هنر متجلي شد يك فرم گرايي متكثر بدون توجه به ريسمان وحدت
ما تمايل داشتيم كه در دوران جديد شاهد « استحاله از درون » نباشيم و بي توجهي به حقوق فرهنگي را نبينيم . من البته قرار نيست ديگر راجع به دولت و نظم سياسي مستقر حرفي بزنم من هيچ استراتژي فرهنگي اي را در دوران حاضر نديده ايم
بدون خداگرايي كه نمي شود معناگرا بود ولي برخي ها به نوعي معناگرايي منحط را در جامعه مطرح مي كنند
من استراتژي فرهنگي را در دوران حاضر نديده و احساس مي كنم از مقولات فراموش شده در لابه لاي طرح هاي عمراني و سيمان و ماسه و آهن است
مقولات مهم فرهنگي در قالب كميت گرايي ها و به رخ كشيدن پيشرفتهاي كمي به محاق سپرده شده است
منابع:
در دفتر نشریه موجود است
+ نوشته شده چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 22:23  توسط mahdi
|