|
تاملی درباره ازدواج دانشجویی
حراست از این نهال برنامه ریزی می طلبد
مهدی عجم
مقدمه قریب ده سال از برپایی نخستین جشن ازدواج دانشجویی در دانشگاهها می گذرد و سخن از مزایا و بعضا معایب این عمل نیز بسیار مطرح گردیده دختر و پسر دانشجو به واسطه محیط خاص عموم دانشگاهها و برخورد مستقیم با جنس مخالف از یک سو و از سویی بدلایل شور و اشتیاق جوان و سودای همسر داری از سوی دیگر در دوران کوتاه دانشجویی خواه نا خواه در ذهن خویش به ازدواج دانشجویی به معنا انتخاب شریک آینده زندگی از محیط دانشگاه روبرو می گردد براستی با این پدیده مهم و سرنوشت ساز هم در سعادت و تیره بختی جوان دانشجوی ما چگونه باید برخورد نمود و برای کاهش روزافزون آسیب های مترتب بر آن و کمک به استحکام ازدواج دانشجویی چه باید کرد؟ صرف برگزاری یک جشن نمادین در هر دانشگاه و دادن یک سکه و پتو و یک لوح تبریک آیا مشکل جوان دانشجو حل می گردد؟و می توان با برگزاری جشن ازدواج در دانشگاه کار را تمام شده فرض کرد؟ در این نوشتار کوتاه قصد واکاوی این مساله را با رویکردی دیگر داریم. سیری در گذشته اولين جشن ازدواج دانشجويي پس از انقلاب به صورت جمعي در سال 67 در دانشگاه شهيد بهشتي تهران با حضور 06 زوج برگزار شد و از همان سال تلاشهايي براي اشاعه اين نوع ازدواجها به ساير دانشگاهها صورت گرفت. اكنون پس از یک دهه از اجراي اين طرح 671 هزار زوج در مراسم ازدواج دانشجويي شركت كردهاند كه 73 هزار نفر مربوط به پنج سال اول و بقيه مربوط به پنج سال دوم است. اين جشنها در اغلب دانشگاههاي سراسري و آزاد به ميزباني نمايندگي نهاد رهبري در دانشگاهها و با همكاري وزارت علوم برگزار ميشود. شرايط شركت در اين جشنها دانشجو بودن حداقل يكي از زوجين، پرداخت مبلغي در حدود 01 تا پانزده هزار تومان و گذشت كمتر از يك سال از زمان عقد رسمي زوجين است. اين جشنها بسته به ميزان استقبال نهادها و مسئولان شهري و استاني مربوطه با كيفيتهاي متفاوتي برگزار ميشود و مسئولان با تخصيص هدايا، مزايا و وعده حمايتهاي بيشتر، خصوصاً در شهرهايي كه نرخ ازدواج پايينتر است، سعي ميكنند دانشجويان را در فضاي دانشگاه بيشتر تشويق به ازدواج كنند. در سال 75 طرحي براي فرهنگسازي در مورد ملاكهاي صحيح انتخاب همسر در دانشگاهها مطرح شد، اما كمي بعد، مجريان اين طرح اهداف ديگري را مطرح كردند و عملاً هدف اوليه طرح فراموش شد. يكي از آن اهداف برگزاري جشنهاي آسان و كمهزينه براي مراسم ازدواج بود. در اجراي اين طرح از جوانان علاقهمند دعوت شد به جاي برگزاري جشنهاي خانوادگي و پرهزينه كه در مواردي مانع ازدواج است، به جشنهاي ساده و دانشجويي كه به صورت جمعي برگزار ميشود، اكتفا كنند. اين در حالي است كه طبق آمارهاي ستاد ازدواج دانشجويي 55درصد زوجين علاوه بر شركت در جشن ازدواج دانشجويي، مراسم ازدواج سنتي خود را خارج از اين جمع نيز برگزار ميكنند. به گفته افرادي كه در اين جشنها شركت كردهاند و سپس همان مراسم خانوادگي ازدواج را برگزار كردهاند هدف آنها بيشتر گرفتن هدايا و بهرهمندي از امكانات و منابع مالي صندوق رفاه است
ترغیب جوانان ؟ ازدواجهاي دانشجويي چند سالي است كه براي تبليغ سادهزيستي و ترويج فرهنگ ازدواج در دانشگاههاي آزاد و دولتي رواج يافته است. اما آيا ميتوان گفت برگزاري اينگونه جشنها به ترغيب جوانان به امر ازدواج، عليرغم تمامي مشكلات موجود ميانجامد؟. شاهديم كه ازدواجهايي كه به نام دانشجويي ميشود به معناي واقعي دانشجويي نيستند، چون ممكن است افراد ديگري هم در اين مراسم جشن ازدواجشان را برگزار كنند. در حال حاضر، دلیل بالا رفتن توقعات اقتصادي مردم و گران شدن مايحتاج اوليه زندگي مثل مسكن و بيكاري، متأسفانه نظاره گر اين امریم كه سن ازدواج افزايش پيدا كرده و جوان عليرغم داشتن شرايط لازم و ميل دروني، نميتواند پا پيش بگذارد. در واقع، گناهي هم گردن او نيست، چون به فرض مثال اجاره يك اتاق در تهران براي خيليها غيرممكن است. همين شرايط سخت باعث ميشود كه جوان با نوعي هراس به اين مسئله نظاره کند. متأسفانه، خانوادهها هم به اين شرايط دامن زده و سعي نموده همان نخست براي تضمين يا هر چيز ديگر، مثلاً مهريهها را بيشتر کرده تا پشتوانهاي براي آينده فرزندانشان داشته باشند.. جوان و چالش ها. جوان امروز خواستار يك زندگي خوب و سالم و توأم با آرامش است . در واقع، كسي كه قصد دارد تشكيل زندگي دهد هدفي جز رسيدن به آرامش ندارد، ولي متأسفانه يكسري عوامل ديگر باعث ميشود كه اين اتفاق روی ندهد، بهويژه عوامل اقتصادي كه به نظر عمدهترين علت براي سخت شدن تشكيل زندگي و متعاقب آن رسيدن به آرامش است. امروزه، متاسفانه نگاه قشر کثیری از دختران و پسران بيشتر به شرايط مالي همديگر است تا خصوصيات و ويژگيهاي انساني. اينكه دختر يا پسري كه انتخاب ميكنم چقدر از لحاظ مالي تأمين است و پدرش پول دارد يا نه يعني نوعي معامله صورت ميگيرد. اين شرايط نه تنها باعث آرامش نميشود، كه تنش هم ايجاد ميكند. پس در نتيجه، ميتوان گفت اگر عوامل اجتماعي مزاحم اجازه بدهند، ميل و خواسته اصلي جوانان كه همانا رسيدن به آرامش است، در هر دورهاي كه باشد محقق ميشود. براي حل بحران ثبات در این قبیل ازدواجها بايد سه نهاد خانواده، دانشگاه و دولت دست به دست هم داده تا به نتيجه مطلوب برسند. خانوادهها ميتوانند با آسانگرفتن شرايط، راه را براي جوانان هموارنمایند و دانشگاه هم با فعاليت فرهنگي بيشتر ميتواند نقش مهمي در ترغيب دانشجويان به ازدواج ايفا كند. مثلاً در گذشته، به مناسبت هر ازدواج، چندين پيام تبريك به در و ديوار زده ميشد كه امروزه كمتر شاهد آن هستيم. اما فارغ از همه اينها ، مشكل اصلي يک جوان، ابهام در آينده بهويژه آينده شغلی اش است.. دانشجوي امروز درس را ميخواند، اما نميداند فردا ميتواند شغلي بر مبناي علايقش پيدا كند يا نه. ، به نظربسیاری از صاحب نظران اجتماعی، تمام سعي دولت بايد اين باشد كه مشكل بيکاري را حل نموده تا جوانان با فراغ بال و آرامش خاطر براي زندگي آيندهشان تصميم بگيرند. پيامدها ميانگين سن ازدواج در كشور براي مردان 7/92 سال و براي زنان 9/72 سال است، در حالي كه ميانگين سن ازدواج در ازدواجهاي دانشجويي 32 سال برآورد شده. بنابر نتايج تحقيقات ستاد ازدواج دانشجويي، مردان بيشتر از جشنهاي ازدواج دانشجويي استقبال ميكنند. بر اساس اين تحقيقات، مانع اصلي براي ازدواج از نظر مردان نداشتن توانايي در برگزاري مراسم ازدواج پرهزينه خانوادگي است. اما زنان استقبال كمتري از اين جشنها نشان ميدهند، زيرا براي زنان وضعيت شغلي و شرايط زندگي بعد از ازدواج مهمتر بهنظر ميرسد. كاهش سن ازدواج، خود همراه با مشكلاتي است. ازدواجهايي كه در سنين بالاتر صورت ميگيرد از استحكام بيشتري برخوردارند. ريچارد اودري در كتاب «زمينه اجتماعي» ميگويد: «آنان كه زودتر ازدواج ميكنند زودتر به طلاق متوسل ميشوند. شايد به اين دليل است كه افرادي كه ديرتر ازدواج ميكنند انتظارات كمتري از ازدواج دارند.» براساس آمار ستاد ازدواج دانشجويي، ميزان طلاق در ازدواجهاي دانشجويي 1/5 درصد است. مؤسسات و سازمانهاي ديگر هم آمارهاي متفاوتي در مورد ميزان طلاق ارائه ميدهند كه تفاوت بسيار بالايي با آمار نرخ طلاق اعلام شده از طرف ستاد ازدواج دانشجويي دارد آسیب های روانی و اجتماعی ويژگيهاي شخصيتي دانشجويان از نكاتي است كه در ازدواجهاي دانشجويي كمتر مورد نظر قرار ميگيرد. دانشجويان در محيط رسمي با هم برخورد ميكنند و در اين برخوردهاي رسمي افراد نميتوانند به درك صحيحي از شخصيت طرف مقابل برسند. در ايران چون از ابتداي زندگي افراد تفكيك جنسيتي وجود دارد، دختران و پسران معمولاً درك بسيار كمي در مورد تفاوتهاي جنسيتي و رفتاري يكديگر دارند. يكي از مكانهايي كه معمولاً تفكيك جنسيتي در آن كم ميشود دانشگاه است. بنابراين، امكان تحت تأثير روابط عاطفي قرار گرفتن در اين مكان بسيار بالاست. در ايران ازدواج دانشجويي به وجود آمده، بدون اينكه به نهادهاي ازدواج، نهاد تأمين شغلي، معيشتي و نهاد آموزشهاي اجتماعي شكل بدهيم و شايد به رغم تأثيرات مثبتي كه از اين ازدواجها انتظار ميرفت، باعث افزايش ناكاميها، افت تحصيلي و درگيريهاي درون خانواده شد. مسئولان در صورتي كه بخواهند براي ازدواج دانشجويي برنامهريزي كنند بايد فارغ از ارزشگذاري با نگاهي به گذشته به آسيبشناسي اين ازدواجها بپردازند. بايد با بسترسازي مناسب براي آموزش قبل از ازدواج، تفاهم خانوادگي و درك متقابل، تأمين خوابگاه متأهلان و همچنين تأمين زمينه اشتغال براي يكي از زوجين به موفقيت اين ازدواجها كمك كنند منابع : ماهنامه سپیده دانایی-شماره هفدهم –مهر87 –گفتگو با دکتر یوسف کریمی ص 18 .1 همان – مقاله انتخاب همسر در دانشگاه –ص12 .2 .
+ نوشته شده چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 22:9  توسط mahdi
|
غزه دیگر از شما کمک نمی خواهد
مهدی عجم غزه دیگر از شما کمک نمی خواهد حتی حالا که در زیر فوران آتش است و خون آن مادر و چهار نوگل غریبش آن دو خواهر غریب و آن خانواده هفت نفره این شقایق های رسته بر غزه هیچکدامشان از شما کمک نمی خواهند جناب اتحادیه عرب!! آقای کنفرانس اسلامی !! رانا و خواهر مظلومش حال آرمیده اند در بهشت زهرای غزه ساکت و غریب چرا که نیک می دانند ملک عبدا... خسته است از برگزاری حج نا ابراهیمی !! از رمی جمراتی بی خاصیت ! و می دانندکه جناب مبارک پس از استماع سخنان نصرا.. سکته ناقص کرده حیوانک !! و در حال نقاهت است و امیران دلیر!!کویت و امارات و قطر در حال رفق و فتق کازینوهای خلیج اند! دیگر از شما کمک نمی خواهند! *******
زهرا و سعید هم که زیر خروارها آوار در حی الزیتون آرمیده اند می دانند که شاه بزرگ اردن بدنبال ویزای لندن است برای خرید متعلقات ! از سنتر شاپهای بریتانیا و می دانند محمود عباس پس از نه بار باخت دور دهم پاسورش را با لیونی شروع کرده و باید کاری بکند !! ******* مادرم می گوید :مگر ابا عبدا... 1400 سال قبل از شریح قاضی عبدا..ابن عمر از عمر سعد و ابن مرجانه انتظار یاری داشت پسر ؟ آخر می دانی این جماعت دشداشه پوش چسبیده به شکمبه دنیا می خواهند سر به تن حماس نباشد و نصرا...-زبانم لال-دق کند!! اما از روزی که هنیه ایستاده و فریاد می کشد از روزیکه حماس اسیر می گیرد از اولاد صهیون سرسام گرفته اند همه شان از روزیکه حماس مرکاوا می ترکاند و آپاچی سرنگون می کند دلار سقوط کرده !!! و در برخی کارخانه های اسلحه سازی در ایالات متحده را می خواهند گل بگیرند!! و از روزیکه سنگ های بچه های غزه شورای روابط خارجی را با هم یال و کوپالش به چالش کشیده سنگ در روابط بین الملل با ارزش شده! **** شنیده ام امیر کویت با عینک ری بن اش هر شب کابوس های تلخ می بیند!! و شاه اردن با هذیانهای بسیار خواب متعلقاتش را خراب می کند! و دیازپام قوی هم برای ملک عبدا.. افاقه نمی کند و الجزیره دارد جنون می گیرد العربیه هم حال خوشی ندارد آری غزه دیگر از شما کمک نمی خواهد .
+ نوشته شده دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 18:25  توسط mahdi
|
یا لطیف می شنوی ندای بلند هیهات را؟
مهدی عجم هنوز چند روزی مانده تا عاشورا تا اهتزار خورشید بر فراز نیزه تا سرخ شدن فلق تا.... نه نه ....اینگونه نیست الان آری همین الان عاشوراست می دانی که کجا؟ کوچه پس کوچه های خونرنگ غزه تاریخ چقدر غریب وار تکرار می شود در گذرگاه رفع در علقمه همان جایی که آب را بر خیام حرم بستند نامردمان الازهر !! و چقدر سبوعانه به خاک و خون می کشند این اولاد حرمله کودکان و زنان را با میوه های تمدن مدرن عمو سام با موشک و آپاچی !! مبارک است بر جناب حسنی و گلی به جمال آل سعود عمامه شان را بالاتر بگذراند نیفتد یکوقت!! نمی دانم خبرنگاران هنوز در کربلا هستند تا مقتل بنویسند ؟ نمی دانم آتش خیمه ها را کسی از دامن کودکان برخواهد گرفت یا......ونمی دانم........ چقدر ساده اندیشند آنان که گمان می برند تراژدی را فقط مکبث و شکسپیر نوشته اند
بیاند غمبار ترین تراژدی مدرن را در غزه بخوانند .. راستی اسماعیل هنیه هنوز ایستاده بر مصاف و در گوش زمان فریاد می زند که ما بدوریم از ذلت و خواری ، بکشید ما را ملت ما بیدارتر می شود... و تو می فهمی که اسماعیل شاگرد مدرسه کیست که اینگونه سخن می گوید مردانه و جگر آور درست مانند سید حسن سر سلسله عاشقان شهادت در عروس خاورمیانه این پسر فاطمه واژه واژه کلامش در المنار زهره آب می کند از اولمرت و باراک و اولاد ذی الجوشن!! مایه فخر آزادگان عرب و سردار سپاه سید علی دیدید کهچه شیوا گفت به دنیا که مسلم از جنس ذلت نیست حتی اگر روزها محاصره اش کنی و بر سرش آتش بباری آری مسلم از قبیله عاشوراست و این درسی است که 14 قرن است به ما رسیده 14 قرن و بی گمان بزودی سوار سبز پوشی از جانب کعبه برای تمامی عالم این ندا را پژواک خواهد کرد که هیهات من الذله هیهات من الذله.
+ نوشته شده چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 20:25  توسط mahdi
|
برای الزیدی این شیر در بند شیطان
منتظر باش! مهدی عجم
نمی دانم می بینی یا می شنوی منتظر .. کفشهایت غوغایی بپا کرده است دیدنی کفش های تو ،دیگر قیمت ندارند چه ساده لوح است آن تاجر عرب که چند میلیون چرک کف دست را برای خرید آنها پیشنهاد داده کفش های تو تمثل کفش های مکاشفه اند و چه زیبا رمی جمرات کردی پسر ! حج ات قبول ! پدرم می گوید کار الزیدی جگر بچه شیعه را برخ فاکس نیوز کشید ندیدی که همه شان مات و مبهوت تو مانده بودند ودیدم که درماندگان حقیر ترا زیر مشت و لکد گرفتند ولی باور کن تو آدمی را بی حیثیت کردی که دهها هزار کماندوی پررو در کشورت دارد اما تو با یک جفت کفش ناقابل نه نه خیلی هم قابل همه ابهت پوشالی اش را شکستی و چه خوب شکستی .. دست مریزاد پسر انتفاضه کفش را تو وارد ادبیات سیاسی جهان کردی و از این پس اوباما نیز با احتیاط به میان خبرنگاران می آید خصوصا اگر شیعه بین آنها باشد منتظر جان پرزیدنت را سوسک کردی سوسک بد ترکیبی که با نفرت به سویش کفش پرتاب می کنند و جناب سوسک کبیر چه خالی ای داد!! آخر همه دیگر می داند گاوچرانها خوب جای خالی می دهند اما الزیدی عزیز حرکتت چه حالی نصیب مسلملن که نه انسان جماعت کرد در این بیداد گاه ظلم فاکس نیوز و سی ان ان و...هم نتوانستن این حرکت تو را پخش نکنند یعنی نمی توانستند نکنند ، می دانم منتظر روز های سختی را در بازداشتگاه سپری می کنی اما منتظر باش روزهای سخت شیعه دیر نیست با حضور آن سوار سپید پوش همه سپری خواهد شد و دیر نیست آن روز بزرگ
+ نوشته شده پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 8:34  توسط mahdi
|
.
در محضر استاد محمد رضا حكيمى عاشورا و روح توفانگر عدالت در اعصار
به کوشش مهدی عجم هزارو چهارصد سال است که جراخت عاشورا بر سینه امت اسلام تازه است و هر ساله در محرم الحرام این داغ کهنه سرباز می کند و جانهای میلونها انسان حق طلب و آزاده را می گدازد و دل ها را طراوتی تازه می بخشد به واقعه عاشورا متفکرین بسیاری از شیعه و حتی مسیحی نگریسته و به تحلیل این واقعه شکرف پرداخته اند.یکی از این متفکران معاصر که اتفاقا در خال حاضر در قید حیات می باشند استاد علامه مخمد رضا حکیمی است که با دو اثر ماندگار و برجسته قیام جاودانه و عاشورا مظلومیتی مضاعف به طرح دیدگاهی نو و کمتر دیده شده پرداخته اند در این مقال کوتاه سعی داریم سیری اجمالی در قیام جاودانه استاد علامه بنماییم هر چند که عموم پژوهندگان دانایی و معارف عاشورایی را به مطالعه عمیق این اثر گرانسنگ دعوت می نماییم قلم عاشورایی علامه. عاشورا مائده بزرگ روح انسان است ، در تداوم اعصار.".. عاشورا ضربان قلب خورشيد است ، در سينه خاك ... عاشورا صيرورت روح كلى است ، در تكاپوى پرشكوه تكليف ... عاشورا تجسم اعلاى وجدان بزرگ است ، در دادگاه روزگار... عاشورا ذات متعالى ارزش است ، در مقياسها، هر مقياس ... عاشورا عظمت سرشارى لحظه هاست ، در فوران بزرگ سپيده ... عاشورا حضور نور است ، در سيطره بى امان ظلمت ... عاشورا صلابت شجاعت انسان است ، در تجليگاه ايمان ... عاشورا جارى سيال مناجات است ، در محراب حماسه ... عاشورا طوفان خون است ، در احرام فرياد... عاشورا تجلى كعبه است ، در ميقات خون ... عاشورا بلوغ روز است ، در استلام آفتاب ... عاشورا شفق خونبار است ، در فجر آگاهى ... عاشورا روح توفانگر عدالت است ، در مالبد آفاق ... عاشورا بارش خونين لحظه هاست ، بر ارواح خروشان ... عاشورا نقش بيدار گذرها و رهگذرهاست ، در كاروان دراز آهنگ زنگيها و عبورها... عاشورا نجواى بزرگ صخره هاست ، در دشتها و هامونها... عاشورا بازخوان تورات و انجيل و زبور است ، در معبد اقدام ... عاشورا ترتيل آيات است ، در الواح ابديت ... عاشورا دژنگهبانى تعاليم وحى است ، در آفاق زمانها... عاشورا خون خداست ، جارى در رگهاى تنزيل ... عاشورا اعلان ((ان الله يامر بالعدل )) است ، و پشتوانه ((ليقوم الناس بالقسط))... عاشورا حنجره خونين كوه ((حرا)) ست ، در ستيغ ابلاغ ... عاشورا درگيرى دوباره محمد(ص ) است ، با جاهليت بنى اميه و شرك قريش (96) عاشورا تجديد مطلع رجزهاى ((بدر)) است و ((حنين ))... عاشورا خط بطلان است بر موجوديت دوبار ((احزاب )) و ((خيبر))... عاشورا انفجار نماز است در شهادت ،). عاشورا خروش تندر آساى ((عدل )) است ، در كليت ناچيز كاخ دمشق ، و سپس كليت ناچيز همه كاخها و قدرتها... عاشورا نفى همه ستمها و پليديها و پستيها و فجورها و ظلمها و حقكشى هاست ، به هر نام و در هر عملكرد... عاشورا فرياد گستر انسانهاى مظلوم است ، در همه تاريخ عاشورا غمگسار سترگ يتيمان و كاخ نشينان است در هر جاى زمين . عاشورا دست نوازش انسانيت است ، بر سر بى پناهان ... عاشورا رواق سرخ حماسه است ، در تاريكستان سياهى و بيداد... عاشورا قلب تپنده دادخواهان است ، در محكمه بشريت" آری عبارت های شور انگیز و عاشورایی فوق ترجیع بندهای شیدایی صاخب الحیاه بود که جان هر آزادمردی را به غلیان وا می دارد و عقل را به روزنه هایی پرشور و تحرک دعوت می کند و در نهایت نثر و سجع مخاطب را به دنیایی نوین در خصوص معارف عاشورایی دعوت می کند دنیایی که براستی از آن برایمان نگفته اند جز اندک و قلیل. طرح موضوع عدالت در خطبه عاشورا علامه حکیمی اعتقاد دارد که هنگامى كه مىنگريم در «خطبه عاشورا»، سخن از عدل مىرود و از اين كه عدالت از ميان رفته است، مىفهميم كه ما نيز بايد با دفاع از «عدالت»، فلسفه عاشورا را زنده نگاه بداريم و با قيام براى اجراى عدالت، از عاشورا دم بزنيم و خود را وارث عاشورا بدانيم. ایشان در خصوص رسالت عاشوراییان در عصر حاضر نیز بروشنی و صراحت می نویسد: "هنگامى كه مىبينيم «حبيب بن مظاهر اسدى» و «سليمان بن صرد خزاعى»، در نامه خود به امام حسين عليهالسلام از آن امام بزرگ مىخواهند تا بيايد و با ظلمهاى اقتصادى نيز مبارزه كند و براى غلبه سرمايهداران بر جامعه اسلامى و سرنوشت جامعه، چارهاى بينديشد،2 خوب درك مىكنيم كه تكليف مسلمانان حسينى و مؤمنان عاشورايى چيست و وظيفه مردمى كه خود را ادامه وجود و استمرار تعهد حبيب بن مظاهرها و سليمان بن صردها مىدانند (و بايد هم چنين باشد) و ذكر و وردشان «يا ليتنا كنّا معكم» است، يعنى اى عاشوراييان! كاش ما هم با شما بوديم و در راه يارى حسين شهيد مىشديم، كدام است؟ ... و خوب پى مىبريم كه آن خون كه در جام خورشيد ريخته است و فجر و شفق را - سرخفام - بر سراسر آبادىها و زندگىها مىتاباند، تجسم كدام آرمان و تبلور كدام فرياد است. اين همه و اين همه، فرياد دفاع از حقيقت و عدالت است كه از حلقوم خونين عاشورا، لحظه به لحظه، چونان تندرهاى ستيغ لرزان، در اعماق زندگىها و ملتها طنين مىافكند و رسالت سترگ عاشوراييان را، هر چه با عظمتتر، منعكس مىسازد... . آرى، مردمى كه اهميت حياتى و دينى و انسانى عدالت را درك نكنند، جاهلند و مردمى كه عدالتخواه نباشند، مردهاند و مردمى كه ظلم را منحصر در ظلم سياسى بدانند و از ظلم اقتصادى و معيشتى و فاجعه بزرگ آن - چنان كه بايد - آگاه نباشند، فريب خوردهاند و جامعه عاشورايى، هرگز اين چنينها نيست و نبايد باشد؛ زيرا كه جامعه خورشيد، جامعه روز است (آگاهى و بيدارى)، نه جامعه شب (جهل و فريب خوردگى " نیاز روز مسلمین جهان علامه با طرح موضوع نیاز امروزه شیعه و سنی به پیام های بلند عاشورامعتقد است تنها راه نجات مسلمین از بند و ستم ظالمین جهان برافراشتن پرچم خونرنگ عاشورا و هدف قرار دادن عدالت در همه احوال است و جوانان مسلمان هماره باید با تمسک به شجاعت عاشورایی ابزار دست یزید های زمانه نگردند . "اين همه احاديث فراوان و گوناگون كه از پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله و ائمه طاهرين عليهمالسلام درباره «عاشورا» و زنده نگاه داشتن آن رسيده است و آن همه ذكر ثواب و فضيلت براى احياى اين مراسم و حضور در آنها و آن همه زيارت و دعا درباره عاشورا، از جمله براى احياى اين آرمان خورشيدى است كه ياد شد و از اين جاست كه همه امت اسلام مكلفند كه همواره عاشورا را زنده نگاه دارند و همه اقاليم قبله موظفند كه تلألؤ اين حماسه خورشيدى را در طنين پرجلال آيات عدل و قسط، هميشه درخشان و پرتوافشان حفظ كنند و با اين پشتوانه سترگ، از همه ذلتها و تسليمها برهند و به همه خوابها و خمودگىها پشت كنند و به همه عزتها و آزادىها برسند. مسلمانان جهان، بايد بيدار شوند و پرچم خونين عاشورا را برافرازند و پيوسته حلقههاى اين سلسله الهى را در معبر قرون و اعصار به هم بپيوندند و آيات قرآن را با خون فرزندان قرآن تفسير كنند و عدالت را هدف قرار دهند و لذتها را نپذيرند. مستكبران پيشين مىكوشيدند فروغ عاشورا را بپوشانند تا بتوانند با خيال آرام، به ستم و بيداد خويش ادامه دهند. امروز نيز برخى مىكوشند تا گستره فروغ عاشورا را محدود سازند؛ ليكن چگونه ممكن است؟ هنگامى كه «گاندى» از درون «شبه قاره» مىگويد: «من مبارزه را از شهيدان عاشورا آموختم»3 و شيخ محمد محمد مدنى از دامن «اهرام» مىنويسند: «ما بايد از ياد ماه محرم سرمشق بگيريم» و شيخ عبدالله علايلى - يكى از قلههاى فرهنگ لبنان - درباره يك شب عاشورا كه در «قاهره» برگزار مىگردد، كتاب «سُمّو المعنى فى سمو الذات» را مىنگارد و متفكر اصلاحطلبى از اعماق «لاهور» فرياد مىزند: سر ابراهيم و اسماعيل بود يعنى آن اجمال را تفصيل بود ما سِوَى اللّه را مسلمان بنده نيست پيش فرعونى سرش افكنده نيست خون او تفسير اين اسرار كرد ملت خوابيده را بيدار كرد رمز قرآن از حسين آموختيم زآتش او شعلهها اندوختيم تار ما از زخمهاش لرزان هنوز تازه از تكبير او ايمان هنوز آرى، جوانان غيور مسلمان، در هر جاى جهان و از هر دو مذهب اسلامى، سنى و شيعه، خون خود را به حماسه حسينى پيوند زنند و در مشرق عاشورا بايستند و با تلاوت آيات فلق، در الهام خونين نگاره شفق، درفش صلابت مقاومت اعصار را برافرازند و در جولانگاه شرف و آزادگى حضور داشته باشند و با غرق گشتن در زمزمه قرآن و نماز شب عاشورا و مدد جستن از مردانگى و شجاعت روز عاشورا، همواره، فرزندان حسين باشند و عاشورا؛ نه ابزار دست يزيد و ابن زياد؛ حسينى باشند و آزاده؛ نه يزيدى و برده ". عاشورا، منطق حيات و عدل استاد در خصوص مجالس و ذاکرین ابا عبدا.. الحسین نیز عقیده دارند این محافل مقدس را نباید بدست هر کس و ناکسی سپرد و در اداره این مجالس نیز منطبق با روح عاشورا باید دقت وافر نمود "عاشورا، بايد به نام منطق حيات و عدل، معلم ايمان و حماسه، كلاس آزادگى و شرف، مدرسه اعتقاد و جهاد و آموزشگر نماز و قرآن و رمز سلوك روحى صحيح و عرفان الهى مثبت، هميشه و هميشه، تا ظهور نيّر اعظم و وارث كبير عاشورا و برهم زننده همه ظلمها و ستمها، زنده باشد و در سراسر كشورهاى اسلامى، حضور سازنده خويش را حفظ كند و يك ميليارد مسلمان را در خط دفاع از كرامت بزرگ انسان و رسالت سترگ قرآن متحد سازد. اكنون ملاحظه مىكنيد كه محتواى مجالس حسينى بايد چگونه باشد و ذاكران حسينى كيان باشند و مداحان چه كسانى و آيا مىشود اين مجالس را به هر گونه اداره كرد و به دست هر كس سپرد و دست هر كس را در اين باره باز گذاشت و انتساب به رسالت امام حسين عليهالسلام و توليت عاشورا را براى همه - با هر چگونگى - مشاع دانست؟" مهدى عليهالسلام و عاشورا علامه حکیمی به نیکی اشاره می کنند که صاحب اصلی مجالس ابا عبدا.. حضرت ولی عصر (عج) هستند و در راستای رضای ایشان گام برداشتن آگاهسازى مردم از حقايق معارف و تعاليم صديقين، در جهت دعوت به نشر ايمان و اقامه عدل و اجراى قسط، به منظور جامعه «توحيد و عدل» و زمينهسازى براى احياى دين خدا و آمادگى براى ظهور كلى آن نجات دهنده نهايى انسان است که باید لحاظ شود "در اين مقام - به يقين - يادآورى اين نكته مهم نيز لازم است كه صاحب اصلى، در اين همه رنج و بلا و مصيبت و شهادت و اسارت (از آن چه بر سر پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله آمد؛ در عصر جاهليت عربى تا آن چه بر سر اوصياى پيامبر و خاندان او آمد؛ در عصر طاغوتيت اموى و عباسى) و وارث بزرگ آن همه عظمت و ايثار و حضور و اقدام و حماسه و افتخار و هدايت و تعليم و تزكيه و ارشاد و رشادت و تعهد و رسالت و بيدارى و شهامت و فداكارى در راه اعتلاى كلمه حق و اعلام منشور عدل، براى نجات انسانيت و سعادت انسان و احياى آرمان قرآن؛ آرى، وارث اين همه، حضرت ولى عصر، حجت بن الحسن المهدى عليهالسلام است و چون چنين است، بسيار ضرورت دارد كه در اين مجالس، همواره توجهها معطوف به ساحت پاك آن شريك قرآن و ركن ايمان و حجت زمان و اسوه انسان و راز قبله و سِرّ غدير و خونخواه عاشورا باشد و نهايت مرتبه ادب رعايت گردد و رضاى خاطر ايشان - كه مقدمه رضاى خداى متعال است - منظور باشد و طلب شود. روشن است كه يكى از عوامل عمده كسب رضاى آن امام، غنى بودن محتواى اين مجلسها و منبرهاست؛ از حيث تبيين اهداف الهى دين و آگاهسازى مردم از حقايق معارف و تعاليم صديقين، در جهت دعوت به نشر ايمان و اقامه عدل و اجراى قسط، به منظور جامعه «توحيد و عدل» و زمينهسازى براى احياى دين خدا و آمادگى براى ظهور كلى آن نجات دهنده نهايى انسان و زنده كننده راستين قرآن و برپا دارنده «عدل فراگير» در جهان. در اين جا خوب است به اين موضوع هم اشارهاى بكنيم كه يكى از راههاى مهم غنى ساختن محتواى مجالس ياد شده از نظر تربيت و سازندگى، اين است كه (به جز خطبههاى عاشورا و سخنان امام حسين عليهالسلام در مسير كربلا)، مضامين آموزشى و سازنده زيارتها و دعاهاى زيارت را، پس از درك عميق مفاهيم و مقاصد آنها، به صورتى درست و با بيانى مناسب، به مردم بياموزند. اين دو منبع ياد شده، از مهمترين منابع شناخت و آگاهى و معرفت و سلوك و تربيت و حماسه و اقدام است كه همواره مغفول مانده است و بهرهاى كه بايد از آنها گرفته شود، گرفته نشده است " منبع : 1- قیام جاودانه –محمد رضا حکیمی -1384 قم –دلیل ما.
+ نوشته شده سه شنبه سوم دی 1387ساعت 20:8  توسط mahdi
|
|
|