|
برای او.............
روا بود که گریبان ز هجر پاره کنم دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم؟
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید که ز انفاس خوشش بوی کسی می اید
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش زده ام فالی و فریاد رسی می آید
+ نوشته شده جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 13:18  توسط mahdi
|
|
|