<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>سپیده </title>
<link>http://klikeman.blogfa.com/</link>
<description>نگاهي به فرهنگ این مظلوم این سرزمین</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 10 Dec 2009 08:15:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://klikeman.blogfa.com/post-172.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=oneNewsTitle align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff3333 size=5&gt;جدال جمهوري با زنگيان کافوري&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff3333 size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff3333 size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.rahenejatdaily.com/213/photo/roshanfekr.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff3333 size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff3333&gt;وحید جلیلی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;هیاهوهاي بعد از سی‌امین انتخابات سراسری جمهوری اسلامی که کم و بیش در بعضی فضاهای مشهور به نخبگانی و اینترنتی&lt;S1&gt; ادامه دارد، چه کسی&lt;S1&gt; را آماج کرده است ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;S1&gt;&lt;FONT size=3&gt;فرد منتخب&lt;S1&gt; را یا انتخاب‌گران را ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;***&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;24 میلیون شهروند درجه 2 &quot;جمهوری&quot; اسلامی که &quot;جوات موات&quot; و &quot;بی‌سواد&quot; نامیده می‌شوند گزینه‌ای را (در عین انتقاداتي که به وی دارند) ترجیح داده‌اند و به این ترتیب انبوه فحاشی‌های میلیشیای اشرافیت را به گزینه‌های رقیب برگردانده‌اند که: &quot;ببینید آنها چه بوده‌اند که اکثریت ملت حتی احمدی‌نژاد را (که از نگاه و بیان&lt;S1&gt; عقلانی و ضد خشونت شما مظهر همه پلیدی‌ها و پلشتی‌هاست) به آنها ترجیح داده است&quot;!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;***&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;تاوان چنین جسارتی از سوی این توده بی‌ادب را در سایه‌سار &quot;ادب مرد به ز دولت اوست&quot; چگونه باید داد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;جماعتی که معتقدند &quot;جهان اگر زیباست مجیز حضور مرا می‌گوید&quot; شان خود را فراتر از اعلام دشمنی می‌داند و راه دیگری برای انتقام جستجو می‌کند. علم باید بر افراشت که: &quot;ابلها مردا عدوی تو نیستم من انکار توام!&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;نقاب باید ساخت تا نفرت از مردمان را در دروغی درشت پنهان کرد: &quot;تقلب&quot;!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;***&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;جماعت تمام آبرویی را که از صدقه سر دین و انقلاب دارد به میدان می‌آورد که مردد کند 13 میلیون ایرانی را.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;و گمان برد کاری که با جماعت 20 میلیونی دوم خرداد نتوانست کرد با این 13 میلیون خواهد توانست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;آن روز نیز همین جماعت تلاش کرد تا گروهی نخبه متوهم را نماد و نماینده آن 20 میلیون نفر معرفی کند و به وضوح دید که در تیر 84 چگونه تیرش به سنگ نشست. اکنون اما دوباره بر سر آن است که &quot;نه غزه نه لبنان&quot; را شعار لااقل آن &quot;سیزده چهلم&quot; بنمایاند که این بار نیز مرحله&lt;S1&gt; به مرحله ِ ژاژخایی‌اش آشکارتر می‌شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;میلیشیای جدید که شمشیر از رو بسته و به جنگ &quot;جمهوری&quot; اسلامی آمده است هنوز مقهور و مفتون بوق‌هایی است که در لندن و واشنگتن نگران دماء مسلمین و حرمت مراجع عظام و آرمان‌های امیر مومنان‌اند! و از نهج‌البلاغه و منشور حقوق بشر و کتاب مقدس جین شارپ برای کودتای مخملی مانیفست می‌بافند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;پيراهن‌هاي خونيني كه بر علم‌هاي زركوب زمرة آشوب تاب مي‌خورد تا امروز اصلي‌ترين گواه تقلبي است كه با رجوع به یکی از دو دعوی مهندس راستگو اصلا به‌وقوع نپیوسته&lt;S1&gt; است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;***&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;دروغگوي بزرگ در رفتاري عجيب دو نقيض را همزمان ادعا مي‌كند:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;از يك سو انتخابات بايد ابطال شود چرا كه پيروزي رقيب و جلب اكثريت آرا&lt;S1&gt; نتیجه&lt;S1&gt; تخلفات در فرآيند انتخابات همچون توزیع سيب‌زميني و سهام عدالت و دروغ و فريبكاري بوده و ارزشي ندارد و راهي جز تجديد انتخابات و برگزاري مجدد آن در فرآيندي سالم ( و قاعدتا با حذف فرد متخلف) وجود ندارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;اما همزمان ادعاي ديگري نيز از سوي همان منبع مطرح مي‌شود: او &quot;با فاصله بسيار&quot; از رقيب برنده شده و تخلفات انتخاباتي نتوانسته اكثريت را به كانديداي رمال متمایل کند و قاعدتا نيازي به ابطال انتخابات به اين بهانه نيست. اما تقلب شده است و آراي برنده قطعي انتخابات (با فاصله بسيار زياد) در مرحله اول اصلا خوانده نشده است!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;پرچمدار جنبش ضددروغ! همزمان مدعي است كه هم تخلف منجر به ابطال (و جلب كننده اكثريت آرا به رقيب فريبكار) صورت گرفته و هم تقلب شده و اكثريت آرا (كه با فاصله بسیار به مهندس خردورز داده شده بود) به دريا ريخته شده است! ديگر از مرحوم پوپر و گزاره‌هاي ابطال‌پذيرش خبري نيست!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;شما با گزاره‌اي شهودي مواجهيد كه هر طرفش را رد كنيد طرف ديگر حي و حاضر است اگرچه طرفين ادعا نقيض هم باشند!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;مبناي پذيرش &quot;دلايل احتمالي براي تقلب قطعي&quot; چيزي نيست جز ايمان به شخصيت كاريزماتيك پرچمدار و اطرافيان اخلاق محور و دروغ‌ستيزش. اگرچه براي آدم زنده ختم بگيرند و بر ربودن دختري از پيش چشمان مادر و تجاوز به او و كشتنش و سوزاندنش با اسيد و دفن شبانه‌اش در قطعه 302 بهشت زهرا گواه باشند و سوگواري كنند. دختري كه تنها فرزند يك شهيد شيميايي است و به ادعاي دوستان مهندس ضددروغ و مخالف پرونده‌سازي! توسط بسيجيان به چنين سرنوشتي دچار شده است و البته پس از آنكه &quot;زنده&quot;‌مي‌شود! مهندس راستگوي ما به روي مبارك هم نمي‌آورد و با ديگر مجاهدان جنبش ضددروغ مشغول پرونده هفتاد و دو تايي شهدا و... مي‌شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;***&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;دروغگوي بزرگ و اطرافيان اخلاق محورش كه چندي است &quot;دماء مسلمين&quot; برايشان دغدغه‌آفرين شده است حاضر نيستند به ياد بياورند كه در دوره وزارت كشور رئيس كميته صيانت از آرا یعنی جناب موسوی لاری تظاهرات &quot;رای من کو&quot; در شهرستان صدهزار نفری ایذه را با چهار کشته سرکوب کردند و درگیری در شهر سی‌ هزار نفری سمیرم را به هشت قربانی آرام کردند و عملیات آرامسازی سبزوار با سی و پنج زخمی و دوازده شکستگی استخوان و یک کشته به آرامش رسید و به دنبالش محمد خاتمی ابراز امیدواری کرد که سوء تفاهم مردم سبزوار برطرف شده باشد!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;اضافه کنید به اینها&lt;S1&gt; آرامسازی درگیری‌های انتخاباتی فیروزآباد فارس با 4 کشته را و... .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;بزرگ اسپانسر جنبش سبز و استوانه مصلحت نیز اغتشاش قزوین را با هشت کشته و اغتشاشات مشابه در اراک و اسلامشهر و مشهد و شیراز و... را&lt;S1&gt; نیز با خون و خشونت‌های کاملا دموکراتیک و قانونی کنترل کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;اما باید دید خون کدام دسته از قربانیان ناکارآمدی‌های انتظامی- اطلاعاتی سبزتر است! مردم را اگر در دوره خاتمی و موسوی لاری و رفسنجانی به خاطر تقاضای استان شدن یا اعتراض به نتایج انتخابات محلی با &quot;اندکی!&quot; خشونت و کشتار آرام کنند نه مشروعیتی زیر سوال رفته و نه حقوق دموکراتیک زیر پا گذاشته شده و نه قصه خلخال و زن ذمیه تداعی شده ولی اگر در بزرگترین آشوب بیست و پنج سال اخیر کشور که سرانگشت بی بی سی و&quot;وی او ای &quot; در آن آشکارتر از راستگویی مهندس است همان ناکارآمدی‌ها و تخلف‌ها و جنایت‌ها ظهور کند سردمداران دولت‌هایی که یک درگیری محلی در شهر 30 هزار نفری&lt;S1&gt; را با هشت کشته آرام کرده‌اند یاد نهج‌البلاغه و منشور حقوق بشر و قانون همورابی و تعلیمات کنفوسیوس و اصول دموکراسی و لوازم جمهوریت و... می‌افتند. گویی تنها چیزی که از لوازم جمهوریت نیست تمکین به رای اکثریت است. انکار حق 24 میلیون شهروند درجه دو جمهوری اسلامی عین اخلاق و شریعت و قانون و دموکراسی است چرا که حمایت&lt;S1&gt; شیمون پرز و نتانیاهو و رسانه‌های راستگوی صهیونیستی و وهابی را با خود دارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;و هر که با&lt;S1&gt; پرز و&lt;S1&gt; مسعود رجوی و رضا پهلوی و گوگوش و سروش&lt;S1&gt; هم‌آوا نشود و از حق مسلم ایالات متحده تهران شمالی و توابع دفاع نکند و رای کیفی&lt;S1&gt; آنها را از اکثریت&lt;S1&gt; 24 میلیونی جوات‌ها پس نگیرد، دیکتاتور است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;رهبری به خاطر&lt;S1&gt; آنکه نظارت استصوابی جریان اشرافی در مورد نتیجه انتخابات را نمی‌پذیرد و حاضر به وتوی جمهوریت نظام برای حفظ اسلامیت سلطنتی – حکمیتی&lt;S1&gt; آنان نمی‌شود هدف تیرهای سهم‌آگین قرار می‌گیرد&lt;S1&gt;&lt;S1&gt; و فریاد &quot;این عمار&quot;ش در هیاهوی سکوت رهروان مخلص عبدالله بن عمر و شریح قاضی و ربیع بن خثیم به تغافل&lt;S1&gt; سپرده می‌شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;S1&gt;&lt;FONT size=3&gt;از یک سو فضلای حوزه علمیه در حالی که بارها و بارها هل من ناصر &quot;نائب امام زمان&quot; را با سکوت بی‌معنی و البته بسیار معنادار خود پاسخ گفته‌اند سرانجام 140 روز بعد از هجوم بی‌امان سرپنجه‌های سرمایه‌داری جهانی و داخلی به جمهوریت نظام با پرستیژی بیطرفانه! و منصفانه! قبول کرده‌اند که البته تقلبی صورت نگرفته و به هر حال ]با کمال تاسف و تاثر[ ملت خود به چنین انتخاب غلطی رسیده‌اند و باید دندان سر جگر گذاشت و خود را از &quot;نعمت ولایت!&quot; محروم نکرد و شکر &quot;نعمت ولایت&quot; را با سکوت بی‌طرفانه و غیرخائنانه و فاضلانه ممتد خود به نمایش گذاشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;S1&gt;&lt;FONT size=3&gt;و از دیگر سو مدعیان حرمت دانشگاه و علمداران فرهیختگی و علم و بیطرفی علمی و.... بدیهی‌ترین شرط علم را که &quot;مشاهده واقعیت&quot; است با انکار واقعیت 24 میلیونی انتخابات سی‌ام به نمایش گذاشتند!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;نخبگی اینان نه با مشاهده واقعیت که با انکار آن آغاز می‌شود و علم در دستانی که به خون جمهوریت آلوده است معنا و کارکردی جدید یافته است: &quot;واقعیت آنقدر نسبی است که در آن گاه 24 کوچکتر از 13 است !&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;دانشجویی می‌گفت: استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در حالی که نامه جعلی وزیر کشور به رهبری را مبنی بر اعلام آمار واقعی! آرای مردم در دست داشت با غیظ می‌خروشید که &quot;ببینید در این مملکت چه خبر است!&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;این نهایت راه آن دانشگاهیانی است که سالها ادعای مشاهده بیطرفانه و پرهیز از قضاوت ارزشی‌شان گوش فلک را کر کرده بود و اکنون در مواجهه با واقعیت زشت! و غیرقابل‌تحمل انتخاب اکثریت مردم چنین به جان آمده و با تمام وجود به انکار برخاسته‌اند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;زنگیانی که خود را کافور نامیده بودند از شراب سرابی که توهمات روشنفکری به آنان خورانده بود چنان مست گشتند که تیغ برکشیدند تا بی‌دریغ پیکره جمهوریتی که اهواء آنان را پاسخ نگفته و پرونده پژوهشی را که به نتیجه دلخواه آنان نیانجامیده، پاره پاره کنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;مذبذبین تذبذب را بدل از استقلال گرفتند و به‌جای پذیرش آراء ملت در عین نقد و نفی شخصیت و دیدگاه منتخب اکثریت، دکان دو نبش باز کردند و نخبگانی که ادعای ابن‌اللبونی کردند و خود را&lt;S1&gt; شترهای نر دوساله! نامیدند با پستان‌های پرشیر و پهلوهای پروارشان در ذهن سرویس‌های قلدر جاسوسی انگلیس و آمریکا شیرین‌‌ترین خاطرات تاریخ معاصر ایران را به‌جا گذاشتند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;***&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;چه چیز انقلاب را به&lt;S1&gt; رغم خیانت و رفوزگی &quot;خیل&quot; نخبگان اسرائیل‌پسند و آمریکاپسند اعم از سیاسی و حوزوی و دانشگاهی و رسانه‌ای و هنری و.... از این گردنه گمراهی گذراند و امواج نفرتی را که از دهان اژدهای دروغ شعله می‌کشید و می‌کوشید التهاب و تردید و تنفر را در ایران بزرگ (و نه فقط&lt;S1&gt; جمهوری گوگوری مگوری تهران شمالی و توابع) بپراکند&lt;S1&gt; مهار کرد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;***&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;در مواجهه با زمره تزویر که انتقامشان از ملت را در پرخاش به منتخب پنهان کردند باید به دفاع از رئیس‌جمهور پرداخت یا خیل انتخابگران ضعیف پنداشته‌شده و&lt;S1&gt; ضعیف خواسته‌شده را سازمان باید داد و به میدان آورد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;کدامین اراده در &quot;جمهوری&quot; اسلامی به‌دنبال ‌بر هم زدن قواره قناس رسانه‌هایی است که ملیت‌شان در دو جناح و ایرانیت‌شان در چند ایالت تهران شمالی و توابع خلاصه می‌شود؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;کدامین اراده در &quot;جمهوری&quot; اسلامی به‌دنبال متشکل کردن و تریبون دادن و میدان باز کردن برای جنبش ضداشرافیت، جنبش بازگشت به خمینی، جنبش احیاء آرمان‌های مردمی انقلاب اسلامی است؟ مهندس راستگو و اعوان و انصار خردورز و اخلاق‌گرایش؟ یا جناح فخیمه راست و فضلایش؟ یا جناب رئیس‌جمهور که شاید ترجیح بدهد این 24 میلیون نیر وی او باشند و نه برعکس؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Dec 2009 08:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=klikeman&amp;postid=172</comments>
<dc:creator>klikeman</dc:creator>
<guid>http://klikeman.blogfa.com/post-172.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://klikeman.blogfa.com/post-171.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;نقدی بر انچه این روزها ...............&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0033 size=6&gt;تحلیل آسان بی آینده است!&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0033 size=6&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=214 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://littlefarbod.files.wordpress.com/2007/05/tj_egghead250.jpg&quot; width=272 align=baseline border=0&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;مهدی عجم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;FONT size=3&gt;این روزها که می گذرد اندیشه ای از اندیشمندی سترگ که سالها پیش از قلم سید مرتضی آوینی خوانده ام در ذهنم بیشتر از هر زمانی نقش می بندد و آن کلام جاودان این است &quot;به فحشا کشانیدن کلمات بی تاوان نیست&quot;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;******&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;16 – 17 و 18 آذر نیز گذشت و گمان کنم جنبش به اصطلاح سبز و حامیان و برنامه ریزان و ماموران اجرایی اش از بی بی سی فارسی گرفته تا هالیوود و از اتاق انجمن اسلامی فلان دانشکده تا جمیع وبلاگ ها و صفحاتشان در توییتر و فیس بوک (با فیلتر شکن قوی !!) و از نقاب سبزپوشان خیابانی تا فاتحان سطل زباله های دکتر قالبباف !!تقویم در دست به دنبال مناسبنی دیگر برای حضوری دیگر و به زعم خویش عرض اندامی دیگر برای تجدید حیات آن نوزاد نامشروع مرده !!می گردند .....22 بهمن  (نه نه 22 بهمن سیل خروشان ملت سبزها را باخود خواهد برد ،) یا شاید 13 فروردین نوروز آینده با سبزی گره زدن !!!! و.بیانیه شونصدم حضرت میرحسین زعفرانیه نشین با کلی محافظ و دم ودستگاه !.............&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;******&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;رصد دقیق همه وقایع حضرات سبز پوش از روز 24 تیر تا 18 آذر به عینه نشان می دهد بر سر این به اصطلاح جنبش اجتماعی عظیم و شکاف اجنماعی سترگ !!(که لابد برخی دوستان با تاکسی نشینی در حوالی هفت تیر ولی عصر و انقلاب  به این تحلیل دقیق جامعه شناختی !! رسیده اند)چه آمده است و ریزش گسترده هواداران (بخوانید بازی خوردگانی که با قلم موی انگلیسی رنگ سبزشان زده بودند) و بی اعتایی جدی مردمی که به فعالیت و کسب و کار و زندگی خویش مشغولند حسابی حال حضرات را جا آورده است مردم شریفی که یا به احمدی نژاد رای داده اند یا میرحسین یا دیگری و یا هیچ کدام ....و حال دغدغه امنیت و زندگی دارند و باورکنید حالشان بهم می خورد وقتی می بینند نازنین افشین جم نیمه برهنه از کانادا برایشان بادکنک سبز تکان می دهد !!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;جدی جدی  عکس های سبزها از 25 تیر تا 30 تیر و سپس روز قدس و نمازجمعه هاشمی و 13 آبان و 16 آذر را کنار هم بگذارید تصاویر خود بسیار گویاست و حرف دارد (لازم نیست عکسهای فارس نیوز و کیهان باشد که شک کنید همان عکس های  یاهو و تایمز و اعتماد نیوز پیپر را می گویم )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;از بالای صد هزار تا 400 یا 300 نفر را قبول دارید؟؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;****&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;برایم بسیار جالب است که محسن مخملباف نعلین پوش یقه آخوندی اول انقلاب حوزه هنری که چندی است ابایی ندارد از این فیلم سکس و فلسفه بسازد و با دخترانش در مقابل عکاسان عکس بی حجاب بگیرد سخنگوی جنبش سبز در اروپا شده و دوره افتاده از این همایش به آن کنفرانس برای دری وری گفتن بر علیه نظام و رهبری....و همچنین دالای لاما رهبران غربگرایان شرق اسیا مورد حمایت ایالات متحده  تا گوگوش و سروش و همچنین رضا ربع پهلوی و برادر مسعود و خواهر مریم رجوی!! و شهره اغداشلو هالیوود نشین تا افشین جم کانادا مقیم و همچنین عمو عطای مهاجرانی لندنی !! و...........همه و همه سبز شده اند به فکر حق و حقوق ملت ایران و آزادی و دمکراسی و جمهوریت و ندا آقا سلطان والخ  ...جالب نیست برای شما؟؟؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;***&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;این روزها که می گذرد و تحلیل ها ودیدگاههای معرف ترانی مانند نوری زاد و عبدا...شهبازی  گمنام ترانی مثل حسام مظاهری و مسعود دیانی و س توحیدلو ....را در فضای وب می خوانم با خود می گویم حضرات به اصطلاح روشنفکر و اهل فرهنگ و ادب و قلم والخ براستی در چه اتمسفری تنفس فکری می کنند !!و چگونه به تحلیل قضایا می نشینند که اینگونه به اوت می زنند و با ژست متفکرانه کلام خویش را ته تحلیل جامعه شناختی و اجتماعی فرض می کنند.... و آسمان به ریسمان م بافند که آی جماعت چه نشسته اید که شکاف اجنماعی ملت ایران را در بر گرفته و عن قریب جنگ داخلی در را ه است و حاکمان با ابزار بسیج و سپاه به جنایت مشغول اند و چشم بیگناهان را در 13 آبان در می آورند ومست قدرتند و نمی فهمند تولد شوم نوزادی رخ داده که گسست اجنماعی را در پی خواهد داشت و الخ....&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;*****&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;اگر اشتباه نکنم مسعود بهنود حوالی سالهای 69 و 70 که به الطاف ملوکانه برخی همین دوستان الان سبز شده و آن زمان مدیر عرصه فرهنگ و هنر ، در داخل کشور بود و در عالم مطبوعات ترکتازی می کرد  مقاله ای  نوشته بود بنام &quot; حکومت آسان بی آینده است&quot; . و به زعم رفقایش پنبه انقلاب اسلامی و حکومت دینی را زده بود سید مرتضی آوینی در جواب مسعود خان !! با قلمی رسا و مستدل در 11 صفحه بنام &quot;تحلیل آسان&quot; پنبه تفکر وارداتی روشنفکران غربزده را آنچنان زد  که بهنود را مقابل دوربین کیومرث پوراحمد در مرتضی و ما وادار به کرنش و ستایش کرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;بخوانیم این مقاله را &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;******&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;تحلیل آسان همیشه بی آینده است ......................&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;.این کلام را هرگز فراموش نمیکنم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 09 Dec 2009 17:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=klikeman&amp;postid=171</comments>
<dc:creator>klikeman</dc:creator>
<guid>http://klikeman.blogfa.com/post-171.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://klikeman.blogfa.com/post-170.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=oneNewsTitle align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;يادداشتي درباره «زهرا رهنورد»:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt; روشنفكرترين زن ايراني!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=center&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=center&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=6&gt;خرافه در عصر دیجیتال!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=6&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 484px; HEIGHT: 284px&quot; height=336 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.irna.ir/NewsMedia/Photo/Larg_Pic/2009%5C6%5C2%5Cimg633795643683281250.jpg&quot; width=498 align=baseline border=0&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=6&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;دکتر وحید یامین‌پور&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;زهرا رهنورد را مي شناختيم. لااقل با آثار مكتوب‌اش آشنا بوديم، هرچند گاهي كم مايگي،‌ شتاب و حرف هاي تأليفي و جمع آوري شده، كتاب هاي او را برايمان از سنخ كتاب هاي علمي خارج مي كرد ولي خودمان را با اين اميد كه بالاخره زن ايراني مي نويسد و مي انديشد، راضي نگاه مي داشتيم و گاه‌گاهي مطالعه‌ي برخي كتاب هايش مانند &quot;حكمت هنر اسلامي&quot; را به‌خاطر نثر روزنامه اي و ساده اش براي نوآموزان رشته‌ي هنر توصيه مي كرديم.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;آن هنگام كه ديديم مهندس موسوي در معركه‌ي انتخابات، خود را پشت چهره اي حقوق بشري و در پوششي كليشه اي از تبليغات زنانه مخفي كرده و دست در دست همسر شادمانش، پيام هاي عاطفي به هوادارانش مي پراكند،‌ مسأله برايمان جذاب‌تر شد. كار به جايي رسيد كه مهندس موسوي، همسرش را &quot;روشنفكرترين زن ايراني&quot; معرفي كرد و شگفتي ما را بر انگيخت. براي حرفه اي هاي كار تبليغات سياسي، سوءاستفاده‌ي اينچنيني از زنانگي البته حركتي منطقي، مدرن و هوشمندانه بود اما بسياري از انقلابي هاي با سابقه از اين رفتار موسوي شگفت زده بودند. اين كار را حتي اصلاح‌طلبان پيشين نيز انجام نداده بودند و حتي از سيد محمد خاتمي هم چنين فرافكني تبليغاتي نديده بوديم.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;آخرين فيلم تبليغاتي مهندس موسوي اما حاوي نكته‌ي مهمي بود. او نياز داشت به همگان اثبات كند كه همسرش &quot;روشنفكرترين زن ايراني&quot; است. مشاوران مهندس موسوي براي اثبات اين مدعا، پوپوليستي‌ترين روش را انتخاب كردند. اين فيلم حاوي سكانسي شعاري بود كه در آن زهرا رهنورد به همراه فاطمه معتمد آريا –هنرپيشه‌ي محبوب ايراني!- در ميزگردي مشغول احصاء مسائل مربوط به زنان بودند.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;اما شنبه‌ي پس از انتخابات، شايد مهم‌ترين بزنگاه براي كشف چگالي روشنفكري &quot;روشنفكرترين زن ايراني&quot; بود. من هم مانند بسياري از رفقاي دانشگاهي‌ام اگر به رأي العين مصاحبه‌ي رهنورد را با بي‌بي‌سي پرشين نمي ديدم، باور نمي كردم كه او، در اين مختصات زماني، هزار و چهارصد و اندي پس از بعثت رسول الله و تولد اسلام، سي سال پس از انقلاب اسلامي ايران، در عصر ديجيتال، در حالي كه كشور مان نزديك به چهار ميليون دانشجو و چندين هزار محقق و استاد دانشگاه دارد،‌ در حالي كه قرار است در 1404 كشور اول منطقه در علم و فناوري باشيم، در حالي كه همسرش -مهندس موسوي- رقيب انتخاباتي‌اش را به نخبه‌گريزي، تعصب و خرافاتي بودن متهم كرده است و... چنين سخنان عجيبي بر زبان بياورد. هنگام شنيدنش سرم را به زير انداختم و به‌حال روشنفكري ايراني،‌ به‌حال سياست ایرانی، به‌حال مدرك دكتري ايراني، به‌حال بازار كتاب‌مان، به‌حال خودمان و به‌حال همه تأسف خوردم.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;مغز استدلال &quot;روشنفكرترين زن ايراني&quot; براي اثبات تقلب در انتخابات و پيروزي همسرش اين بود:&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;«يک سري نقاطي هستند که اصلاً مشخص است که خودش ملاک تشخيص نادرست بودن نتايجي است که وزارت کشور اعلام کرده است، مثلاً آذربايجان و ترک زبان‌ها هيچ وقت فرزند خودشان را نمي گذارند که به کس ديگري رأي بدهند... خود من لر هستم و موسوي هم بارها گفته من داماد لرستان هستم. بنابراين، اهالي لرستان موسوي را نمي گذارند به آقاي احمدي‌نژاد رأي بدهند. اين دو تا ملاک است و باقي موارد هم شبيه همين است.»&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;در همان ايام به طنز مطايبه مي گفتند كه معلوم نيست لرها بايد به دامادشان -موسوي- رأي بدهند يا به فرزندانشان -كروبي و رضايي-؛ و مي گفتند احمدي‌نژاد به آمار تهران اعتراض كرده و گفته من داماد تهراني‌ها هستم و تهراني‌ها هيچ وقت دامادشان را رها نمي كنند و به يك ترك زبان رأي بدهند!... و من با خود انديشيدم كه اگر چنين مهملاتي از زبان يكي از طرفداران احمدي‌نژاد شنيده مي شد با شامورتي‌بازي‌هاي تبليغاتي روزنامه ها و سايت هاي &quot;آينده&quot;ساز دوم خردادي چه بلاي خانمان براندازي بر سر او و تمام جريان اصيل انقلاب اسلامي نازل مي شد.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;به يادآوردم كه از كسي شنيده بودم &lt;STRONG&gt;&quot;فقط انگل ها به جهل و تعصب توده دامن می‌زنند&quot;&lt;/STRONG&gt;؛ و اين بار هم تمام انبان فرهنگي و فكري ايران زمين و ميراث متعالي و مترقي خميني كبير(ره) توسط &quot;روشنفكرترين زن ايراني&quot; به سخره گرفته شده بود تا بار ديگر تاريخ روشنفكري ايران از فرط شرمساري به كنج مطرود خويش بخزد و ادعاي رهبري و نخبگي را به كناري نهد، چه در حالي كه نصاب شكني و حضور 85 درصدي مردم مي توانست دستمايه‌ي سال ها تفاخر دموكراسي ايراني در جهان باشد، دخيل دانستن چنين انگيزه هاي جاهلانه و عصر حجري در انتخابات، طعم تلخ و گس عقب ماندگي تاريخي روشنفكري ايراني را در دهان ها باقي گذاشت و تمام رشته ها را پنبه كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;روز گذشته در اخبار خوانديم كه مجله‌ی امریکایی فارین پالیسی Foreign Policy در شماره‌ی اخیر خود (دسامبر 2009)، در گزارشی ویژه فهرستی از 100 متفکر برتر جهان را که ایده‌های بزرگ آن‌ها، جهان را در سال 2009 تغییر داده، منتشر کرده است و زهرا رهنورد را پس از باراك اوباما در رده‌ي سوم ليست قرار داده است! اينكه در اين ليست كساني چون اوباما، جرج سوروس، بيل گيتس، ديك چني و والكاو هاول حضور دارند، حقيقت را روشن مي كند اما شگفتي از آن است كه رهنورد براي كدام ايده‌ي بزرگ جهاني، متفكر برتر شناخته شده است؟! حسي كه پس از شنيدن اين خبر برانگيخته شد، ما را ياد شنيدن خبر اهداي جايزه صلح نوبل به شيرين عبادي انداخت و دوباره ياد اين جمله كه: &lt;STRONG&gt;«فقط انگل ها به جهل و تعصب توده دامن می‌زنند»&lt;/STRONG&gt;؛ و تا وقتي موجود جانداري باشد كه محمل زيست و تكثير انگل باشد، انگل به حيات خود ادامه مي دهد. انگل ها موجوديت قابل ذكري ندارند. آنها از جهل و هيجان متعصبانه‌ي مردم ارتزاق مي كنند. حيات آنها بالعرض است و تا وقتي محملي براي رواج جهل باشد، به حياتشان ادامه مي دهند. سالهاست روشنفكري مغرور و متبختر ايراني در كنج تاريك جهل از بدن بخشي از اقشار روشنفكرزده ارتزاق كرده و هرگاه فرصتي يافته، مدعي رهبري توده شده است. يادمان باشد امام(ره) بارها گوشزد كردند كه روشنفكري غرب‌زده، مايه‌ي همه‌ي بدبختي‌ها و عقب‌ماندگي‌هاست&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 01 Dec 2009 04:58:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=klikeman&amp;postid=170</comments>
<dc:creator>klikeman</dc:creator>
<guid>http://klikeman.blogfa.com/post-170.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://klikeman.blogfa.com/post-169.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;STRONG&gt;شعری از علی محمد مودب&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #cccccc&quot; color=#339999 size=7&gt;من سبز هستم!!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 425px; HEIGHT: 252px&quot; height=284 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.wired.com/images_blogs/dangerroom/2009/07/iran-green-movement.jpg&quot; width=523 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;درددلي با برادر بزرگم علي‌رضا قزوه&lt;BR&gt;---------------------------------------&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;در هندوستان جهان&lt;BR&gt;كه برخي گاوها را مي‌پرستند&lt;BR&gt;و برخي آلت ديگران را&lt;BR&gt;همچون آدم در سرانديب&lt;BR&gt;غريب!&lt;BR&gt;ما غريبيم، غريب، برادرم قزوه!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;غريب چون شمشيري در نيزار&lt;BR&gt;چون سيد حسن نصرالله در محاصره شيوخ عرب&lt;BR&gt;چون شعر تو در تارهاي عنكبوت وب&lt;BR&gt;و در گوگل فارسي&lt;BR&gt;كه بيشترين جست‌وجويش س/ك.س است&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;ما غريبيم و از غريبان مي‌ترسند&lt;BR&gt;گفته بودم مي‌ترسند&lt;BR&gt;با يك بغل ريش از آمريكا مي‌ترسند&lt;BR&gt;اما در سميناهارهايشان، بي‌باكانه آتش مي‌خورند&lt;BR&gt;آتشي كه دودش هم به چشم ما مي‌رود&lt;BR&gt;هم چشم خودشان را تار مي‌كند&lt;BR&gt;مي‌ترسند كه برخلاف روزنامه‌ها حرف بزنند&lt;BR&gt;برخلاف گوينده‌هاي بي‌بي‌سي‌ فارسي&lt;BR&gt;مي‌ترسند ويزاي شينگن‌شان باطل شود&lt;BR&gt;مي‌ترسند كه برخلاف شكم ها حرف بزنند&lt;BR&gt;از بوق‌ها مي‌ترسند&lt;BR&gt;عمر و عاص‌ها بي‌وقفه بر طبل شكم مي‌كوبند&lt;BR&gt;و نگهبانان دجله، صفين را از ياد برده‌اند&lt;BR&gt;و به صفوف سكوت مي‌گريزند&lt;BR&gt;مي‌ترسم حسين باز تشنه بماند&lt;BR&gt;برادرم قزوه!&lt;BR&gt;سكوت تخم همان افعي است&lt;BR&gt;كه در صحراي كربلا&lt;BR&gt;به روايتي سي‌هزار جوجه اش هلهله مي كردند&lt;BR&gt;قطار انديمشك در متروي تهران گريه مي‌كند&lt;BR&gt;اسبي با يال‌هاي خونين در فرهنگسراي بهمن مي‌دود&lt;BR&gt;صداي &quot;هل من ناصر &quot; از همه شبكه ها پخش مي شود&lt;BR&gt;و پسران نوح‌ها بر قله‌ها غرق مي‌شوند&lt;BR&gt;در اوج! بر قله‌ها!&lt;BR&gt;پدرم اما در پايين شهر مثل هميشه سبز است&lt;BR&gt;سبز در هفتادوپنج سالگي&lt;BR&gt;هنوز هر بار كه انتخابات مي‌شود&lt;BR&gt;با همان لباس سبز كارگري&lt;BR&gt;ساعتي از شهرداري اجازه مي‌گيرد&lt;BR&gt;تا برود به حضرت علي راي بدهد&lt;BR&gt;پدرم سواد ندارد&lt;BR&gt;تلويزيون هم هيچ‌وقت شعر تو را برايش نخوانده است:&lt;BR&gt;(مولا ويلا نداشت!...)&lt;BR&gt;پدرم سواد ندارد اما مي‌داند&lt;BR&gt;آن‌كه غربال به دست دارد&lt;BR&gt;همان است كه خرمن مي‌كوفت&lt;BR&gt;و كاه‌ها را با گندم‌ها مي‌آميخت&lt;BR&gt;برادرم!&lt;BR&gt;برادرم!&lt;BR&gt;برادرم قزوه!&lt;BR&gt;جوان‌هايي كه دوستشان داشتيم&lt;BR&gt;پيرمردهاي خوبي از كار در نيامدند&lt;BR&gt;سر پيري نشستند و با VOA معركه گرفتند&lt;BR&gt;سر پيري دندان‌‌هاي مصنوعي تيزي&lt;BR&gt;از انگليس در دهانشان سبز شد&lt;BR&gt;و جگر ما را جويدند&lt;BR&gt;جگر مرا و جگر تو را&lt;BR&gt;جگر پدرم را، جگر عمويم را&lt;BR&gt;عمويم هم سبز است&lt;BR&gt;و هر صبح&lt;BR&gt;به شوق ديدن اهتزاز پرچم‌هاي قبرهاي پسرانش بيدار مي‌شود&lt;BR&gt;خاله‌ام هم سبز است&lt;BR&gt;هر شب روي پشت بام خانه‌اش&lt;BR&gt;تا صبح به تپة تاريك قبرستان نگاه مي‌كند&lt;BR&gt;تا چراغي را ببيند كه بر مزار فرزندانش سبز مي‌سوزد&lt;BR&gt;پسردايي ام&lt;BR&gt;محمدعلي بردبار هم چوپان سبزي بود&lt;BR&gt;كه زير دندانش مانده بود&lt;BR&gt;مزه برف كوه هاي تربت جام&lt;BR&gt;حتي آن وقت كه كاسه سرش&lt;BR&gt;سالها در خوزستان داغ، خاك خورده بود&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;تو از قديم سبز بودي برادرم قزوه!&lt;BR&gt;از &quot;مولا ويلا نداشت &quot;&lt;BR&gt;از &quot;شب است و سكوت است و ماه است و من &quot;&lt;BR&gt;از &quot;كيسه مي دوزند با نام شما شيادها &quot;&lt;BR&gt;از &quot;مردان بلدرچين &quot;&lt;BR&gt;از قديم!&lt;BR&gt;آفتاب‌پرست‌ها رنگ مشخصي ندارند&lt;BR&gt;اما شما از مزار سلمان كه باز مي‌گشتيد&lt;BR&gt;سبز بوديد&lt;BR&gt;تو سبز بودي، سيد حسن سبز بود&lt;BR&gt;قيصر سبز بود&lt;BR&gt;من در مزرعه‌هاي سبز عرق ريختم&lt;BR&gt;با پرچم‌هاي سبز گريستم&lt;BR&gt;و لباس سبز پسرعموهايم را براي كار به تن كردم&lt;BR&gt;وقتي كه سرخ به خاك ‌رفتند&lt;BR&gt;ياران چه غريبانه سبز بودند&lt;BR&gt;در تربت‌جام و هويزه&lt;BR&gt;در تنكابن و بندرعباس ...&lt;BR&gt;وقتي موج سبز هنوز به لس‌آنجلس نرسيده بود&lt;BR&gt;سبزها در شب اروند شعله مي‌كشيدند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;ما سبز بوديم&lt;BR&gt;اما از هيچ چراغ قرمزي رد نشديم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;من سبز هستم&lt;BR&gt;اما براي نوشتن كتاب جديدم&lt;BR&gt;سفر آمريكا نرفته‌ام&lt;BR&gt;آمريكا خودش به كتاب من&lt;BR&gt;به زندگي من آمده است&lt;BR&gt;بيست و پنج سال است&lt;BR&gt;كه زانوهاي برادرم را تحريم كرده است&lt;BR&gt;به آسمان نگاه مي‌كنم&lt;BR&gt;هواپيمايي سبز رد مي‌شود&lt;BR&gt;آمريكا را لعنت مي‌كنم&lt;BR&gt;كه از آن‌طرف اقيانوس‌ها&lt;BR&gt;آمده است&lt;BR&gt;تا نگذارد آب خوش از گلوي كبوتران ما پايين برود&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;من سبز هستم&lt;BR&gt;با طبقة بالا هم هيچ دعوايي ندارم&lt;BR&gt;اما نمي‌دانم چرا صاحبخانه به پشت بام كه مي‌رود&lt;BR&gt;بر عليه زير زمين نشين‌ها شعار مي‌دهد&lt;BR&gt;كه از خستگي خوابشان برده است&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;اگر پول داشتم&lt;BR&gt;به بي‌بي‌يي فارسي زنگ مي‌زدم&lt;BR&gt;و مي‌گفتم اين‌قدر سر و صدا نكنند&lt;BR&gt;پدرم با لباس سبز كارگري&lt;BR&gt;خسته خوابيده است&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;به اين‌ها مي‌گفتم اصلا ما سبز نه، شما سبز&lt;BR&gt;اصلا خون شما سبز و خون ما سرخ&lt;BR&gt;و هر جا خوني بريزد&lt;BR&gt;رنگي از پرچم ايران و عزيز&lt;BR&gt;اما چرا عالي جناب شريح مفتي مفتي&lt;BR&gt;با خودكار سبز فتوا مي دهد&lt;BR&gt;كه الي جون مي تواند سطل آشغال را بسوزاند&lt;BR&gt;مي تواند جگر مرا بسوزاند&lt;BR&gt;و كنار شغال بنشيند!&lt;BR&gt;(به فتواي دل من اما&lt;BR&gt;تو يكي كه با روسري&lt;BR&gt;به چشم خواهري قشنگ تر بودي!&lt;BR&gt;آهاي خوشگله!&lt;BR&gt;دلم مي سوزه، آتيش نسوزون!)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;ما از عاشورا تا به حال سبزيم&lt;BR&gt;مادرم پيشاني غلامرضا را وقتي به جبهه مي رفت&lt;BR&gt;بي گريه مي بوسيد&lt;BR&gt;كه از حضرت زينب خجالت مي كشيد&lt;BR&gt;بي بي زهرا بر جنازه باقر نوجوانش&lt;BR&gt;گريه نمي كرد كه از حضرت زينب خجالت مي كشيد&lt;BR&gt;خاله ام بر جنازه حسن و حسينش گريه نمي كرد&lt;BR&gt;كه از حضرت زينب خجالت مي كشيد&lt;BR&gt;شما چطور از مادرم، از خاله ام، از بي بي زهرا&lt;BR&gt;از حضرت زينب خجالت نكشيديد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;آهاي شما كه تازه به جريان سبز ما پيوسته ايد&lt;BR&gt;بايد جواب بدهيد&lt;BR&gt;چرا اينهمه رنگ به رنگ مي شويد؟&lt;BR&gt;بايد جواب بدهيد&lt;BR&gt;كه چرا آبروي روياي قرن هاي پدرم&lt;BR&gt;اين دهقان سالخورد خراساني&lt;BR&gt;اين رستم شكسته شعر مرا برده ايد؟&lt;BR&gt;بايد به عموي من&lt;BR&gt;و به خاله هايم جواب بدهيد&lt;BR&gt;به اميرحسين شش ساله ما&lt;BR&gt;كه مادرش كفشش را با سوزن خياطي مي دوزد&lt;BR&gt;و پدرش دوازده سال پيش دود شده بود&lt;BR&gt;و ما نمي دانستيم&lt;BR&gt;(آهاي استاد رقص شترمرغ براي خرس!)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;بايد جواب بدهيد!&lt;BR&gt;اينهمه سال چه مي‌كرديد&lt;BR&gt;در مقام هاي مختلف&lt;BR&gt;اگر فيلم‌هاي تبليغاتي‌تان دروغ نبود؟&lt;BR&gt;وقتي برادرم قزوه &quot;مولا ويلا نداشت &quot;را مي‌گفت&lt;BR&gt;شما چه مي‌كرديد؟&lt;BR&gt;آهاي شما كه تازه به جريان سبز ما پيوسته‌ايد&lt;BR&gt;بايد جواب بدهيد!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;# تمام نام‌ها و اطلاعات واقعي است&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Nov 2009 16:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=klikeman&amp;postid=169</comments>
<dc:creator>klikeman</dc:creator>
<guid>http://klikeman.blogfa.com/post-169.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://klikeman.blogfa.com/post-168.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;FONT color=#339966&gt;سبز &lt;/FONT&gt;رنگ شال هر عياش نيست !!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 404px; HEIGHT: 231px&quot; height=201 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8803/Images/jpg/A0695/A0695981.jpg&quot; width=348 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مقدمه :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من شاهد این جماعت سبز پوش سیاه اندیش !! در ۱۳ ابان بودم از نزدیک و دیدم این جماعت  به اصطلاح ازاد اندیش و روشنفکر  با سنگ و کلوخ از مردم بیگناه  چگونه در هفت تیر و مفتح و شهید بهشتی پذیرایی می کنند و سطل زباله آتش می زنند و از بالای پل روگذر اتوبان مدرس سنگ و اجر بروی واشین های عیوری پرتاب می کنند همه را به عینه دیدم فرهنگ و ادب این جماعت را !!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حال اگر بسیجی یا نیروی انتظامی سمت یکی از این اراذل برود می شود بی فرهنگ و آدم کش و خشونت گرا!!!زمانه وارونه ای است می خواستم مطلب بلندی را بنویسم اما عجالتا شعری از سعید را در وبلاگش دیدم که خواندنش خالی از لطف نیست.......&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;                                                                                                         زیاده جسارت است&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;***************&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سبز رنگ خوبي و زيبايي است سبـز رنگ هستـي و پيدايي است &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سبز رنگ پاك معصوميت است رنـگ تقـوا و خلـوص نيت است &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سبز رنگ پاكي سجـاده ها ست استجابت كردن حـق از دعـا ست &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سبز را رنگ ولايـت گفته اند تا كه حـق را با صلابت گفته اند &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سبز رنگ رويش و روييدن است سبز رنگ يـاس را بوييدن است &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سبز رنگ گنـبد است و بارگاه ني كه رنگ غفلت است و يا گناه &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;لشگر اين سبز روحانيت است عشقشان با مقتداشان بيعت است &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سبز رنگ جمله دين انبياء است رنگ ايمان است و رنگ اولياء است &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سبـز يعني رنگ نور انبـياء سبـز يعني مشق عشق اوليـاء &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سبز در زنجيـر دونان شد اسير سخت در دام فريب افتـاده گير &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هر كجا سبـزي بود يادش كنيم تا كه از اين فتـنه آزادش كنيم &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سبز رنگ شال هر عياش نيست رنگ هر ولگرد و هر اوباش نيست &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 421px; HEIGHT: 288px&quot; height=397 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.jahannews.com/images/docs/000074/n00074083-r-b-014.JPG&quot; width=662 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;BR&gt;سبز رنگ دختران هرزه نيست اين دغل بازي و فتنه كار كيست؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سبـز رنگ پيـروان انقـلاب ني كه رنگ دختـران بد حجاب &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اينكه مي‌گويند سبزي رنگ ماست جنبـشي از شـورش اهل ريا ست &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اي دغل بازان صد رنگ و سياه عاقبت تا كي تبــاهي و گنـاه &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سبز را تا كي به زنجيرش كشي از بلنـدي تا كه بر زيرش كشي &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سبز تو از جلبك قورباغه است قصد تو پي كردن يك ناقه است! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اين كلاغان را به رنگ سبز چه؟ دزد را با كنـتور و با قبض چه؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اي تبه كاران مست و پر فريب تا به كي در رأي مردم شك و ريب؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اي كلاغان فتنه ها را بس كنيد دشمني با قرقي و كركس كنـيد &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سبز مي گويد كه اي ارژنگ ها بس كنيد اين فتنه و نيـرنگ را &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;راه تو ره نيست بل كجراهه است راه باطل آخرش بيـراهه است &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چون خودت داني كه راهت سبز نيست رهبري اهل فتنه بهـر چيست ؟! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سبز رنگ روشن و آرامي است پرچـم جمهـوري اسلامـي است &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سبز رنگ نور پاك فاطمه(س) است با دعايش فتنه ها را خاتمه است &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سبز رنگ جنگل است و بيشه است ني كه رنگ هر تبر يا تيشه است &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آن كه نظم جامعه كرده تباه روي او از تيرگي باشد سياه &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مدتي درياي ما طوفاني است عده اي از ناكسان زنداني است &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;موج دريا چون كه روزي وا نشست آن حباب و آن خس و خاشاك هست ؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اي سيه رويان همه فرصت طلب اي تبه كاران زشت و رنگ شب &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هر كسي شال نفاقي بسته است كي ز دام و بند شيطان رسته است ! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سبز كي رنگ دروغ است و ريا سبز كي رنگ فريب است و جفا &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;راه ما باشد ره پير خمين (ره) هم كه اين راه حسن هست و حسين (ع) &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سبز گفتا كي تو داني من كيم هر چه ام رنگ دغـل بازي نيم &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هم بگفتا رنگ مزدوري نيم رنـگ خفـاشان شب كوري نيم &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آنكه باطل مي رود او سبز نيست پاي در گل مي رود سر سبز نيست &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;رهبر از دست شما ناراضي است چون همي گويد كه اين جو سازي است &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هم كسي كه حجت از سوي خداست قلـب او رنجـور از كار شماست &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اين جماعت كارشان يك‌رنگ نيست قصدشان جز فتنه و نيرنگ نيست &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;روز قدس اين افتخار ملت است دوستي با دشمنان از ذلت است &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سيزده آبان كه فخر ميهن است روز پيـروزي ما بر دشمـن است &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سبز آنها سبز آمريكايي است كارشان جنجـالي و غوغـايي است &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سبز رنگ مردي و مردانگي است ني كه رنگ مستي و ديوانگي است &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سبز رنگ مردمان ساده است مردم بي حيلـه و افتـاده است &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;رنگ تو رو بر سياهي مي زند كارت آخـر بر تبــاهي مي زنـد &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آنكه دائم بي دليل و با سؤال رنج ملـت را برد زير سؤال &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گر بگويي اين دغل ها كار كيست نمره ات را مي دهم يك بيست بيست &lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;منبع:&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;وبلاگ « راهي كه سبز نيست&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 04 Nov 2009 20:14:55 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=klikeman&amp;postid=168</comments>
<dc:creator>klikeman</dc:creator>
<guid>http://klikeman.blogfa.com/post-168.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://klikeman.blogfa.com/post-167.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #6699cc&quot; color=#ffffff&gt;نجوایی با شهید مظلوم و سرفراز سرلشکر پاسدار نورعلی شوشتری&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660033 size=6&gt;دستی بر آر و ما..................&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#3333cc size=6&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 364px; HEIGHT: 211px&quot; height=187 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8705/Images/jpg/A0478/A0478378.jpg&quot; width=314 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;سلام کاک نورعلی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمی دانم از آنجا که نشسته ای صدایم را می شنوی یا خیر؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از کرانه هستی آیا هنوز نظاره گرمان هستی یا نه؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سردار خاکی ما&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همصحبتی با احمد کاظمی و مهدی باکری را لختی رها کن و به ما بنگر &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قول می دهم ترا تنها ثانیه ای از آن شرب مدام جدا کنم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شیر بچه نیشابور&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی شنیدم ۴ سال قبل تو هم قرار بود &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در آن آخرین پروازی که احمد کاظمی را آسمانی کرد باشی و لی در لحظات واپسین از آن جاماندی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و بعدتر چه حسرتها خوردی در می مانم که نورعلی جان چه زیبا به یاران سفر کرده پیوستی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چه زیبا و خونین بال …قطعه قطعه مانند اربابمان حسین…………….&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نوش جانت این شیرین شهد شهادت پس از سالها انتظار و حسرت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سردار گمنام &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باز هم شنیده ام دو روز قبل شهادت بر زبان جاری ساخته ای که آرزویت تکه تکه شدن در را خداست&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و چه زود حضرت دوست برآورده کرد خواسته ات را&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سبز پوش سرخ اندیش&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با لباس سبز مقدس ات رفتی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و با رفتنت فریاد کردی که سبز پوش حقیقی کیست و چه می کند….&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و سبز پوش قلابی کیست.................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سردار خستگی ناپذیر سلام ما خاکیان را به احمد و مهدی و ابراهیم برسان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و بگو بر سر پیمانی که با ایشان و امام راحلمان و آقای مظلوممان بستیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; هستیم تا نثار قطره قطره خون. اما آخرین سخن: کاک نور علی شهید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دستی بر و ما قبرستان نشیان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 21 Oct 2009 19:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=klikeman&amp;postid=167</comments>
<dc:creator>klikeman</dc:creator>
<guid>http://klikeman.blogfa.com/post-167.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://klikeman.blogfa.com/post-166.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0033&gt;  سیری کوتاه در دریای وجود مهدی رجب بیگی ،الگوی دانشجوی مسلمان&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=6&gt; او را می شناسید؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=6&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.habilian.com/foto/rajabbeygi.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;وحید جلیلی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;متن سخنرانی بر مزار شهدای گمنام دانشگاه امیر کبیر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; يکي از منابعي که به ما توصيه مي شود در چالش ها و فتنه ها به آن پناه ببريم تا تکليف خودمان را بفهميم شهدا هستند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قرآن به ما تاکيد مي کند زنده بودن شهدا را بفهميم و درک کنيم، در محاسبات عادي و مادي دنيا غرق نشويم. اين خداي عالم است که به ما مي گويد شهدا را مرده نپنداريد، خالق مرگ و زندگي است که اينگونه ما را مورد خطاب قرار مي دهد که بشارت شهدا را بشنويم. يعني در همان حالي که شهدا نزد خداي خود شادند و روزي مي خورند ارتباطشان را با جامعه ديني از دست نداده اند و همواره بشارت مي دهند اين راه ، راهي نيست که در آن حزن و خوف باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شايد اين روزها لازم باشد به همان ادبياتي بازگشت کنيم که شهدا در آن منظومه تربيت شدند. در آن نسل و در بين احيا شدگان توسط امام، قرآن و تفکر قرآني و پناه بردن به قرآن موضوعيت داشته است.آنها به هيچ وجه سرشان خلوت تر از ما نبود؛ درس و مبارزه و فضاي بزرگ سرنگوني سلطنت را داشتند و در همه جا هم حضوري فعال داشتند و هيچ يک از اينها بهانه اي نشد که پيوندشان با قرآن و ذکر کمرنگ بشود بلکه برعکس انقلابي گريشان آنها را همواره همنشين قرآن کرده بود.در آثار شهيد رجب بيگي مکرر استشهادهاي دقيق و درست به قرآن مي شود و او از اين منبع معرفتي عظيم با اخلاص خود به بصيرتي عظيم مي رسد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;: شهيد رجب بيگي ظرفيت عظيمي است که شايد بشود امروز تعبير ذخيره انقلاب برايش به کار برد. گنجي است که هنوز کشف نشده، قابل مقايسه نيست ولي براي تقريب به ذهن مي گويم، شما مي بينيد در انقلاب هاي بي خدا و جداي از منظومه عظيم آرماني معرفتي الهي چقدر درباره الگوها و چهره هايشان کار مي‌کنند. من و شما که در ايران زندگي مي کنيم چه بسا با چه گوارا از چهره تا تاريخ مبارزاتش آشناتريم تا با شهيد رجب بيگي که دانشجوي خودمان بوده است. خداوند مي گويد: &quot;لأن شکرتم لازيدنکم&quot;، اگر بر نعمت شهدا کفر ورزيديد و اگر گوش‌هايتان را بر پيام بشارتي که برايتان مي فرستند بستيد، و در توهم‌هاي خود غرق شديد و نواي &quot;کجاييد اي شهيدان خدايي&quot; سر داديد در حالي که شهدا هستند و اين شما هستيد که غايبيد، اگر اينطور باشد، &quot; ان عذابي لشديد&quot;. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رجب بيگي الگوي دانشجوي مسلمان است از هر بعدي که به اين آدم نگاه مي کنيم الگو است، سال 54 وارد دانشکده فني تهران مي شود، دوستانش مي گويند مهدي مايه اعتماد به نفس ما بود، چون شاگرد اول دانشکده فني بود با اينکه در باقي ابعاد هم از ما فعال تر بود ولي اينطور نبود که فقط يک دانشجوي ممتاز و نمازخوان باشد.براي رجب بيگي دين همه دين بود، دينداريش جامع و کامل بود. ابعاد معنويت، عدالتخواهي، جهاد، مبارزه، و تلاش شبانه روزي در زندگي شهيد برجسته است. زماني که او شهيد مي شود 24 سال داشته اين همه برکت از يک دانشجوي جوان از کجا ناشي مي شود؟ معنويت او را بنگرید، انس با قرآن و دعوت به معنويت که در کتابش به کرات ديده مي شود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شهيد رجب بيگي خيلي تحت تاثير مرحوم دکتر شريعتي بود، ولي شريعتي را هم ذيل امام مي ديد براي همين توانست از شريعتي خوب استفاده کند. رجب بيگي ها شايد بيشتر از دکتر شريعتي به حرف هايي که او در مقاله خودسازي انقلابي زده ، عمل کردند و عمق معنويتشان بالاتر بود. شريعتي خودسازي را ذيل عبادت، کار و مبارزه اجتماعي تعريف مي‌کند که در هر سه بعدش رجب بيگي در دوره خودش در اوج است. به دليل اينکه از لحاظ درسي خيلي ممتاز بود از مدارس بالاي شهر و پولدار ها براي تدريس دعوتش مي کردند مدتي در آن فضا بود اما بعد کاملا گسست و گفت: &quot;اين کار من کمک به ايجاد فاصله طبقاتي است&quot; و به جنوب شهر رفت. در دانشگاه از مسائل صنفي تا فعاليت هاي انجمن اسلامي همه را در نظر مي گرفت، براي پيروان خط امام بيانيه مي نوشت، در نماز جمعه به نمايندگي از دانشجويان صحبت مي کرد، در جهاد سازندگي حضور فعال داشت ، در روزنامه جمهوري مطلب مي نوشت و در نشريه هاي دانشجويي هم فعال بود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اين را هم بگويم، درعرصه قلم زدن شهيد رجب بيگي ممتاز نبود ولي چون تکليف گرا بود، کار مي کرد. آيه &quot;لايکلف الله نفسا الا وسعها&quot; که براي ما آيه رفع تکليف شده براي آنها آيه تکليف بود، اين آيه مي گويد، هر کس به اندازه استعداد و توانايي اش بايد تلاش کند اما ما از همين آيه براي رفع تکليف استفاده مي کنيم. شهيد رجب بيگي از تمام استعداد خودش استفاده مي کند و آن را در خدمت انقلاب قرار مي دهد.در همان زمان خيلي ها استعداد بيشتري داشتند اما بخل ورزيدند که خداوند مي گويد ما اين استعداد را در قيامت مثل طوق به گردنشان مي اندازيم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;او يکي از سرسلسله هاي ايجاد جريان مهم و استراتژيکي در کشور بود که امروز هم از ضرورت هاي مهم ما است. انقلاب که پيروز شد يک امام داشت و يک امت، مردمي بودند که امامي را برگزيدند و به او اعتماد کردند و پشت سرش حرکت مي کردند، ولي اينگونه نبود که سابقه آرمانخواهي به نهضت 15 خرداد و امام منحصر شود. گروه هاي زيادي در طي ده ها سال فضايي را به وجود آورده بودند و سابقه هايي داشتند اما در انقلاب حاضر نشدند با امام و مردم همراه شوند و هرچه از انقلاب گذشت فاصله شان را بيشتر کردند. فضاي نخبگاني بعد از انقلاب که بخشي از آن ادامه فضاي نخبگاني قبل از انقلاب بود ، با جريان هاي انقلاب فاصله خود را حفظ کردند. عليا حضرت شهبانو تلاش زيادي کرده بود و بدنه نخبگاني قوي در اطراف خود در ابعاد ديني، هنري، ادبي و ... ايجاد کرده بود. رييس دفتر شهبانو سيد حسين نصر بود که اتفاقا آدم فاضلي هم هست. يعني فضاي سلطنتي براي خودش يک جريان نخبگاني ايجاد کرده که در نظام اسلامي نتوانستند با امام همراه شوند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=257 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i41.tinypic.com/2hyf3ly.gif&quot; width=256 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;: جريان هاي نخبگاني روشنفکري ديگري هم وجود داشت که گرايشات مارکسيست، چپ و ... داشتند و آنها هم با انقلاب همراه نشدند. انقلاب اسلامي در شرايطي پيروز شد که جهان آن را با پيرمردي معمم مي شناخت که فراتر از همه جريان ها آمده بود اين انقلاب را به پيروزي رسانده بود، حتي يک جريان نخبگاني وابسته به حزب توده ، جريان جدي نخبگي حوزوي در حد مرجع تقليد داشت که در مقابل امام و انقلاب صف بسته بودند. در انقلاب چون نيرويي براي اداره کشور با امام نبود، و تنها يک مشت توده عوام بدون سازماندهي همراه امام بودند توقع نمي رفت که اين انقلاب به سرانجام برسد. نظير اين اتفاق قبلا در جريان مشروطه و نفت هم افتاده بود اما چطور شد که اين بار امام توانست انقلاب را به سرانجام برساند، بعد از مشروطه انگليس با روشنفکر داخلي توافق کرده بود و رضاخان را سر کار آورده بود تا مشروطه را به جايي که مي خواست برساند و در قضيه نفت هم به همين ترتيب، اما افرادي که اين طور فکر مي کردند پيش بيني رجب بيگي ها را نکرده بودند، امثال رجب بيگي از دل انقلاب در آمدند و يک جريان نخبگي متصل به مردم و ولايت ايجاد کردند و ضد انقلاب را در همه حوزه ها کنار زدند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وي تصريح کرد:از جنبه ديگري هم حرکت شهيد رجب بيگي قابل توجه است و آن اينکه فتنه سال 57 به بعد خيلي غريب و پيچيده بود، ضد انقلاب همه چيز داشت از سابقه مبارزاتي تا شهيد و همسر شهيد. نيروهاي ضد انقلاب در فاصله دو سه سال توانستند علي رغم اختلافات اوليه با هم در مقابل انقلاب متحد شوند. مجموعه جريانات چپ، نهضت آزادي، بني صدر و رجوي با همه اختلاف نظرها با پيوستگي به اسراييل و ائتلاف با نيروهاي خارجي عليه انقلاب صف کشيدند، (البته جريانات اخير خيلي زودتر اين مراحل را طي کردند و در عرض دو -سه ماه به اسراييل رسيدند)در آن شرايط کارکردن خيلي سخت بود. رجب بيگي ها يک محور براي خود گذاشتند و آن &quot;خط امام&quot; بود. هر چه جست و جو کردند ديدند هيچ چيز نمي تواند غير از خط امام محور قرار بگيرد، به امام نگاه مي کردند و با محوريت امام بقيه را تحليل و ارزيابي مي کردند و مي سنجيدند و جايگاه خود را نسبت به آن شخص پيدا مي کردند، امام را يافتند و امام را شکر کردند، نعمت امام را شکر کردند، نعمت اسلام ناب را شکر کردند، آنها پيوستگي جدي با مردم داشتند متاسفانه الان ما حتي در نيروهاي حزب‌اللهي رابطه‌مان با مردم بسيار ضعيف است، امثال شهيد رجب بيگي شبانه روز با مردم بودند از دبيرستان هاي جنوب شهر تا کارهاي عمراني در جاهاي دور افتاده، اين جريان نخبگي براي نجات انقلاب به کمک امام آمدند و موفق هم شدند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ويژگي اين جريان اين بود که معطل کسي نمي شد، رجب بيگي معطل جريان نخبگي نشد که فلان مرجع يا فلان استاد دانشگاه بيايد و از امام دفاع کند تا آنها هم به دنبالش راه بيفتند. تلاش مي کردند ظرفيت هاي ناب ديني را در توده ها فعال کنند. رجب بيگي نسبت به اقران خودش امتياز ديگري داشت و آن اينکه توجه جدي به کار فرهنگي داشت. براي آنها کار فکري فقط غرب شناسي نبود که بعد هم خودشان يک گروه متبختر و متفرعن غرق شده در انتزاعيات و جدا از مردم شوند که کاري از دستشان بر نمي آيد و در فتنه ها هم حداکثر خدمتشان به انقلاب سکوت است. رجب بيگي کسي نبود که به بهانه خواندن کتاب هاي فلان متفکر نسبتش را با مردم قطع کند و از جنوب شهر غافل شود. سبک زندگي‌اش براساس اسلام نابي که امام به آنها داده بود انقلابي بود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رجب‌‌بيگي شهيد نبرد جنگ اسلام ناب با اسلام آمريکايي بود. امام در پيامش مي گويد انقلاب اسلامي انقلابي بود عليه اسلام سلطنتي ، اسلام سرمايه داري و اسلام التقاطي. رجب بيگي مصداق بارز شهيد جنگ اين دو جريان است. او نسبت به اشرافيت و سرمايه داري به شدت کينه دارد و اين کينه با بصيرت همراه است نه تعصب و کورکورانه.او به شدت دغدغه دارد که مبادا اسلام انقلاب اسلامي با اشرافيت مصادره شود و اشرافيت بخواهد از اسلام سهم خواهي کند. امروز رجب بيگي مي تواند از مهم ترين الگوهاي جنبش دانشجويي باشد، چون فضاي امروز به نوعي ويژگي هاي آن دوره را دارد و بازسازي مي شود. اسلام سلطنتي که مي گويد حکومت اسلامي و نه جمهوري اسلامي چون از جمهوريت ضربه خورده، يک دوره مي خواست به بهانه جمهوريت اسلاميت را بزند و موفق نشد امروز از آن طرف از نمادهاي ديني استفاده مي کند تا اسلاميت را بزند. امام مي دانست اگر جمهوريت را از نظام بگيرند اشرافي که از همين نظام سر بر آورده اند اگر بتوانند پاي توده ها را از مشارکت سياسي قطع مي‌کنند. همسر رضا پهلوي و دخترهايش در جريانات اخير آمدند کنار پلاکاردي که نوشته مراجع عظام به داد برسيد عکس انداختند اين همان اسلاميتي است که مي خواهد زيرآب جمهوريت را بزند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جليلي تصريح کرد:امامي که برايش زايل کردن سلطنت بعد از 2500 سال افتخار است حالا عده اي آمدند و مي خواهند با انتساب به او ادعاي وليعهدي کنند، در صورتي که ما وليعهد نداريم ،ميزان در هر کس حال فعلي اوست .از نژاد فلان و خانواده بهمان بودن در مناسبات انقلاب اسلامي نيست. ما امروز محتاج بازسازي جريان نخبگي اول انقلاب هستيم بايد از پشت کردن جريان نخبگي به مردم استفاده کنيم و جريان جديد انقلاب اسلامي در اين فضا خودش را معرفي کند. نبايد اجازه دهيم جريان روشنفکري که در ائتلاف با اسراييل حاضر نيست از راي مردم دفاع کند در جامعه باقي بماند بايد جريان جديدي سر در بياورد .رجب بيگي ها اين نقش را ايفا کردند و حلقه اتصال امام و امت شدند. گنج هايي که بين مردم بود را استحصال کردند، امثال رجب بيگي زرادخانه هاي فرهنگي ما را پر مي کردند. آنها مي آمدند و هزار گروه نخبگي را در سطوح مختلف فعال مي کردند و امام را از ناز و اداي يک مشت افراد متفرعن بي نياز مي کردند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;:امروز هم محتاج جرياني هستيم که با اعتماد به نفس و اخلاص که يکي از ويژگي هاي اين شهيد بود در فضاي انقلاب حرکت کند. چيزي که شهيد رجب بيگي در يادداشت هايش بارها تاکيد کرده اين بود که&quot; کارآمدي ما از دل خلوص ما بر مي آيد&quot; نبايد بگوييم هدف وسيله را توجيه مي کند. مکرر اين را توضيح مي دهد ضمن اينکه مرز بندي خودش را با جريان نخبگي ضد مردمي حفظ مي کند آسيب هاي جريان نخبگي انقلاب را هم رصد مي کند. او نماد جريان نخبگي ناب انقلاب اسلامي است که امروز مي تواند به عنوان يکي از پرچم هاي ما در خيزش مبارزه با آفات انقلاب باشد. متاسفم که 28 سال بعد از شهادتش هيچ کار جدي درباره او نشده، ظرفيت اين را داشت که فيلمي در مقياس جهاني برايش ساخته شود و به عنوان يکي از دست پروردگان و تربيت شده هاي انقلاب به جهان معرفي شود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;:ويژگي ديگر شهيد رجب بيگي اين است که آدمي است به شدت فرهنگي، تا مغز استخوانش فرهنگي است و کار فرهنگي برايش موضوعيت دارد. روزي که مي بيند همه کارهايش را کرده وقتي دشمن دست به اسلحه مي برد نمي نشيند تماشا کند و بگويد من اهل قلم و روشنفکر هستم، اسلحه دست مي گيرد و از نظر من اين افتخارش است که به عنوان يک آدم فرهنگي به قول خودش &quot;کتاب زده&quot; نيست و هر جا که لازم باشد اسلحه دست مي گيرد. او با اعتماد به نفس کامل در صحنه حاضر مي شد. تذبذب در کارش نبود. مستقل است اما تذبذب ندارد .جايي که يقين دارد محکم مي ايستد. سيد حسن نصرالله در جنگ 33 روزه لبنان گفت اين جنگ،جنگ اراده هاست، در فتنه هم همينطور است اگر اراده را بتوانند متزلزل کنند با بزرگ کردن فرعيات و تزلزل اصول يکباره همه چيز فرو مي ريزد.در لشکر علي هم با جنگ رواني ريزش ايجاد مي شود و مومنان راسخ هستند که مي توانند در اين فتنه ها مردمشان را نجات بدهند. رجب بيگي گنج ناشناخته اي است که جنبش دانشجويي شديدا به آن محتاج است و بازخواني او و ملکات رفتاري‌اش مي تواند به بازآفريني جريان نخبگي انقلاب در برابر حرکات اشرافيت زياده خواه و پررويي که براي خدمت به اسراييل وارد تقابل با انقلاب شده اند، بينجامد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 14 Oct 2009 11:03:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=klikeman&amp;postid=166</comments>
<dc:creator>klikeman</dc:creator>
<guid>http://klikeman.blogfa.com/post-166.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://klikeman.blogfa.com/post-165.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;برای محس حسام مظاهری و این روز هایش&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#cc0000 size=6&gt;آری اینچنین بود برادر.....&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000 size=6&gt;&lt;IMG height=449 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i2.tinypic.com/qozotg.jpg%5B/IMG&quot; width=252 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;مهدی عجم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باور کنیم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بصیرت را در تحریریه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مجلات روشنفکری &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با گرافیک های آبستره &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و در کلاسهای داشگاه تهران &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خیرات نمی کنند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و در حلقه های فکری و نظری &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نه نه برادر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امان از درد بی بصیرتی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدای من &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چه ها که نمی کند؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فحولی را بر زمین زده  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;که تو &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برادرم محسن حسام عزیز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ببخش جسارتم را رقمی در برابرشان نیستی!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ؤِ بسیار کوچکی در برابرشان &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;استخوان خرد کرده های علم و فقه و ییکار و ........ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ای وای&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; خیلی متظاهر و شعارگونه شد برادر؟؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دلم می سوزد برای &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فتیان &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و هابیل مظلوم!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;که باید این روزها &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در فطرت آبادت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اعترافات بخوانم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و بنگرم اوج ساده اندیشی و .......&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باور کن محسن جان اینها برچسب و اتیکت نیست &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مناجاتت را به چه پیرایه ها آلودی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و چه ناشیانه تقلید کرده ای از شریعتی مظلوم محسن حسام جان &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و باز به سبک محمد قوچانی در بند !! اعتراف نامه نگاشته ای که چه؟؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و نوشتی از.....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و کلی فحش و فضیحت در  ابتدای مقاله درباره الی و....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بار احمدی نژاد کردی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دست مریزاد حضرت روشنفکر مودب!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از چیز حسین !! نکند آموخته ای این سلوک را برادر؟؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از همان به قول خودت اعتدال گرایی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; که این روزها عکسش بر دست منافقین و سالطنت طلبان و ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در نیویورک بالا می رود !!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نگو که ندیده ای !!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر هنوز حضرت روح اله را قبول نداری &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته نه از نوع محمد خاتمی و کروبی اش&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یادت هست که می گفت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر وقت دشمنان برایمان کف زدند در خودمان شک کنیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و در بدیهوت احارونت و اسکای نیوز برایش کف می زند که&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; روز قدس را به لجن کشیده&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; پس از سی سال در قلب تهران این ام القرای ما&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا فهمیدیم معنای اعتدال گرایی چیست برادر!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر میر حسین اعتدال گراست &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس واژه ها قلب معنا شده اند و ما بیخبریم!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما ننوشتی از مساله اصلی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همان که آقا در افطاری دانشجویی امسال صریح و روشن گفت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نظرت درباره ولایت مطلقه فقیه ........&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بیخال شو بگذریم برادر........ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ندیدی چگونه نظام را هتک حیثیت کردند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این جماعت سیزپوش &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و جان و مال  ملت بیگناه به تاراج قدرت طلبی خویش بردند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و نطفه نامشروعی را پس از سی سال کاشتند که باید نشست و آینده &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این طفل  نامشروع را نگریست&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آری اینچنین بود برادر.....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و قلم بزن تو برایشان &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و به سخره بگیر بسیجی را&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بسیجی را می گویم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به خون حسین خرازی قسم دلم می سوزد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از اینکه تو محسن حسام &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پنجه بر چهره بسیجی می کشی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و متهم کن نظام را به هزار تهمت ناصواب&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و بزن سنگ شان را بر سینه و اعتدال گرایشان بخوان &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و پشیمان هم مباش از رایی که بر صندوق انداختی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جسارت بازگشت از مسیری که درش افتاده ای &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با پز روشنفکری جور در نمی آید برادر!؟؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پز سردبیری دو نشریه مدعی تفکر و فرهنگ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; و دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران و.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امان و صد امان از درد بی بصیرتی که گریبان خیلی را &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;می گیرد و بد یقه می کند!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و نمی پرسد مدرکت چیست و قلمت چگونه است برادر!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; ***************************************************&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; پانوشت:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینقدر ساد اندیش نیستم که محسن حسام را دشمن فرض کنم اولا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; و دیگر اینکه این متن دغدغه ذهنی چند وقته ام بود برای او که معتقدم جوان خوشفکر و با ذوقی است در دایره یاران انقلاب&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 02 Oct 2009 08:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=klikeman&amp;postid=165</comments>
<dc:creator>klikeman</dc:creator>
<guid>http://klikeman.blogfa.com/post-165.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://klikeman.blogfa.com/post-164.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0033 size=6&gt;پشت پرده افسانه جومونگ&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0033 size=5&gt;&lt;IMG height=248 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.zibasara.com/products_pictures/jumong-2.jpg&quot; width=342 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;در اواخر مردادماه ۸۸ تب «جومونگ» تهران را فراگرفت و عده اى از خبرنگاران رسانه هاى مختلف به دنبال اين بودند كه با آمدن جومونگ به تهران سريعاً خود را به او رسانده و گزارش هاى مفصلى را براى رسانه هاى خود تهيه كنند.&lt;BR&gt;در سريال «افسانه جومونگ» جومونگ همچون موسى (ع) در خانه فرعون (امپراتور) رشد و نمو مى كند،با وى به مخالفت برمى خيزد و در نهايت مردم آواره را با گذراندن از رودخانه اى پهناور (كه گذرموسى (ع) از رود نيل را تداعى مى كند) به سرزمين خالى از سكنه (!) پدرانش يعنى چوسان قديم (ارض موعود) وارد مى كند.&lt;BR&gt;چوسان در ذهن عبارت «چو سان - jew sun» يعنى خورشيد يهود را متبادر مى سازد و ماجرا آنجا شگفت آور مى شود كه خورشيد در تورات، نماد ارض موعود يا سرزمين مادرى مى باشد! چوسان كه ارض موعود شد، منجى اين قوم - جومونگ - نيز راهبى يهودى مى شود (jew monk = راهب يهودى) و پايه هاى ابتدايى امپراتورى خود را در جو لبن (jew lebun = لبنان يهود) بنا مى كند. در اكثر واژه هاى كليدى اين افسانه كره اى، «جو» يا چيزى شبيه آن (كه دقيقاً با همين تلفظ، در زبان لاتين به معناى يهودى است) به كار رفته است. شايان ذكر است، لازم نيست دقيقاً املاى اين لغات صحيح باشد؛ چرا كه در عمل هم ممكن نيست. بلكه نويسندگان اين افسانه كوشيده اند از اسامى يا كلماتى بهره ببرند كه بيشترين شباهت را با اسامى و مفاهيم يهود داشته باشند و تلفظ مشابه آنها - نه الزاماً املا - اهداف صهيونيستى عناصر پشت پرده اين مجموعه را در ذهن بينندگان نهادينه كند. جالب اينكه بيشتر اين عبارات، اسامى خاص هستند تا در صورت ترجمه و دوبله به زبان هاى ديگر، تغيير نكنند.&lt;BR&gt;البته آنچه ذكر شد، سواى موارد متعدد نمادگرايى تصويرى صهيونيستى اين سريال است. اگر نقشه چوسان قديم كه روى پوست ترسيم شده را ديده باشيد فقط كافيست نقشه فرضى ارض موعود صهيونيست ها (نيل تا فرات) را قبلاً ديده باشيد تا از اين شباهت بى اندازه به شگفت آييد. در پس زمينه سكانس هاى مختلف اين سريال با ستاره شش گوش يا تصاوير متعدد پرچم هايى داراى نقش خورشيد كه نماد ارض موعود صهيونيست هاست، مواجه مى شويد.&lt;BR&gt;نقش «كابالا» يا عرفان و سنت شفاهى يهود و پيشگويى هايشان در اين سريال غوغا مى كند. گويا قرار نيست هيچ تصميمى بدون اذن پيشگوهاى زن اين سريال انجام گيرد. لابد آنها هم حداقل يك «نوستراداموس» يا «ربى يهودا»، «ارى مقدس»، «ربى شمعون» و ديگر كاباليست هاى يهودى لازم دارند تا برايشان، واقعه ۱۱ سپتامبر را پيشگويى كنند و از آينده روشن قومشان بگويند. تاكيد بسيار بر مساله پيشگويى، پرده از نيتى شوم و شيطانى بر مى دارد كه آن چيز جز نامگذارى دهه دوم قرن بيست و يكم به نام دهه كابالا نيست.&lt;BR&gt;آنچه در اين سريال و ديگر فعاليت هاى فرهنگى - رسانه اى يهود به آن پرداخته مى شود. آماده سازى ذهن مردم جهان براى پياده شدن مفاهيم دلخواهشان است. همان گونه كه فيلم ها، سريال ها و آوازه خوانى هاى سبك متال و... دهه نود، جهان را براى ورود به عصر ترانس مدرنيسم كه همان Satanism يا شيطان پرستى بود، آماده كرد.&lt;BR&gt;جومونگ كه گويا «ماشيح يهود» بوده و قومش نيز همان فرزندان برتر خداوند هستند، ارتباطى تنگاتنگ با تورات و تلمود دارد. آنگونه كه همواره مورد عنايت الهى است و حتى همچون پيامبران بنى اسراييل (طالوت و داوود)، خداوند به او روش بافت و ساخت زره را آموخته و سربازانش با تعدادى كم بر دشمنان بسيار خود از امپراتورى چينى ها (هان) پيروز مى شود.&lt;BR&gt;نقش زنان در اين سريال (اعم از كاراكترهاى مثبت ومنفى) انسان را به ياد پيامبران زن هفتگانه يهود يا حداقل ديگرانى چون ريوقا، ساره، يائل و ... مى اندازد. شخصيت بانو «سوسانو» بسيار شبيه «دبورا» پيامبر زن يهودى است كه بنابر فصل هاى چهار و پنج كتاب شوفطيم از مجموعه عهد عتيق بر سربازان سيسرا پيروز مى گردد يا اقدامات تجارى وى «گراسيا ناسى» زن تاجر معروف يهودى و عامل اصلى نفوذ يهوديان در دربار عثمانى را در خاطر زنده مى كند. بانو سويا (همسرجومونگ) نيز كه ابتدا به اسارت مى رود، ولى پس از بازگشت به خاطر اهداف عاليه قوم همسرش از معرفى مجدد خود سرباز مى زند، انسان را ياد داستان «هدسه» كه بنابر فيلم صهيونيستى «يك شب با پادشاه» به زور از خانه عمويش مردخاى ربوده شد و به همسرى خشايار شاه درآمد، مى اندازد.&lt;BR&gt;در بررسى شخصيت هاى زن اين سريال، از هدسه كه با نفوذ در دربار ايران، مقدمات قتل ۷۷۰۰۰ ايرانى را فراهم كرد، بگذريم (كه شرح آن در دفتر استر از مجموعه عهد عتيق آمده است)، به ياد «ركسلانه» يا «خرم سلطان» يهودى مى افتيم كه با نفوذ در دربار سليمان، پادشاه عثمانى به همسرى وى درآمد و با قتل وليعهد «مصطفى» بالاخره منجر به قتل سلطان سليم دوم و شعله ور شدن آتش فتنه جنگ هاى ايران و عثمانى شد. در ديالوگ هاى اين سريال، فراوان عبارت آوارگى، اسارت، سرزمين مادرى و تاريخى، كوچ و ... به چشم مى خورد كه همگى يادآور فرازهايى از تورات است.&lt;BR&gt;جومونگ براى دفاع از خود، حق دارد از سلاح هاى نامتعارف زمان خودش مانند شمشير فولادى، بمب هاى آتشزا و ... عليه دشمنان خود استفاده كند تا جايى كه بيننده، اين برترى تسليحاتى را نوعى حق مسلم وى مى داند كه حاصل هوشمندى و تخصص كارگزاران اوست.&lt;BR&gt;دشمن اصلى جومونگ، امپراتورى چينى ها يا همان «هان» است كه سربازهايش با پرى كه روى كلاهخودهايشان دارند، بى شباهت به جنگاوران مسلمان نيستند. منطقى هم به نظر مى رسد. بايد در مقابل نفوذ روز افزون اقتصادى چينى هاى كمونيست در مقابل ايالات متحده كه ۸۰ درصد ثروتش در اختيار جمعيت حداكثر ۶ درصدى يهوديان است، ايستاد. يكى از اين راه ها، قدرت گرفتن كره به عنوان متحد آمريكا و اسراييل در حياط خلوت چين است.&lt;BR&gt;توجه بيش از حد اين سريال به مقوله تجارت، بى شك براى يهوديان زرپرست، زيبنده تر است تا شينتويست ها و مائويست هاى روح گراى شرق آسيا، شايد هم صهيونيست نمى تواند قبول كند كه پيروان مكتب كمونيسم (چين) امروز اينگونه در اقتصاد آزاد جهان جولان دهند.&lt;BR&gt;لابد كره هم به عنوان هم پيمان ايالات متحده و اسراييل با توجه بيش از حد به مقوله تجارت در اين افسانه تازه ساز (!) به دنبال ايجاد مقدمات فرهنگى جهت سرازير كردن هر چه بيشتر توليدات خود در كشورهاى هدف (مانند ايران) است؛ چرا كه مناسبات اقتصادى ۱۲ ميليارد دلارى بين ايران و كره و نيز داشتن مقام سوم صادرات به ايران، چشم طمع چشم بادامى هاى كره اى را هر چه بيشتر به سوى اين مرز پرگهر جلب كرده است.&lt;BR&gt;اين در حالى است كه نوادگان جومونگ بارها در مجامع بين المللى همداستان با آمريكا و اسراييل، فعاليت هاى صلح آميز هسته اى ما را محكوم كرده اند، راستش من خودم هم نمى فهمم چرا بايد بازارمان را در اختيار كشورى بگذاريم كه حقوق مسلم ما را قبول ندارد. البته اين تنها گزاره اقتصادى - تجارى اين مجموعه نيست بلكه موارد ديگرى همچون نقش شركت گوگل در القاى تبليغات غير مستقيم نيز در اين سريال مشهود است.&lt;BR&gt;آنجا كه قرار است امپراتورى نو بنياد جومونگ «گوگورى يو» نام گيرد، بيننده را به ياد تبليغات و شايعات گسترده مبنى بر تاسيس كشورى به نام گوگورى يو يا گوگ لند در جزيره اى G شكل «لوگوى اصلى شركت گوگل» در اقيانوس آرام از سوى مديران گوگل مى اندازد.&lt;BR&gt;البته شايد سخت باشد اگر بگويم حرف G از نمادهاى اصلى فراماسونرى است يا اينكه نرم افزار google earth هيچگاه آنگونه كه پايگاه اتمى نطنز را به وضوح مشخص كرده پايگاه اتمى ديموناى اسراييل را به دلايل امنيتى تصوير نكرده است. نمى دانم شايد اين هم از ترفندهاى اقتصادى بانو سوسانو و جومونگ باشد!&lt;BR&gt;البته با تمام تلاش و زبردستى كه نويسندگان و دست اندركاران كره اى- اسراييلى اين مجموعه به خرج داده اند، هيچگاه نخواهند توانست اسامى برخى شخصيت ها و كاراكترهاى اين سريال مانند «مگول»، «يا گاك» و «ماگاك» را كه از ديدگاه ترمينولوژى يا اصطلاح شناسى همان «مغول»، «ياجوج» و «ماجوج» خودمان هستند، با پوشش فرهنگى بپوشانند؛ چرا كه همواره در پشت اين اسامى قتل و غارت، خونريزى و توحش نهفته است. البته بد نيست بدانند كه مردمان اين سرزمين همان صاحبان فرهنگى هستند كه از مغول ها، مسلمان ساختند و بنا بر برخى تفاسير اين ذوالقرنين يا كوروش ايرانى بود كه اسلاف و اجداد آنها يعنى ياجوج و ماجوج را از اين سرزمين بيرون راند. به هر حال اگر يكى از قسمت هاى اين سريال را از دست داديد، چندان نگران نباشيد چون صدا و سيما آن را سه بار برايتان پخش خواهد كرد!&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 03 Sep 2009 14:34:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=klikeman&amp;postid=164</comments>
<dc:creator>klikeman</dc:creator>
<guid>http://klikeman.blogfa.com/post-164.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://klikeman.blogfa.com/post-163.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0033 size=6&gt;ما نمردیم خون&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0033 size=6&gt;دل بخوری...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0033 size=7&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 266px; HEIGHT: 320px&quot; height=524 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs942.xs.to/xs942/09321/3_8803261226_l600194.jpg&quot; width=314 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;محمد جواد زمانی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;دیشب این طبع، بی‌قرار شما&lt;BR&gt;خواست عرض ارادتی بکند&lt;BR&gt;دست کم از دل شکسته‌تان&lt;BR&gt;واژه‌هایم عیادتی بکند&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;***&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چشم بد دور، عمرتان بسیار&lt;BR&gt;کس نبیند ملالتان آقا!&lt;BR&gt;ما نمردیم خون دل بخوری&lt;BR&gt;تخت باشد خیالتان آقا!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;***&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چیست روباه در مصاف شیر؟!&lt;BR&gt;چه نیازی به امر یا گفته؟!&lt;BR&gt;تو فقط ابرویی به هم آور&lt;BR&gt;می‌شود خواب دشمن آشفته&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;***&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هست خاموشی‌ات پر از فریاد&lt;BR&gt;در تو آرامشی است طوفانی&lt;BR&gt;«الذی انزل السکینه» تو را&lt;BR&gt;کرده سرشار از فراوانی&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;***&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;واژه‌ها از لبت تراویدند&lt;BR&gt;پرصلابت، پرعاطفه، پرشور&lt;BR&gt;آفریدند در دل مردم&lt;BR&gt;عزت، آمادگی، حماسه، حضور&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;***&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این حماسه همه ز یمن تو بود&lt;BR&gt;گرچه از آن مردمش خواندی&lt;BR&gt;رهبرا! تا ابد ولی محبوب&lt;BR&gt;در دل عاشقان خود ماندی&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;***&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سهم دلدادگان تو سلوی&lt;BR&gt;قسمتِ دشمنان تو سجیل&lt;BR&gt;رهبری نیست در جهان جز تو&lt;BR&gt;که ز امت چنین کند تجلیل&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;***&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نسل سوم چو نسل اول هست&lt;BR&gt;با شعف با شعور با باور&lt;BR&gt;جاری است انقلاب چون کوثر&lt;BR&gt;هان! «فصل لربک وانحر»&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;***&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گرچه در باغ سینه‌ات داری&lt;BR&gt;لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها&lt;BR&gt;گفتی اما نمی‌روی چو حسین&lt;BR&gt;تا ابد زیر بار بدعت‌ها!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;***&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ناگهان در نماز جمعه شهر&lt;BR&gt;عطر محراب جمکران گل کرد&lt;BR&gt;بغض تو تا شکست بر لب‌ها&lt;BR&gt;ذکر یا صاحب الزمان (عج) گل کرد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;***&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جان ایران! چه شد که جانت را&lt;BR&gt;جان ناقابلی گمان کردی؟!&lt;BR&gt;آبروی همه مسلمانان&lt;BR&gt;اشک ما را چرا درآوردی؟!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;***&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جسم تو کامل است، ناقص نیست&lt;BR&gt;می‌دهد عطر یک بغل گل یاس&lt;BR&gt;دستت اما حکایتی دارد...&lt;BR&gt;رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 29 Aug 2009 13:03:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=klikeman&amp;postid=163</comments>
<dc:creator>klikeman</dc:creator>
<guid>http://klikeman.blogfa.com/post-163.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
